Death Metal (early), Black Gothic Metal (mid), Extreme Gothic Metal (later)
+
نوشته شده در ساعت 21:38 توسط محمد و رامین
|
گروه six feet under به عنوان پروژه جانبي chris barnes خواننده گروه cannibal corpse در سال 1993 در فلوريداي آمريکا و در سبک دث متال تشکيل شد که در اين گروه allen west گيتارست گروه obituary ، terry buttler بيسيست گروههاي death و massacre هم حضور داشتند .
به اين گروه تا سال 1995 به صورت جدي نگاه نمي شد تا در اين سال chris barnes از گروه cannibal جدا شد و قدرت خود را کاملا به six feet under معطوف کرد .
Hunted اولين آلبوم گروه است که اثري بي نهايت زيبا و در نوع خود تک است اين آلبوم در سال 1995 ضبط و به وسيله شرکت metal blade پخش شد .
1. The Enemy Inside
2. Silent Violence
3. Lycanthropy
4. Still Alive
5. Beneath A Black Sky
6. Human Target
7. Remains Of You
8. Suffering In Ecstasy
9. Tomorrows Victim
10. Torn To The Bone
11. Haunted
اثر بعدي گروه ميني آلبوم a live and dead است که گلچيني از تور گروه است که به صورت زنده ضبط شده که آهنگ grinder از گروه judas prist هم در اين آلبوم کاور شده . اين آلبوم هم در سال 1997 پخش شد .
1. Insect
2. Drowning
3. Grinder
4. Suffering In Ecstasy
5. Human Target
6. Lycanthropy
7. Beneath A Black Sky
آلبوم بعدي گروه warpath نام دارد که در سال 1997 پخش شد و در اصل ادامه دهنده آلبوم hunted است ولي به نظر من از لحاظ زيبايي به آلبوم hunted نمي رسد .
1. War Is Coming
2. Nonexistence
3. A Journey Into Darkness
4. Animal Instinct
5. Death Or Glory
6. Burning Blood
7. Manipulation
8. 419:
9. Revenge Of The Zombie
10. As I Die
11. Night Visions
12. Caged And Disgraced
بعد از دو سال استراحت گروه آماده اثر بعدي خود به نام maximum violence شد . که در اين آلبوم هم سه آهنگ از گروههاي kiss ، iron maiden و ac\dc کاور شده است .
1. Feasting On The Blood Of The Insane
2. Bonesaw
3. Victim Of The Paranoid
4. Short Cut To Hell
5. No Warning Shot
6. War Machine
7. Mass Murder Rampage
8. Brainwashed
9. Torture Killer
10. This Graveyard Earth
11. Hacked to Pieces
بلافاصله و به فاصله جند ماه بعد از پخش اين آلبوم گروه آلبوم بعدي خود را که از کاور آهنگ هاي گروههايي مثل ac\dc ، black Sabbath ، sex pistols ، deads kennedys ، exodus ، savatage ، venom ، jimmi Hendrix و scorpions تشکيل شده است را پخش کرد که در اين آلبوم john bush از گروه anthrax به صورت مهمان به عنوان خواننده در گروه حضور داشت . اين آلبوم graveyard classics نام دارد .
1. Holocaust
2. TNT
3. Piranha
4. Son Of A Bitch
5. Stepping Stone
6. Confused
7. California Uber Alles
8. Smoke On The Water
9. Blackout
10. Purple Haze
11. In League With Satan
البوم بعدي گروه که true carnage نام دارد در سال 2001 پخش شد که در اين آلبوم هم ice t از گروه nine inch niles به صورت مهمان حضور داشت .
اين آلبوم با فروش فوق العاده اي در اروپا مواجه شد و کليپ آهنگ a day the dead walked به صورت همزمان بار ها از شبکه هاي MTV و MTV2 پخش شد .
گروه در سال 1992 در تور آمريکا شرکت کرد که از هوستون آغاز شد و گروههاي skinless و sworn enemy به عنوان ساپورت کننده هاي اين تور حضور داشتند و گروه در 14 ژوئن 2002 يک DVD به عنوان double dead را ضبط کرد که بسيار ديدنيست .
در اواخر سال 2002 هم گروه در فستيوال x mass که به وسيله گروههاي marduk ، immolation ، kataklysm و ... ساپورت مي شد شرکت کرد و اين تور را هم با موفقيت تمام کرد .
1. Impulse To Disembowel
2. Day The Dead Walked
3. It Never Dies
4. Murderers
5. Waiting For Decay
6. One Bullet Left
7. Knife, Gun, Axe
8. Snakes
9. Sick And Twisted
10. Cadaver Mutilator
11. Necrosociety
اما آخرين آلبوم گروه که به نظر من شاهکار گروه است در سال 2003 و به نام bringer of blood پخش شد که رکورد فروش آلبوم هاي گروه را شکست و در جدول پر فروش ترين هاي آلمان در رتبه 36 جاي گرفت .
1. Sick In The Head
2. Amerika The Brutal
3. My Hatred
4. Murdered In The Basement
5. When Skin Turns Blue
6. Bringer Of Blood
7. Ugly
8. Braindead
9. Blind And Gagged
10. Claustrophobic
11. Escape From The Grave
اعضاي گروه six feet under :
Chris barnes : از سال 1993 تا الان خواننده گروه است و سابقه فعاليت در گروههاي cannibal corpse و leviathan را دارد .
Steve swanson : از سال 1998 تا الان گيتاريست گروه است و سابقه فعاليت در گروه massacre را دارد .
Terry buttler : از سال 1993 تا الان بيسيست گروه است و سابقه فعاليت در گروههاي death و massacre را دارد .
Greg gall : از سال 1993 تا الان درامر گروه است .
Allen west : از سال 1993 تا 1998 گيتاريست گروه بوده و سابقه فعاليت در گروههاي obituary ، massacre ، lowrow و gallery of suicide را دارد .
+
نوشته شده در ساعت 21:46 توسط محمد و رامین
|
یک گروه Death Metal برزیلی است، شکل گیری گروه در سال 1990 آغاز شد، در آن زمان آنها به کارهای گروه هایی مثل Black Sabbath و Dio علاقه مند بودند و مانند همه هدبنگرز ها ایام جوانیشان را به گوش دادن به موزیک گروه های مورد علاقیشان می پرداختند و از آنجا بود که آنها تاثیر زیادی برای کارهای آینده خویش گرفتند. دو آلبومی که بیشترین تاثیر را بر روی آنها و کارهایشان گذاشت یکی آلبوم "show no mercy" از Slayer و دیگری "altars of madness" از Morbid Angel بود. دیگر زمان آن رسیده بود که آنها کاره خود را شروع کنند. بدون داشتن پول کافی برای خریدن وسایل خوب و لازم، آنها مجبور شدند کار خود را با وسایل بسیار ساده شروع کنند.گروه Krisun وارد صحنه شد در حالی که تماس خود را با دیگر گروه های برزیلی و مجلات متال قطع نکردند. کمکم تمام جهان کار آنها را شناختند و شیوه متال آنها شکل گرفت. چیزی که به آن نام Death Metal دادند.
Alex Max و Moyses در حالی که همه چیز را خودشون یاد گرفته بودند اولین دموی خود را با نام "evil age" در سال 1991 بیرون دادند. سال بعد دومین کارشون به نام "curse of evil one" ضبط شد. از آن هنگام به بعد آن ها کار خود را در Sao Paulo دور از محل زندگی اولیه خود شروع کردنند. در این شهر جدید آنها کار خود را بر روی آلبوم جدیدشون به نام "Unmerciful Order" شروع کردند. از آن زمان Krisun مقام خود را به عنوان یک گروه شناخته شده بخاطر تندی کار و اشعاری که میخواندند و همچنین کار های اعجاب آوری که بر روی سن انجام می دادند به دست آوردند. در سال 1995 آلبوم کامل "Black Force Domain" را به بازار ارزه کردند. فقط در ارز دو سال، آلبوم موفقیت زیادی به دست آورد و توسط کمپانی آلمانی Gun Records خریداری شد. این CD امتیاز زیادی از طرف محافل موسقی متال گرفت و راه برای ورود گروه Krisiun به ارئپا باز کرد. در سال 1997 گروه 20 کنسرت در آلمان انجام داد. همان سال در ماه دسامبر آنها دوباره به اروپا برگشتند و 30 شو دیگر همراه با Kreator و Dimmu Borgir انجام دادند. در سال 1998 گروه آلبوم جدید خود با نام "Apocalyptic Revelation" در استادیوی Harrys Johns در آلمان ضبط کرد و به بازار ارزه نمود، این گروه برزیلی در این هنگام با Cradle of Filth و Naplam Death و Borknager در اروپا تور کنسرت دادند. Krisiun تمامی آمریکا را همراه با گروه های Angel Corpse و Incantaion با موفقیت در کنسرت فبریه 1999 پیمود. این کنسرت جزء اولین 30 کنسرت در آمریکای شمالی بود. آنجا بود که برای Krisun موقعیت بسیار استسنائی بوجود آمد. یکی از تهیه کنندگان جشن متال Milwakee آنها را هنگام اجرای موسیقی دید و آنها را دعوت کرد تا در ماه جولای در فستیوال متال به هنر نمایی بپردازند. در همین موقع کمپانی Century Media Records قرار دادی را به آنها پیشنهاد کرد که موجب ساخته شدن آلبوم "Conquerors of Armageddon" شد که به طور حتم این بهترین آلبوم Krisuin تا به حال بوده. در پایان سال 1999 گروه به آرزوی دیر هنگام خود که همان کار کردن با Morbid Angel کسی که تاثیر زیادی بر آنها گذاشته بود رسیدند. سال 2000 سال بسیار پر مشقله ای برای گروه بود. در آن سال 120 شو در آمریکا و اروپا و برزیل انجام دادند که به عنوان پر افتخار ترین گروه برزیلی شناخته شدند. بعد از آن همه کنسرت، آنها به کشور خود بریل برگشتند و شروع به دادن تور های کنسرت خود در تمام نقاط برزیل کردند. در سال 2001 آن ها آلبوم Ageless" Venomous" را در برزیل ساختند که با موفقیت بسیاری همراه بود و امتیاز زیادی به آن تعلق گرفت.
+
نوشته شده در ساعت 21:42 توسط محمد و رامین
|
منبع رفقا نا باب
کسب قدرت تاريکی برای شیطان پرستی
به دست آوردن نيرو های نهفته در تاريکی کسب قدرتی است درونی و بی پايان .
انرژی عظيمی که اين امکان را به شما میدهد روح خود را ارتقا بخشيد و کمبود
هايش را با قدرت جايگزين کنيد . نکته ی مهم در برگزاری اين مراسم اين است که
هرگز نبايد به نتيجه بدگمان باشيد . خالصانه به نيروي روح خود و روح تاريکی
ايمان داشته باشيد. آنچه باقی میماند آرامش و دوری از افکاره بيهوده است که بايد
در خود ايجاد کنيد.
مقدّمات
محراب : مقابل ديوار غربی قرار گرفته پارچه سياهی به روی آن کشيده ميشود.
بالای سر محراب ( روی ديوار) ستاره 5 پر وارونه نصب کن . روی محراب 2
شمع سياه روی پایه ، خنجر مخصوص مراسم ، جمجمه انسان ، یک زنگ ، یک آ
تشدان و يک جام بگزار.*برای نور بيشتر میتوان از شمع های سياه در گوشه های ا
تاق استفاده کرد / میتوانيد از جمجمه انسان ساخته شده از مواد مصنوعی نيز استفاده کنيد.*
خون : جام را با مايعی به رنگ قرمز پر کن .ماهيت مايع اهمّيتی ندارد زيرا که ا
ين مايع نماد خون قربانيست.
آتش : آتشدان را درست در مرکز محراب قرار ده .
پوشش : تماماً سیاه همراه با ستاره 5 پر وارونه آویخته بر گردن .
آداب مراسم :
به ترتیب ذیل زنگ را به صدا درآور : شش بار در جهت جنوب ، شش بار در
جهت شرق ، شش بار در جهت شمال .حال خنجر را بدست گیر به سمت پنتاگرام
وارونه نشانه برو و با لحنی دعایی نیایش کن :
بنام شیطان بزرگ و افتخار او ، لوسیفر من نیروهای تاریکی و قدرت شیطان را
به درون فرا می خوانم .
با خنجر پنتاگرام وارونه یی در هوا رسم کن و آتش را بیفروز ، نیایش را ادامه بده :
آتش سیاه برافروخته ودرهای تاریکی بر پاشنه خود چرخیده اند . روح سیاه
وشیطانی کاین ظاهر شده ، کسی که از دوردست می اید تا خواست خود را بر فراز
هستی بنا کند.بر حذر باش از گمراهی انسان که همواره همراه اوست از ابتدا تا
نهایت .نظاره کن .این منم خدای دیروز ، امروز و فردا ها . نگهبان زمان
وابدیت .بی مانند .غرق در دانایی . بی همتا در توانایی .عناصر را بخوان تا مرا
خدمت کنند و نیروهای طبیعت را امر کن تا تجلی آمال من شوند .بپاخیز من تو رامی خوانم .
دوباره خنجر را به سمت پنتاگرام وارونه نشانه برو و ادامه بده :
کاین ، شیطان ، من قله ها را تصرف کرده ام . قدرت تاریکی در دستان من است .
اکنون من در قالب تو خواستهای شیطان ام را تجلٌی می بخشم ؛ پندار مرا با شکوه
وعظمت باستانی تسخیر کن . مرا در لایه های نامریی و رمزآلودش تنها گزار .
جام را در مقابل پنتاگرام وارونه بالا ببر ( بمنظور پیشکش ) و انگشت اشاره
دست راست را درون ظرف ببر . انگشت را از ظرف خارج کرده ، دور لبه جام
بگردان ( در جهت گردش عقربه های ساعت ) و همزمان بخوان :
من از این جام می نوشم .من از زندگی می نوشم . قدرتهای نهفته در تاریکی مرادر بر گیرید .
جام را یک نفس تا انتها بنوش .و ادامه بده :
همراه با برترین نیروهای شیطانی و عمیق ترین قدرتهای تاریکی به جهان مادٌه باز
می گردم تا شبی دیگر را تسخیر کنم .
آتش را خاموش کن ، زنگ را در خلاف جهت ابتدایی به صدا در آور، شمع ها را خاموش کن .
آتش سوزان و یک عریان
معبد پر خون و این شیطان
آخرین زنگار قلبش را
میتراشد با دلی نالان
از برای نفرت و کینه
در وجودش گشته یک طوفان
زندگی احساس عشقش را
شسته میبیند در این باران
اعمال و زمان شيطان پرستی :
زمان شيطان پرستی در زمانهای بسيار قديم و قرون اوليه آدمی در چندين زمان انجام
ميگرفت : اولين زمان هنگام کسوف و خسوف بود ؛ بر اين تصور که شيطان و خدای
تاريکی از انسانها عصبانی هستند و منتظر هديه خود و اگر برای آنها قربانی انجام
نميگرفت خدای تاريکی و شيطان تمام انسانها را قتل عام ميکردند لذا برای آرامش
شيطان قربانی کردن انسان انجام ميشد . اين مراسم به خصوص در قبايل امريکای
جنوبی بسيار فراوان ديده شده است به گونه ايکه اکتشافات به دست آمده وجود اين
قربانی کردن ها را تصديق ميکند و اتاقهای مخصوص قربانی کردن نيز به شيوه ای
خاص بنا شده بود و تزئينات خاص خود را داشت . البته قربانی کردن انسان در
زمانهای ديگر نيز انجام ميشد که اکنون قربانی کردن انسان در دوره کنونی در يک
شب کاملا تاريک انجام ميشود .اعمال مراسم شيطان پرستی نيز بسيار زياد است و به ذکر چند مورد بسنده ميکنم .مهمترين اعمال آنها اعمالی است که هميشه انجام ميدهند و در آن به انجام امور جنسی
میپردازند و همچنين از شيطان برای پيشبرد اهداف حاضرين کمک ميخواهند و اگر
کسی مشکلی داشته باشد برای حل مشکل وی دعا ميشود . مراسم بعدی ؛ مراسم
عضويت يک عضو جديد به اين هيئت و مجموعه است که اين کار توسط کشيش
کليسای شيطان و يا همسر وی ( بستگی به مذکر يا مونث بودن عضو جديد دارد )انجام ميشود .
مراسم قربانی کردن :
در شيطان پرستی جديد قربانی کردن مفهومی ندارد اما برای آنان که هنوز پيرو
شيطان پرستی قديمی و قرون وسطايی هستند اين کار در شبی تاريک انجام ميشود .
قربانی توسط آب مقدس غسل داده ميشود و بر روی محراب خوابانده ميشود . البته
اصولا قربانی ها قبل از انجام مراسم بيهوش ميشوند . و در کاملترين مراسم قربانی
کردن برای شيطان ؛ قربانی پس از کشته شدن و نوشيدن خون وی توسط آتش
سوزانده ميشود . در اين مراسم خواندن اوراد مخصوصی به زبانی کاملا بی معنی و
گاها عبری انجام ميگيرد .
مراسم معروف نماز سیاه یا نماز جماعت سیاه :
شاید معروفترین مراسم آنان باشد . این مراسم در کلیسای شیطان پرستی انجام میشود
و دقیقا همان مراسم عشای ربانی مسیحیت است با این تفاوت که تمام کارها برعکس
انجام میشود و البته کارهایی نیز در آن مراسم انجام میگیرد که از ذکر آنها خودداریمیکنم .
مراسم پیوستن عضو جدید:
در مراسم پيوستن عضو جديد به شيطان پرستان که البته همچين عملی در جادوگری
نيز وجود دارد ۵ بوسه مقدس است . اين ۵ بوسه توسط همسر يا خود کشيش به بدن
شخص عضو شونده زده ميشود که باعث خير و برکت او ؛ تقدس او در بين شيطان
پرستان ؛ تشکر از وی به منظور عضو شدن و در نهايت قبول فرد عضو شونده
است . شخص جديد در وسط پنتاگرام ( چه در جادوگری و چه در شيطان پرستی و
در هر دو پنتاگرام ) زانو ميزند در حاليکه کاملا عريان است . بوسه ها بر زانو ؛
الت تناسلی ؛ سينه ها و لبان شخص جديد زده ميشود . قبلا هم گفته شد که در اين دين
اعتقاد خاصی و احترام خاصی به اندام تناسلی قائل هستند زيرا زندگی و جهان را
بدون وجود آن پوچ ميدانند و آن را تضمين بقای بشريت ميدانند . البته قابل تامل است
که تضمين بقای آدميت به وجود آن بستگی دارد اما افراط و تفريط در هر دينی وجوددارد و خواهد داشت
شيطان پرستی در ايران :
شيطان پرستی در ايران از ديرباز وجود داشته است . چه قبل از زرتشت و چه بعد
از آن و شايد اوج آن در زمان زرتشت و بحث اهريمن و اهورامزدا باشد . اما بر
اساس تحقيقات نويسنده وبلاگ بيشتر شيطان پرستی در ناحيه غربی کشور و
ناحيه مرکزی ايران داير است . مخصوصا در شهرهای غرب و جنوبغرب کشور و
کردنشين که حتی مراسم اين عده در کوهها و دره ها نيز هنوز برگزار ميشود و
قربانی آنها حيوان است . در قسمتهای مرکزی ايران نيز هنوز هستند قبايلی که
شيطان پرست هستند اما خوب به گستردگی ديگر مناطق ايران نيستند
+
نوشته شده در ساعت 21:39 توسط محمد و رامین
|
سمبل ها و نشانه هایی است حتما همه ما با آنها برخورد داشته ایم بد نیست تا معنی برخی از این علائم را بدانیم:
Inverted Pentagram (پنج ضلعي وارونه): نشانه ستاره صبح ، نامي که به شيطان تعلق دارد. اين علامت در مراسم هاي مخفيانه ( کابالا ) و جادوگري برای احضار ارواح شيطاني استفاده ميشود. اين علامت را شيطان پرستان با دو ضلع در بالا و ملحدان با يک ضلع در بالا استفاده ميکنند. در هر حال اين علامت نشانه شيطان است و مهم نيست که يک نوک ضلع آن بالا باشد يا هر دوي آنها و يا دور آن دايره اي کشيده شده باشد يا خير در هر حال اين علامت شيطان است.
Baphomet ديو بافومت: علامت شيطان پرستي. خداي شيطاني و سمبل شيطان. ممکن است اين علامت به شکل جواهرات ديده شود.
666 : علامت انسان ، نشانه جانور (هيولا) – مکاشفات 13:18 « ... پس هركس حكمت دارد عدد وحش را بشمارد ، زیرا كه عدد انسان است و عددش 666 است»
Ankh : سمبل باروري و شهوات در انسانها. روح شهوت قدرت اين جمع زنان / مردان مي باشد.
Swastika or Sun Wheel (صليب شکسته يا چرخ خورشيد): يک علامت مذهبي باستاني است که سالها قبل از قدرت گرفتن هيتلر به کار ميرفت. اين علامت در کتيبه هاي بودايي و مقبره هاي سلتي و يوناني استفاده ميشده. در آيين پرستش خورشيد ، اين علامت به نظر مي رسد نشانه مسير حرکت خورشيد در آسمان باشد.
All Seeing Eye (چشمي که به همه جا مي نگرد): آنها معتقدند که اين چشم لوسيفر (شيطان) است و کسي که قدرت کنترل آن را دارد بر تمام دارايي ها حکومت ميکند. اين علامت در پيشگويي ها به کار ميرود. جادوها ، نفرين ها ، کنترل هاي روحي و تمامي انحرافات تحت اين علامت کار ميکنند. اين علامت روشنفکران است . به پول رايج ايالات متحده نگاهي بيندازيد .اين علامت اساس نظم نوين جهاني است.
Upside Down Cross صليب وارونه: نشانه استهزاء و رد کردن مسيح ميباشد. گردنبندهاي آن توسط شیطان پرستان زيادي به کار ميرود. اين علامت را ميتوان همراه خواننده هاديد میشود
Anarchy (هرج و مرج): اين علامت به معناي از بين بردن تمام قوانين ميباشد. به عبارت ديگر " هرچه تخريب کننده است تو انجام بده " يعني همان قانون شيطان پرستي . اين علامت توسط پانک ها هوي متالها و راک ها به کار ميرود.
Anti Justice (ضدعدالت): تبر رو به بالا علامت عدالت روم قديم بوده است که علامت واژگون شده آن نشانه ضدعدالت يا شورش و طغيان ميباشد. فمنيست ها از دو تبر رو به بالا به معني مادر سالاري باستاني استفاده مينمايند.
+
نوشته شده در ساعت 14:28 توسط محمد و رامین
|
در مورد این مطلب هیچ مسولیتی ندارم و مسول این مطلب خود نویسنده است.نویسنده کلیسای شیطان
تولد عيسا، دروغي بيش نيست
شايد به جرات بتوان گفت كه بيش از هر شخصيت مذهبي، درباره وجود خارجي مسيح شك و
ترديد شده است. در حالي كه امروزه تا حدودي شك هايي كه درباره موجوديت موسا، زرتشت،
بودا و كساني ديگر بر زدوده شده است، اما همچنان شك هايي درباره شخصيت مسيح باقي
مانده است. اين ابقاي شك و ترديد به مناسبت تاريكي موضوع، تشتت مباحث و فقدان مداركي
است درباره شخصي بنام مسيح. امروزه همچنان اين پرسش باقي مانده است كه آيا عيسا وجود
داشته است ؟. به نظر ميرسد كه تاريخ زندگي بنيان گزار آيين مسيحي، در اثر فشار غم و
اندوه، تخيل و توهم مردم يهود به وجود آمده باشد. افسانه هايي نظير اين تاريخ كم نيست و در
مقام مقايسه بايد از موارد مشابهي چون افسانه كريش نا، اوسي ريس، آت تيس، آدونيس
، ديوني سوس و ميت را ياد كرد. در جهان شايد بيش از هر افسانه يي، تاريخ مشكوك زندگي
مسيح، نظايري داشته باشد؛ از يونان باستان تا كشورهاي متمدن امروزي، از ملل و اقوام كهن
تا مردم امروز، از قلب اروپا تا جزاير گمنام اوقيانوسيه و تمدن هاي فراموش شده آزتكي و
پرويي، افسانه هايي نظير افسانه موردنظر يا تاريخ زندگي مسيح وجود داشته است، چون اين
تاريخ واكنش روحي بشري است در هر نقطه و مكاني كه انسانهايي وجود داشته يا موجود بوده
اند، نظام و نظام روحي يي نيز برقرار بوده و در پي هر شكست و ناكامي يي، يك خلق يا
جمعيت يا قوم و ملت، هم چون يك فرد به درون گرايي و افسانه پردازي پرداخته است و در
خلال توهمات و پندارهاي خود، واقعيت را كاميابانه جبران كرده است.
يهوديان چنانكه ملاحظه شده، در آن تلخ كامي و شوربختي و فشار ظلم و جور، در انتظار
موعودي بودند كه رهايشان ساخته و سلطنت بني اسرائيل را مستقر نموده و سروري قوم
برگزيده و بر مشركان حصول يابد. چون زماني گذشت، بعيد نيست كه كم كم توهمات خود را
واقعيت بخشيده و شخصيتي ايجاد نموده و برايش افسانه أي ساختند. اما شايد شخصيتي مجهول
نيز وجود داشته بنام عيساي ناصري كه چون شهرتي بدست آورد از طرف خلق و يا به ادعاي
خودش موعود بني اسرائيل خوانده شد و بعدها وي را همان مسيح وعده داده شده خواندند.
همه اين ها حدس و گمان است و مدركي بر موجوديت مسيح وجود ندارد.
آناتول فرانس، يكي از نويسندگان سده نوزدهم، كه از مسيحيت اكراه داشت، زماني داستاني
نوشت كه براي بسياري از مسيحيان زننده است. اما به هيچ وجه اشكالي ندارد كه آنچه او
نوشته است عين جريان تاريخ واقعي باشد. در داستان وي پون تيوس-پي لاتس فرمانرواي
رومي، كه به عقيده مسيحيان مسئول به صليب كشيده شدن عيسا بود، سالها پس از پايان يافتن
دوران فرمانروايي خود، از آن سخن مي گويد. پي لاتس در ضيافت شامي مشغول ياد آوردن
وقايع گذشته است؛ ميهماني، بطور اتفاقي ذكري از دختر زيباي يهودي مي كند كه سابقا مي
شناخته است و اخيرا آن دختر به پيروان « جادوگر جليلي » بنام عيساي نصراني پيوسته است.
پي لاتس سرش را مي خاراند و ميگويد : ‹ عيسا ؟ عيساي نصراني ؟ هيچ يادم نيست ؟ ›
البته هر گاه از اين طنز و كنايه بگزريم، به فقدان مدارك براي صحت وقوع تاريخ زندگي و
شخصيت خارجي عيسا باز مي رسيم. البته هر گاه معتقد باشيم كه انجيل ها كلام صريح خداوند
هستند و هيچ گونه نقادي را نپذيريم كه جاي سخن و بحثي باقي نيست، اما هر گاه تسليم عقل
و منطق شده و به نقادي ايمان داشته باشيم، با توجه به اسناد و مداركي كه از منابع رومي و
يوناني و غيره به ما رسيده است، اناجيل ايجازي، يعني انجيل هاي مرقس، لوقا، و متي حتا
صحبت است، چون داستانهاي اين اناجيل، داستانهاي معاصر زندگي عيسا نيستند اما با تمام اين
احوال در نقاديهاي تند و افراطي نيز بايستي با دقت به تجزيه و تحليل پرداخت. در آغاز سده
نوزدهم، نسل اول نقادان انجيل كه از دانشمندان بودند و به روش جديد نقادي در تاريخ، به
خود مي باليدند، در راه نقادي افراط كردند، چون معتقد بودند، و در حقيقت بر آن راه مي
پوييدند كه به موجب آن زندگي عيسا چون مردان تاريخ عصر ما مستند نيست، پس روايات
اناجيل جز افسانه چيزي نيست. برونو-باوئر كه از اين نقادان بود گقت : « تمام مسيحيت ناشي
از يك اثر افسانه يي است، و آن اثر داستاني كه مرقس در دوره امپراتوري هادريان نگاشته
است »
اما آنچه كه محقق است، سابقه چنين شكي بسيار كهن و با قدمت است. ول ني به سال 279
ميلادي در كتاب خود بنام « ويرانه هاي امپراتوري » درباره وجود عيسا شك كرده و آشكار مي
شود كه در آن زمان نيز شك و ترديدهايي كه از اواخر سده هجدهم در مورد عيسا پيدايي يافت،
وجود داشته است. هنگامي كه ناپلئون به سال 1808 با نويسنده مشهود آلماني ويه لند ملاقات
كرد، نه از امور نظامي سخن گفت و نه از جنگ و سياست، بلكه جويا شد كه آيا به تاريخي
بودن عيسا معتقد است ؟
+
نوشته شده در ساعت 20:59 توسط محمد و رامین
|
ادرس جديد سايت
www.music-metal.bdl.ir در صورت فيلتر شدن سايت
+
نوشته شده در ساعت 20:6 توسط محمد و رامین
|
در مورد این مطلب هیچ مسولیتی ندارم و مسول این مطلب خود نویسنده است.نویسنده کلیسای شیطان
شاخه های شیطان پرستی
آتهايستها منکران خدا هستند. خدايان همانقدر قدرت دارند كه پيروانشان . هر آتهايستي هيچ
خدايي با هر قدرتي را قبول ندارد. يك سيتنيست نيز اينگونه است و همهي خدايان، شياطين
(كه شيطان معروف در كتب اديان را هم شامل ميشود) را انكار ميكند.
خيلي از آتهايست ها در افكارشان محافظهكاري به خرج ميدهند، اما شيطانگرا ها اينگونه
نميانديشند. آنها صريحاً دست به انكار ميزنند و به آن افتخار ميكنند. تقريباً مثل هيومنيستها.
Church Of Satan توسط انسان در ذهن پايهگذاري شده ، در جهاني زميني براي هدايت
. ما اديان فريبكار و متظاهر و رياكارانه را نميخواهيم! تنها چيز خوبي كه در اديان يكتاپرست
يافت ميشود، "آدم بدها" هستند! اين نيروهاي تاريكي براي ما به عنوان نمادهاي مقابله در
برابر موجوداتي كه هميشه در سوگند خوردن به كار ميرفتند، به كار ميايد!
در The Satanic Bible ليستي شامل 77 نام از شياطين كه در راس آنها 4 فرشتهي
جهنمي هستند وجود دارد.اين اسامي از فرهنگهاي مختلف و زبانهاي مختلف آمدهاند.
همهي آنها يك نكته مشترك دارند: آنها به عنوان نيروي پايهاي در مقابل" خداي حاكم" در آن
فرهنگ، قرار ميگرفتند.
ما كساني هستيم كه دانش را به جاي جهل پذيرفتهايم. ما با آگاهي ،" درخت معرفت" را انتخاب
كرديم! راهي كه شيطان نشان داد!سيب درخت معرفت را ميخوريم!
ما كساني را كه حقيقت را پايمال ميكنند محاكمه ميكنيم!
ما كساني را كه چيزي را كوركورانه دنبال ميكنند، سرزنش ميكنيم!
ما مخالف خداگرايي هستيم، ما بيروني كردن گناه را نادرست و دردناك ميشمريم..!
ما به جاي امتيازجمع كردن همراه با رياضت، براي رسيدن به دنيايي خوب بعد از مرگ، به
شادي خويش و جسم معتقديم.
نيچه در فراسوي نيك وبد چنين ميگويد:
" شيطان بيشترين بينش را راجع به خدا دارد؛ چنين است كه از او دور ميگردد، در حقيقت
شيطان قديميترين دوستدار دانش است."معمولاً وقتي مردم به Satanicm فكر ميكنند، تنها چيزي كه به ذهنشان خطور ميكند، تصاوير
شياطين، حيوانات عجيب و غريب ، شكنجه و .. است..
نتيجهي هياهوي رسانهها و تبليغات منفي مذهبيون چنين تصويري بوده است. اغلب مردم فكر
ميكنند كه Satanicmها ( كه من ترجيح ميدهم به جاي ترجمهي "شيطانپرست" از لغت
"شيطانگرا" استفاده كنم.) بدي ها را در آغوش ميكشند و شر را ميپرستند ، توانايي دوست
داشتن را ندارند و اينكه سيتنيسم چيزي نيست جز عكس مسيحيت. چيزي كه كاملاً از حقيقت
دور است.
Satan در لغت به معني ضديت و مخالفت است. ما با وضع كنوني مخالفيم! مخالفيم با اين
بينش جمعي بسته كه ناداني را مثل يك سرطان فراگير به مردم تزريق ميكند .
در عوض ما خرد، عينگرايي ، مادهگراي ، فردگرايي و نفع شخصي معقول را ميپذيريم و قبول
داريم.
تو تنها كسي هستي كه كنترل زندگيت را بدست دارد. چيزي به اسم "خدا" زندگيت را بهتر
نميكند.
مسيحيان به كودكانشان ميگويند: به "بابا نوئل" ايمان داشته باش ! وگرنه مجازاتت اين است
كه هديهاي از او دريافت نميكني! همهي اديان كم و بيش از چنين قاعدهاي پيروي ميكنند به جز
Satanicm ( البته Satanicm بيشتر "ضددين" است تا "دين"!)
ما به چيزي كه نميبينيم اعتقاد نداريم و اين قاعده شامل "شيطان" هم ميشود.
پس نام Satanicm به چه دليل است؟
در طول تاريخ، مبلغان مذاهب مختلف، مردم را فقط به فرمانبرداري و ايمان توصيه كردهاند و
قدرت شخصي انسانها و شعورشان را "شر" ناميدهاند و كتابهايي كه انسانها را به تفكر و
طغيان فرا ميخواند را سوزاندند. Satanicmدقيقاً برعكس عمل ميكند. از اينرو "ضد" است.
( ضد يا همان معني لغوي شيطان)
Satanicm هزاران سال پيش با اشكالي نادرست پاگرفت. در بعضي نوشتهها Satanicm
به عنوان پرستش شياطين و خدايان گوناگون توجيه شد. بعدها در جادوگري نمايان شد
. جادوگران قدرتشان را با پيمان بستن با شيطان تضمين ميكردند. شيطان پرستي در
Voodoo و بتپرستي هم نمايان بود. تقريباً تمامي اينها نادرست است و هيچ ربطي به
شيطان و Satanicm مدرن ندارد!
دو گونه Satanicm وجود دارد:
LaVey Satanicm ( يا سيتنيسم مدرن)
Theistic Satanicm( سيتنيسم خداگرايانه)
Theistic Satanicm ميگويد كه اگر خدايي وجود دارد، اهريمن است. اين سيتنيسمي است
كه اغلب مردم بي اطلاع به عنوان Satanicm ميشناسند . دو فرقهي The First
Church of Satan (كه در سال 2003 متلاشي شد) و The Temple of Set ( كه
همچنان وجود دارد ولي گمنام ومهجور است) از اين Satanicm پيروي ميكردند.
اماSatanicm مدرن كاملاً آتهيستيك( “Atheistic”بر اساس انكار خدا) است.
در نتيجه سيتنيسم مدرن وجود شيطان را هم انكار ميكند.
Satanicm مدرن در سال 1966 توسط آنتون لاوي Anton LaVey پايهگذاري شد. او
عقيدهاش را تحت مجموعهاي به نام “Church of Satan” معرفي كرد. اين "ضدمذهب"
پاسخي است بر عليه سركوب شعور و نيازهاي طبيعي بشري توسط اديان من از نسلی هستم
که جرات دارد به وجود خدا شک کند..
بر توانايی او شک کند ..
نسلی که جرات دارد او را نقد کند ..
او را انکار کند.. بر او بشورد و نادان بخواندش!
نسلی که اربابی نمیپذيرد .. چه اين ارباب معجزه بداند .. چه تو را از جهنمش بترساند!
:« چه کسی تو را خدا ناميد؟..
چه کسی تو را به اين درجه منسوب کرد؟..
از کجا آمدی؟ کجا زاده شدی؟.. چه کسی تو را آفريد!!؟
جز اين است که انسان تو را آفريد؟.. و هموست که تو را نابود ميکند..»
خدايان نابود ميشوند..
انسان بيافرينيم.. کاری که خدايان از انجام آن عاجز بودند
+
نوشته شده در ساعت 15:8 توسط محمد و رامین
|
در مورد این مطلب هیچ مسولیتی ندارم و مسول این مطلب خود نویسنده است.نویسنده کلیسای شیطان
شيطان پرستي :حقيقتي را جستجو مي كند كه در اين جهان يافت نمي شود . خود كشي توجيهي
اينگونه دارد : اگر بپرسي چرا خودت را مي كشي ؟ مي خواهم به حقيقت برسم و حقيقت در
اين دنيا به دست نمي آيد .
شيطان : زندگي در اين دنيا بر پايه دروغ است و همه باورهاي مردم بر پايه همين دروغ شكل
گرفته است ، همه عادت كرده اند دروغ بگويند ، لذا اگر حرف راست هم بزنيد كسي آن را باور
نمي كند .
شيطان پرستي آييني است كه همه چيز را منفي ارائه مي دهد . آدم عمر شب را بلند مي داند .
ما حتي خورشيد را مانع از تابش نور مي پنداريم . ما همه چيز را منفي مي خواهنيم ، اگر به
باغ سيب برويم همه سيب ها را كال مي بينم و اگر به تئاتر برويم همه بازيگر ها را لال مي
پنداريم. شيطان پرستان :چشمهايت را باز كن ، فقط ببين . مغزت را ببند ، فكر نكن . نقش تو
، نقش تماشا چي تئاتر در اين دنياست .
شيطان پرستي> معجوني است كه هر آدم گرفتاري را به وحشي گري و نفرت سوق مي دهد.
كوره راه است مسيري است كه به هيچ جا راه ندارد. بن بست است. رسما اعلام مي كنم که ما
به مقصد نمي رسيم. براي شيطان پرست تفهيم مي كنند جاده اي كه در آن قرار دارد پر از خط
كشي هاي در هم و بر هم است. و او در يافتن راه خروج تا سر حد جنون و ديوانگي پيش مي
رود و سر انجام مطمئن مي شود راه بازگشتي وجود ندارد.وبايد با ما بماني تا آخر مرگ
امروز ديگر صليب هاي وارونه ، ستاره پنج پر ، 666، صورتهاي نقاشي شده ، ماسك هاي
حيوانات درنده ي شاخ دار ، برهنه پوشي ... تنها نشانه ها و سمبل هاي شيطان پرستي نيست.
عمده ترين نشانه شيطان پرستي را در تجاوز و قتل به ويژه در تجاوز به كودكان و نوجوانان
به همراه قتل آنان بايد ديد.ترس را شيطان پرست ها به ارمغان آورده اند. .توصيه اي كه ما به
شما مي کنيم. شنيدن آهنگ هاي تند همراه با خشونت است. كه وحشت و نفرت را با خود دارد
. ما موظفند هميشه خشم و نفرت خود را نسبت به مسيح و ساير مقدسات اعلام كنند.و اينگونه
خودراراحت کنيم خود را بي خانماني بيابانگرد بپندارند كه از عشق و محبت متنفرند. آنان
خوانندگان بسيار خشني ، كه در صدايشان مي توان غرش حيوانات وحشي را شنيد ، سمبل
قدرت شيطان پرستي مي دانند.وپيام شيطان را به مامي رسانند ميخواهيم و كمبود و نياز خود
را با خشونت زياد رفع مي كنيم. اهانت به اديان به عنوان آزادي بيان در تصنيف هاي
خوانندگان ترويج و تبليغ مي شود. اكنون موسيقي بلک متال كه از موسيقي Yidishگرفته
شده در همه زواياي ذهن جوان ايران و ... رخنه كرده ، به طوري که روزي گروه بيتل ها از
سر مزاح اعلام كرده بود كه از خدا نيز معروف تر است و امروز گروه هاي موسيقي شيطان
پرست عملا پرچم جنگ با خدا را بر افراشته اند.
هدف ما دستيابي به يک قدرت جهاني است
.هيچگونه محدوديتي براي حوزه فعاليتهاي ما وجود ندارد
توده مردم بايد صرفا به وسيله ما اداره شوند
با تمام روشهاي ممکن بايد اهميت حکومت و قدرتمان را به همگان گوشزد و اعلام کنيم کساني
که به حکومت جهاني ما تسليم شوند از حمايتمان بر خوردارند.
1-شيطان سمبل آزادي، به جاي رياضت و سختي است .
2-شيطان سمبل زندگي و حيات وجود به جاي خواب و روياي ناچيز معنوي .
3-شيطان بازگو مي كند كم عقلي و بي عفتي بهتر از رياكاري و خود فريبيست .
4-شيطان بازگو مي كند مهرباني به كساني كه شايسته شان است بهتر از عشق ورزيدن از
روي ظاهري و جلب توجه مي باشد .
5-شيطان بازگو مي كند كينه جويي و انتقام بهتر از پررويي و گستاخي است .
6-شيطان بازگو مي كند مسؤليت را به مسؤلش محول كردن بهتر از فكرهاي پليد و خوناشامي
است .
7-شيطان بازگو مي كند انسان فقط يك نوع حيوان ديگري است، گاهي اوقات بهتر از آن، بارها
و بارها شديدتر از آنهايي كه در اين راه به طور اجباري آلوده شده اند، كه، بخاطر خداي
معنوي اش و ظهور عقلاني، بصورت شرارت حيواني تبديل شده است .
8-شيطان بازگو مي كند همه چيزهايي كه به سينس (گناهان) مشهور هستند، عبارتند از :
دگرگوني از حالت بي عقلي و مغز سربي (منجمد) بصورت طبيعي ذهن و فكر، يا احساس يا حس
خوشي .
9-شيطان سمبل دوستي و رفاقت است كه حتي كليساها هم اين قدر دوستي و رفاقت را در خود
نمي ديدند . كه كليساها هر ساله تجارت هايي (كمك هاي خيريه) برپا مي كرد
+
نوشته شده در ساعت 15:4 توسط محمد و رامین
|
در مورد این مطلب هیچ مسولیتی ندارم و مسول این مطلب خود نویسنده است.نویسنده کلیسای شیطان
خداي عزيز سلام عليكم
حقيقتا" ما نمي دانيم چگونه ترا مورد خطاب قرار دهيم. بنا براين ما از همان طريق كه به پيامبر مورد علاقه ات ياد دادي با تو احوالپرسي مي كنيم.همچنين براي ما خيلي مشكل ا ست كه بدانيم تو كجايي. چون تو براي ارتباط برقرار كردن با امتت توسط وزير اطلاعات خود يعني جبرئيل در 1400 سال پيش با محمد ارتباط برقرار كردي. و از آن موقع تا به حال ما از تو چيزي نشنيده ايم اين براي ما خيلي ناراحت كننده است . در طول اين هزار و چهارصد سال خيلي از چيزها در دنيا عوض شده است.ما كاملا" مطمئنيم كه تو از همهُ اين تغييرات مطلعي . ما اين ايميل را براي تو مي فرستيم به اين اميد كه در جايي از اين فضاي بزرگ اينترنتي تو را پيدا كنيم. خدايا اين بي ادبي ما را ببخش. ما سعي كرديم كه با تو توسط نماز و روزه و حج و تسبيح و زكات ارتباط برقرار كنيم. اما افسوس كه همهُ تلاش ما بي نتيجه ماند.شايد تو سرت خيلي شلوغ است يا مسائل ديگري داري كه بايد به آنها بپردازي.هزاران سال صبر كرديم كه به وعده هايت وفا كني اما تا به حال چيزي دريافت نكرديم. به اين دليل است كه در كمال نا اميدي اين ايميل اظطراري را براي تو مي فرستيم. خداي عزيز آيا تو يك دستگاه فاكس داري.ما مطمئنيم كه تو حتما" يك دستگاه فاكس داري چون حتي آفريده هاي تو توانسته اند ماشين فاكس اختراع كنند. پس تو حتما" يك دستگاه فاكس و يك خط تلفن داري. بنا براين مي توانيم هر وقت كه ضرورت ايجاب كند با تو ارتباط برقرار كنيم.
خدايا ما از اين كه به دنيا آمده ايم و بزرگ شده ايم اصلا" خوشحال نيستيم. چون ما مجبوريم كه با فقر و بي عدالتي' بيماري'و نبود آينده اي روشن براي خود و بچه هايمان مواجه بشويم.ما فكر مي كرديم كه تو ايمان ما را بوسيلهُ آن بلايا مي سنجي. بنا براين ما راهي پيدا كرديم كه به سرزمين كفار مهاجرت كنيم. خدايا ما مي دانيم كه اگر تو از نيت اصلي ما از اين مهاجرت مطلع بشوي حتما" ما را مي بخشي. ما مي خواستيم اين كافران را به اسلام دعوت كنيم و در كنار آن زندگي راحتي را براي خود و فرزندانمان حد اقل از نظر مادي تامين كنيم.همچنين ما مي خواستيم مساجدي را در اطراف شهرهاي اين كافران بسازيم .اين بزرگترين آرزوي ما بود .خدايا تو فكر نمي كني كه اين يك فكر مبتكرانه بود.به اين وسيله ما مي توانستيم با يك تير دو نشان بزنيم. ما اينجا ديديم كه زنان حجاب ندارند.اول خجالت مي كشيديم به اين زنهاي بي حجاب نگاه كنيم.ما قويا" به راهنمايي تو. عمل كرديم.نظير اين آيه:
سورهُ نور24:30 :بگو مردان موُمن چشمهايشان را بپوشانند .و فروج و اندامشان را محفوظ دارند.و خدا به هر چه مي كنيد آگاه است.
ما فكر كرديم اينها مثل فاحشه ها هستند و خود را در معرض تجاور فرار مي دهند.ولي با كمال تعجب ديديم اين اين زنان بي حجاب در سرزمين كفار به ندرت مورد اذيت و آزار و يا تجاوز جنسي قرار مي گيرند. چطور همچين چيزي امكان دارد؟چون زنهاي ما با وجود اينكه حجاب را رعايت مي كنند اما هنوز احساس امنيت نمي كنند.چرا بايد اينطور باشد.
اي خدا ما در طول زندگي غذا هاي حلال خورديم.ما هرگز غذاهايي را كه از طرف تو ممنوع شده بود نخورديم. حتي در سرزمين كفار ما هر روز حدود چند مايل رانندگي مي كرديم تا غذاي حلال بخوريم.هر چند كه ممكن بود آن غذاهاي حلال سالم نباشند.ولي ما ترجيح مي داديم كه غذاهاي حلال بخوريم تا اينكه غذاهاي بهداشتي و سالم اين كافران را بخوريم.بنا بر اين ما به ندرت مكدونالد. مرغ كنتكي بريان ... ويا غذاهاي آمادهُ ديگر را خورديم.ما افتخار مي كنيم كه اين غذا ها را اگر چه سالم و بهداشتي بودند نخورديم.ما افتخار مي كنيم كه به فرمايشات گوش فرا داديم.
خدايا مي داني چرا اين كار را كرديم؟به اين دليل كه خودت گفتي كافران نجس هستند.ببين اين چيزي هست كه تو خودت به ما گفتي
سورهُ توبه9:28:اي اهل ايمان حقيقتا" كافران نجس مي باشند. پس بنا براين از امسال به آنها اجازه ندهيد كه به مسجدالحرام وارد شوند. و اگر از فقر مي ترسيد خدا اگر بخواهد به زودي از مرحمت خود شما را بي نياز مي كند.و خدا دانا و عاقل است. خدايا ما ايمان كامل به گفته هاي تو داريم . وقتي كه اين كافران براي يك ميهماني ما را به خانه هايشان دعوت مي كنند. وانمود مي كنيم كه افق فكري ما باز است.وقتي ما به اين ميهمانيها مي رفتيم به دقت دنبال علائمي كه حرام بودن اين غذا ها را مشخص كند مي گشتيم.بيشتر اوقات ما فقط آبميوه مي خورديم و لب به هيچ غذايي نمي زديم.. به ميزبان مي گفتيم گرسنه نيستيم يا اينكه مي گفتيم مريضيم.خدايا تو فكر نمي كني اين يك از خود گذشتگي بزرگ از طرف ما براي بزرگداشت فرامين تو بود؟.اگر به اشتباه ما غذاي حرام مصرف كرديم ما را به خاطر اين اشتباه ببخش.فكر مي كنيم اينچنين خطاهايي از طرف تو بخشودني است. ببين خودت در قرآن چه گفتي
سورهُ بقره:2:173:به تحقيق خدا بر شما حرام گردانيد مردار و خون و گوشت خوك و هر كشته اي كه به غير از نام خدا ذبح شده باشد.ولي اگر به دليل احتياج به خوردن آن مجبور شود.در صورتي كه تمايل نداشته باشد.و از اندازهُ سدّ رمق نيز تجاوز نكند. گناهي بر او نخواهد بود.كه به قدر احتياج صرف كند كه محققا" حدا در حق خلق آمرزنده و مهربان است.
ولي خدايا. چيزي كه براي ما معما شده اين است كه چرا اين حرام خورها به نظر خيلي سالم به نظر مي رسند. اما خيلي از ماها علي رغم اينكه در زندگي فقط به خوردن حلال مي پر دازيم به اندازهُ آنها سالم و با نشاط نيستيم. ما فكر مي كرديم كه بهترين راه سلامتي و كسب طول عمر خوردن غذاهاي حلال است.اما چرا اين حرام خورها خيلي بهتر به نظر مي رسند.
خدا جان تو به ما گفتي كه به دليل اينكه ما دنباله رو بهترين مذهب دنيا هستيم' بهترين مردم دنيا هستيم.براي تصديق آنچه خودت به ما گفتي بهتر است به فرمايشات خودت در قرآن توجه كني:
سورهُ آل عمران3:110:شما نيكو ترين امتي هستيد كه قيام كردند.مردم را به نيكو كاري دعوت كنند و ار بدكاري باز دارند و ايمان به خدا آورند.و اگر اهل كتاب همه ايمان آورند. بر آنان چيزي در عالم بهتر از آن نيست. ليكن برخي از آنالن با ايمان و بيشتر فاسق و بد كارند.
ودر آيه 85 همين سوره فرمودي: هر كس غير از اسلام ديني اختيار كند هرگز از او پذيرفته نيست.و او در آخرت از زيان كاران است.
خدا يا بنا بر آنچه خودت گفتي ما از هر نظر بهترين مردم روي اين كرهُ خاكي هستيم. اما با كمال تعجب مي بينيم كه تمام دستاوردهاي امروزه.توسط اين كافران بدست مي آيد.از وقتي تو پيغام دادن را توسط پيامبرت قطع كردي خيلي چيزها تغيير كرده كه نمي توان آنها را در يك ايميل گنجاند. خدايا چرا ما نمي توانيم با تو يك ارتباط راديويي داشته باشيم.در حالي كه اين كافران تمام نقاط اين كرهُ خاكي را به طريق الكترونيكي به هم متصل كرده اند.چگونه اين كافران در حال پاگذاري به كرات ديگري كه تو خلق كرده اي مي باشند اما ما عاجزيم كه حتي ردي از محل اقامت تو پيدا كنيم.چرا تو به پيروان حقيقي خودت اين توانايي را نمي دهي كه به موفقيت هاي غير قابل باور اين كافران دست يابند.موضوع ديگري كه ما را سردرگم مي كند موضوع داروست.همهُ داروهاي مدرن نجات دهنده ' و اختراعات پزشكي نظير پني سيلين' انتي بيوتيك'اشعه ايكس'شيمي درماني, سي تي اسكن'سونو گرافي' ماموگرافي و.....بوسيلهُ كافران اختراع شده اند. ما از گفتن اينها نفرت داريم.اما اي خدا ما چارهُ ديگر نداريم چون زندگي ما كاملا" به اين كفار بستگي دارد.اي خدا چرا بايد اينطور باشد.خدايا حد اقل اين توانايي را به ما بده كه بتوانيم در موقع مواجه شدن با بيماري جان خود را نجات دهيم.خدايا به نظر مي رسد كه تو به تدريج ما را به دست فراموشي سپرده اي . خدايا بگو چه خطايي از ما سر زده. تا آنجا كه مي دانيم گناهي از ما سر نزده است.
در حقيقت تعدادي از هموطنان ما در بهشتهاي اسلامي تو در حال به اجرا گذاري دستورات ناب تو مي باشند. اما با وجود اين تو هنوز از آنها راضي نيستي. و انواع بلاياي طبيعي و رنج هاي غير قابل قياس را براي آنها فرو مي فرستي.. ما فكر مي كرديم اين بلاياي طبيعي نظير سيل و قحطي و طوفان را لايق ان كافران ميداني. خدايا آيا اين عادلانه است كه آنهايي را كه به تو ايمان دارند در رنج نگه داري و كافران از بلايا كاملا" مصون باشند.
خدا جان ما كارهايمان بي نتيجه مانده. ما هر روز از طرف آزاد انديشها و سكولارها مورد تهاجم قرار مي گيريم. ما فكر مي كرديم اينترنت(هديه تو به بشر) در اختيار ما خواهد بود. ما مبلغ هنگفتي را براي ساختن ساختن سايت هايي كه به تو اختصاص داشته باشد خرج كرديم.. ما فكر مي كرديم اينترنت چون اسلحه اي بدست ما خواهد بود تا به وسيلهُ آن همهُ مردم كرهُ زمين را به اسلام دعوت كنيم.ما فكر مي كرديم ميتوانيم با انديشهُ روشنمان يك در ده از اين دگر انديشان و كافران را از بين ببريم.از مقاله ها بحث ها و نويد هاي زندگي جاويدان و بهشت سخن رانديم.در همهُ اين سايتها از اين چرخه ها استفاده كرديم.افراد ما به دليل پيروي از دستورات تو نظير خواندن نماز و روزه و حج و اجراي آن در داخل و خارج بسيار مشغولند.. به اين دليل است كه آنها قادر نيستند مقاله هاي جديد و اصيل بنويسند.. خدا جان چه اشكالي دارد كه ما مطالبمان را همانند يك چرخه مرتب در سايت ها تكرار كنيم.نوشته هاي خودت هم خيلي تكراريست.. بعضي اوقات اين دگر انديش ها و سكولارها از ما سوُال مي كنند براي چه مطالب قرآن اين همه تكراري است.ما با گفتن اينكه اين تكرار ها براي تاُكيد بيشتر است آنها را ساكت مي كنيم.ما همان كاري را كه خودت انجام دادي تكرار مي كنيم يعني سپردن به حافظهُ موقت و چسباندن در
جاي ديگر
cut and paste , cut and paste , cut and paste,.....
ما به مطالب جديد دسترسي نداريم كه يك سايت جديد براي تو درست كنيم.. در اين بهشتهاي اسلامي تو پولهاي زيادي خرج اسلام مي شود.ما اين قدر به كپي كردن و چسباندن در جاي ديگر ادامه مي دهيم تا سايتهاي برادران اسلامي همه مثل هم بشوند.شبيه آيه هاي قرآن خودت.تنها چيزي كه ما كم داريم اين است كه آنقدر قدرت مغزي نداريم كه اين سكولارها و دگر انديشها را ساكت كنيم..به اين دليل هست كه ما به انجام تكاليف بيشتري نيازمنديم.ما شب و روز مشغول انجام دادن تكاليفمان هستيم در حقيقت ما آنقدر مشغول انجام تكاليفمان هستيم كه نه تنها در خانه بلكه در بيرون از منزل نيز به انجام تكاليف خود مي پردازيم.ببين چقدر ما با استعداد و با هوش هستيم.سكولار ها و آزاد انديش ها هرگز تكاليفشان را انجام نمي دهند.. براي همين است كه ما براي آنها صحبت مي كنيم كه چگونه يك مقاله بنويسند.و قتي ما اين كار را مي كنيم خيلي به ايمان خودمان مي باليم.. اما به نظر مي رسد كه اين جنگ اينترنتي نيز به نفع سكولارها و دگر انديش ها تمام شود.. حقيقتا" اينترنت ما را به آتش كشانده. يك روز در ميان ما در اين سايتهاي اينترنتي كه متعلق به سكولارها و دگر انديشان هست به مطالب جديدي بر مي خوريم كه پيروان تو قادر نيستند از پس آنها بر بيايند.خيلي براي ما شرم آور است وقتي كه متوجه مي شويم اين دگر انديشها و سكولارها روزي يكي از پيروان تو بوده اند.اگر دوست داري در مورد آنها بيشتر بداني مي توانيم آدرس ايميل آنها را همراه با مقالات كفر آميزي كه جراُت به نوشتن آن كردند براي تو بفرستيم.خدايا آيا تو خودت عقيدهُ آنها را نسبت به خود تغيير دادي؟. ما اين مطلب را از گفته هاي بي شمار خودت استنباط كرديم.اگر فراموش كردي چند نمونه از اين آيه ها را براي ياد آوري در اينجا متذكر مي شويم:
سورهُ يونس10:100:هيچ كدام از نفوس بشر را تا خداي رخصت ندهد ايمان نياورند.و پليدي را خدا براي مردم بي خرد كه عقل را به كار نبندند مقرر داشته است
سورهُ فاطر35:8:خدا هر كه را خواهد گمراه كرده و هر كه را خواهد هدايت سازد. پس تو نفس شريف خود را براي هدايت اين مردم به غم و حسرت نينداز كه خدا به هر چه اينان كنند آگاه است.
سوزهُ انعام6:125:پس هر كه را كه خدا هدايت او را طالب باشد قلبش به نور اسلام روشن و منشرح گردانيد.و هر كه را خواهد گمراه گرداند.و دل او را تنگ و سخت گرداند كه گويي مي خواهد از زمين به آسمان رود.اين است كه خدا آنان را كه به حق نمي گروند مردود و پليد مي گرداند.
خدا جان در ايميلي كه در جوابمان ميدهي علت ترسمان را تصديق بكن.اگر اين مطالب از جانب تو تصديق شد بهتر است ما وقتمان را براي اين كافران و دگر انديشان به هدر ندهيم.چون اين خواستهُ خودت بوده است.
خدا جان باور كن ما هر روز شاهديم كه اين دگر انديشها و كافران به آهستگي اما با اطمينان در اين جنگهاي اينترنتي بر ما فائق مي آيند اما كاري از دست ما بر نمي آيد..براي اينكه موقعيت را دشوارتر كنند اين كافران و دگر انديش ها از اسمهاي جعلي استفاده مي كنند.و هويت واقعي خود و محل زندگيشان را پنهان مي كنند. . خدا جان لطفا" سوء تفاهم نشود.ما خيلي تلاش كرديم كه پرده از چهرهُ اين دشمنان اسلام برداريم.ما آنها را مرتد ناميديم و حكم جهاد بر عليه آنها صادر كرديم .ما هرگز فرمايشات تو را در مورد اين كافران فراموش نكرديم.به عنوان يك حرفه اي نكاتي از فرمايشات خودت را خاطر نشان مي كنيم.
سورهُ نساء4:137:آنان كه به غيب ايمان آوردند و سپس كافر شدندباز ايمان آورده و دگر بار كافر شدند.پس بر كفر خود افزودند اينان را خدا نخواهد بخشيد.و به راهي هدايت نخواهد فرمود
سورهُ نحل 16:106:هر آن كس بعد از اينكه به خدا ايمان آورده باز كافر شد نه آنكه به زبان از روي اجبار كافر شودو دلش در ايمان ثابت باشد . بلكه به اختيار كافر شود وبا رضا و رغبت و با هواي نفس . دلش آكنده به ظلمت كفر گشت.. بر آنها خشم و غضب خدا و عذاب سخت دوزخ خواهد بود.
سوره الشوري42:16: و آنان كه در دين خدا جدل و احتجاج بر گزينند.پس از آنكه خلق دعوت او را پذيرفتند. حجت آنها نزد خدا لغو و باطل است.و بر آنها قهر و عذاب سخت خواهد بود.
خدايا ما تعدادي ايميل انزجار' تهديد' و اخطار آميز به آنها فرستاديم. در بعضي از اين ايميل ها ما آنها را تهديد كرديم كه سرشان را مي بريم . همانطور كه آموزش خودت بوده و پيامبرت نيز به آن عمل كرده. اما آنها اصلا" اهميت نمي دهند.آنها از سلمان رشدي و تسليمه نسرين خطر ناك تر شده اند. خدا جان به ما كمك كن كه اين مرتد ها را پيدا كنيم.. تو گفتي كه از همه داناتري. ما مطمئنيم كه تو فراموش نكردي كه در فرمايشاتت هر ورق از قرآن را تحسين كردي. آيا تو يك ظبط صوت داري. لطفا" اين نوار را برگردان به 1400 سال پيش. ما مي دانيم كه در آيه ذيل فرمودي در مورد ايمان نبايد هيچگونه سوُالي بكنيد
سورهُ المائده5:101:اي اهل ايمان هرگز از چيزهايي مپرسيد كه اگر فاش شود شما را زشت و بد مي آيد. و غمناك مي شويد.و اگر پرسش آن را هنگام نزول قرآن واگذاريد. قرآن براي شما هر آنچه مصلحت است بيان مي دارد. و خدا از اعقاب سوُالات بيجاي شما در گذشت.كه خدا بخشنده و بردبار است.
سورهُ مائده5:102:قومي پيش از شما هم سوُال از آن امور نمودند.آنگاه كه برايشان بيان شد كافر شدند.
خدايا اين خيلي مسخره است كه اگر ما سوُالي در مورد اسلام بكنيم منجر به بي ايمانيمان بشود.
حالا ما مي فهميم كه چرا تو مجازاتهاي سختي را براي آنها كه سوُال مي كنند نظير كافران و دگر انديشان در نظر گرفته اي.
خدايا ما به راستي خيلي كنجكاويم كه بدانيم آيا تو براي جلو گيري از كج فهمي ها جايي را براي ضبط بياناتت نظير يك سي دي يا يك كاست يا يك دي.وي .دي در نظر گرفته اي يا نه.خدايا لطفا" ما را به خاطر چنين تقاضاهايي ببخش. ما به وحي تو به طور اظطراري نيازمنديم.لطفا" به ما بگو سلمان رشدي و تسليمه نسرين كجا هستند.. آنها هر روز دارند چند برابر مي شوند.. وقتي ايميلت را دريافت كرديم فورا" آن را به طرفدارانت نظير گروه هاي طالبان و ديگر گروه هاي اسلامي مي دهيم كه حساب آنها را برسند.ما خيلي سعي كرديم كه با عقل و منطق اين دشمنان اسلام را سركوب كنيم.اما نتوانستيم.بنا بر اين چاره اي نداريم جز اينكه آنها را از نظر جسمي نابود كنيم.اين همان چيزي است كه معمولا" تو به وسيلهُ آن پيروز مي شدي. اينطور نيست؟كشتار در ايران ' بنگلادش' افغانستان و سودان را به ياد مي آوري؟اين تنها زباني است كه تو در قرآن بوسيلهُ آن با كافران و دگر انديشان سروكار داري. خدايا نگاه كن در كلام پاكت چه نوشته اي:
سوره بقره2:193:با كافران جهاد كنيد تا فتنه و فساد از روي زمين برطرف شود.و همه را آيين خدا باشد. و اگر فتنه و جنگ دست كشيدندستم جز بر ستمكاران روا نيست
المائده5:33: همانا كيفر آنان كه با خدا و رسول او به جنگ برخيزندو به فساد كوشند در زمين جز اين نباشد كه آنها را به قتل رسانند و يا دست وپايشان به خلاف ببرندو يا با نفي بلد و تبعيد از سرزمين صالحان دور كنند. اين ذلت و خواري عذاب دنيوي آنهاست و اما در آخرت باز به عذابي بزرگ گرفتار خواهند شد.
محمد47:4:شما موُمنان چون با كافران روبرو شويدبايد آنها را گردن بزنيد تا آنگاه از خونريزي زياد دشمن را از پا در آوريد. پس از آن اسيران جنگ را محكم به بند كشيد كه بعدا" آنها را آزاد كنيد يا فدا بگيريد.تا جنگ سختيهاي خود را فرو گذارد.اين حكم فعلي است و اگر خدا مي خواست خود از كافران انتقام مي كشيد.و همه را هلاك مي كرد.و ليكن اينها براي امتحان خلق به يكديگر است.و آنها كه در راه خدا كشته شوند خدا هرگز رنج اعمالشان را ضايع نگرداند.
خدا جان همان طور كه قبلأ گفتيم خيلي حرف ها داريم كه با تو بزنيم. اگر زبان ما را متوجه ميشوي
و مي تواني به ما جواب بدهي منتظر جوابت هستيم. ارادتمند و بندهُ تو هل-لوم-ونا. به دليل امنيتي ما از حروف رمزي شبيه انچه خودت در قرأن استفاده مي كني (الم 'طه 'حم و....)
خدا جان من مطمئن هستم كه تو مي تواني اين حروف را از رمز در بياوري
+
نوشته شده در ساعت 15:0 توسط محمد و رامین
|
با تمامي وبلاگها تبادل لينك مكنيم
+
نوشته شده در ساعت 22:49 توسط محمد و رامین
|
اگه كسي كاري داشت به ايميل گروه پي ام بديد بزودي يعني يه مدت طولاني به بعد گروه ما برايه ضبط كاراش ميره كه اين50/50است
ASiM_BAND@YAHOO.COM
+
نوشته شده در ساعت 22:41 توسط محمد و رامین
|
لیلیت همسر اول آدم
مقدمه
داستان آفرينش در هر دينی به صورتی بيان شده و انسانهای نخستين در همه اديان آدم و حوا بوده اند . اما نظريه متفاوتی نيز دراينباره وجود دارد که انسانهای نخستين و داستان آفرينش را دچار ترديد ميکند . شايد اين اسطوره همانند اسطوره های تاريخی MarDuK و TiamaT با اغراق بدينجا رسيده باشد اما چيزی که اين اسطوره را مهم ميکند و حتی تا حدودی به واقعيت نزديک ميکند اين است که اين اسطوره حتی توجيح دينی نيز دارد . درباره اسطوره ها حرفهای زيادی وجود دارد همانطور که ميدانيم در ساختن شهر بابل خدايان هيچ نقشی نداشته اند اما اگر از مردوک کبير بپرسيم خاطره بسيار دقيقی از ساختن شهر بابل دارد ! اين اسطوره ای که خواهيد خواند نيز شايد با تفاسير فراوانی بدينجا رسيده باشد .
شاید این نوشته به نظر بعضیها موضوعی تاریخی بیاید اما باید توجه کنند که این نوشته ای که برای شما مینویسم جنبه دینی دارد و موضوع به اصل وجود انسان یعنی داستان آفرینش برمیگردد . پس شاید این نظریه در ابتدای امر جنبه اسطوره ای و یا حتی داستانی داشته باشد اما اصل این موضوع بر ۲ چیز است . اول آنکه دوستان زیادی درباره جن سوال پرسیده بودند که شاید این مطلب را بتوان برای آن دوستان مفید واقع شود و دوم آنکه آنچه که همه درباره اصل آفرینش خوانده ایم مبنی بر آفریدن آدم و حوا به عنوان انسانهای نخستین بوده است اما چیزی که این نظریه یا اسطوره بیان میکند میتواند داستان آفرینش کتب دینی را زیر سوال ببرد .
ليليت ؛ شهربانوی شب ؛ همسر اول آدم
منشاء تاريخی ليليت
آثاری از ليليت ؛ نخستين بار در سومر يافته شده است . در زبان سومری ؛ واژه (( ليل )) به معنای (( هوا )) است . فی المثل ؛ انليل يعنی فرمانروای هوا . در قديمی ترين شکل ؛ نام او را به شکل (( ليلی )) ( جمع : ليليتو ) ميبينيم که به معنای (( روح )) است . در بسياری از فرهنگهای باستان ؛ واژه (( هوا )) يا (( باد )) يا (( نفس )) به معنای (( روح )) نيز هست . در زبان يونانی نيز واژه (( اسپيريتوس )) هم به معنای نفس است و هم به معنای روح . بنابراين ؛ ليليتو در سومر ؛ يا يک شيطان خاص است و يا به معنای روح . تصور بر اين است که در عبری ؛ ليليت از واژه (( ليل )) به معنای شب گرفته شده است و همين تصور منجر به تفسير ليليت به عنوان هیولای شب شده است .
تصور بر اين است که ليليت يک سوکوبوس ( Succubus : ديو ماده ای که به شکل زن در می آيد و مردان را اغوا ميکند ) سومری بوده است . در سومر ؛ شخصيتی به نام (( آردات ليلی )) وجود دارد که که خصوصیات او در شخصیت لیلیت یهودی حضور یافته است . (( آرداتو )) به معنای زن جوانی است که به سن ازدواج رسیده است . بنابراین ؛ (( آردات لیلی )) روح زن جوانی است که به شکل (( بختک شبانه )) تجلی یافته است . وی علت خوابهای شیطانی نیز هست که باعث تخلیه نیروهای انسانی از بدن مردان میشود .
در زبان سومری به بی شرمی و هرزگی (( لولو )) گفته میشود و به تجمل گرایی (( لالو )) و به شر نیز ؛ (( لیمنو )) اطلاق میشد . این واژه ها چه از نظر تلفظ و ساخت و چه از نظر معنا رابطه مستقیمی با لیلیت و آردات لیلی دارند . در زبانهای باستانی ؛ برداشتهای دقیق امروزین از زبان وجود نداشت و هر واژه میتوانست دهها معنی داشته باشد . این بازی کلمات ؛ تا زمان اسارت یهود در بابل ( ۶۰۰ ق.م ) متوقف ماند .
در سومر دو سند درباره وجود لیلیت دیده شده است :
اولین سند ؛ اسطوره ای است که در آن یک شیطان مادینه ؛ درون (( درخت مقدس زندگی )) اینانا ( یا ایشتار ) مقیم میشود و جلو میوه دادن و رشد این درخت را میگیرد . گفته میشود این شیطان مادینه همان لیلیت است که سرانجام (( گیل گمش )) ؛ او را از درخت بیرون میکشد و به صحرا میراند . نام او (( کی - سیکیل - لیل - لا - که )) ذکر شده که به (( لیلاک )) خلاصه شده و کرامر آن را (( لیلیت )) ترجمه کرده است .
دومین سند ؛ پلاک مشهوری است که زنی را با پنجه و بالهای جغد به تصویر میکشد . زن بر روی دو شیر ایستاده و در هر طرفش جغدی قرار دارد . ترجمه کرامر از متن اول ؛ منجر به این شد که این تصویر را نیز لیلیت نام بگذارند .
در تورات ؛ در کتاب اشعیا ؛ باب ۳۴ ؛ آیه ۱۴ ؛ آمده است : (( وحوش صحرا به کفتارها خواهند رسید و بزهای وحشی به جفت خود ندا میکنند ؛ و عفریت شب نیز در آنجا آرام گزین شده از برای خود مکان استراحت پیدا میکند )) . تصویر عفریت شب مورد اشاره در این ایه نیز را به لیلیت نسبت داده اند .
ایشان را مرد و زن آفرید
در سفر آفرینش از کتاب مقدس باب اول آیه ۲۷ میخوانیم : (( و الوهیم آدم را به صورت خویش آفرید ؛ به صورت خدا او را آفرید ؛ ایشان را مرد و زن آفرید ))
در باب دوم سفر آفرینش آیه ۱۸ چنین می آید : (( و یهوه گفت : خوب نیست آدم تنها باشد ؛ به جهت او یاوری مناسب خواهم ساخت ... و سپس یهوه از دنده ای که از آدم گرفته بود ؛ زنی ساخت و او را بر آدم آورد ))
توضیح اول جنبه قبالایی و عرفانی دارد . همانطور که میدانیم آدم کامل آفریده شد . به چهره خدا یا (( الوهیم )) آفریده شد . خدا نه مذکر است و نه مونث . هم مذکر است و هم مونث . حتی نام عبری الوهیم ؛ ریشه مونث دارد ؛ اما علامت جمع مذکر دارد : (( الواه = الهه ؛ ایم = علامت جمع مذکر )) . یعنی الوهیم هم مرد است و هم زن ؛ هم مادر است و هم پدر ؛ جمع است و کامل . پس آدم نیز در آغاز هم مرد بوده و هم زن . چرا که در غیر اینصورت نامتعادل بوده و ناکامل بوده است و تورات میگوید خداوند انسان را کامل آفرید . کمال انسان در هر دو جنس اوست . و شاید همین باشد که او را فراتر از فرشتگان قرار میدهد . از این دیدگاه آدم ؛ انسان نبود بلکه یک موجود کیهانی بود که آدم کادمون ( Adam Kadmon ) نام داشت . آدم صورت کهنی بود که انسانها بعدها بر اساس او به وجود می آمدند . در اینجا به باب دوم سفر آفرینش میرسیم . همانگونه که وحدانیت خدا به دو قسمت تبدیل میشود ( آبها از آسمان جدا شدند ) تا جهان را خلق کند ؛ به همین ترتیب نوع بشر نیز از جدایی آدم مثالی به دو نیمه مرد و زن پدید آمد . بنابراین زن از مرد جدا شد . و آدم کادمون به موجودی نامتعادل ؛ به انسان بدل شد . این جدایی در نهایت منجر به سقوط از بهشت یا هبوط شد ؛ و هبوط تجلی پیدایش انسان حقیقی از انسان مثالی است . زن حوا نامیده شد که اغلب به (( زندگی )) ترجمه میشود . در حقیقت به انسان حوا را دادند یعنی به نوع بشر زندگی را دادند .
توضیح دوم بیشتر جنبه اسطوره ای دارد و در همین جاست لیلیت به عنوان نخستین همسر آدم وارد میشود . آیه ذکر شده در باب اول اشاره مبهمی به حضور لیلیت دارد . آیه ۲۰ از باب دوم سفر آفرینش ؛ تاکید بیشتر بر لیلیت دانسته شده است : (( پس آدم تمامی بهایم و مرغان هوا و حیوانات صحرا را نام نهاد ؛ اما از برای آدم یاوری که به همراهش باشد پیدا نبود )) . جانوران زمین فقط برای کمک به آدم خلق شده بودند اما لیلیت بیشترین شباهت را به آدم داشت . اما لیلیت آدم را ترک کرده بود و خدا تصمیم گرفت زنی از جنس خود آدم خلق کند .
امتناع لیلیت
لیلیت همسر اول آدم بود . پیش از خلقت حوا . خدا او را همراه آدم و از خاک خلق کرد تا یاور او باشد . از اتحاد آدم با این زن ؛ آسمودئوس خلق شد که همان شیطان یا جنی است که بعدها با لیلیت ازدواج کرد .
اما لیلیت همراه مناسبی نبود و در روش همبستری اختلاف نظر داشتند و لیلیت حاضر نبود موقعیت تسلیم به خود بگیرد . چرا که معتقد بود هر دو از خاک خلق شده بودند و برابرند .
آدم حاضر نشد خود را برابر لیلیت بداند که فقط به منظور همراهی او آفریده شده بود . اما لیلیت مستقیم به نزد خدا رفت و خدا اسم اعظم خود را به او آموخت . بعد هنگامی که آدم خواست خود را به او تحمیل کند ؛ تمکین نکرد و اسم اعظم را بر زبان اورد و به پرواز درآمد و برای همیشه از باغ عدن و آدم گریخت .
لیلیت در غاری در ساحل دریای سرخ مقیم شد و هنوز هم اقامتگاهش همانجاست . جنهای دنیا را به عنوان جفتهای خود برگزید و در زمان کوتاهی هزاران فرزند جن در سرتاسر جهان به وجود آورد . بدین ترتیب لیلیت مادر جنیان و همسر آسمودئوس ؛ پادشاه جنیان لقب گرفت .
در همین هنگام آدم از آزردن لیلیت پشیمان شد . نزد خدا رفت و از او خواست لیلیت را بازگرداند . یهوه نیز معتقد بود که یکی از ساکنان باغ عدن نمیتواند به همین سادگی از آن برود . بنابراین ۳ فرشته نگهبان فرستاد تا او را باز گردانند .
این ۳ فرشته که سنوی ؛ سان سنوی ؛ و سمان گلوف نام داشتند لیلیت را در غارش یافتند و پیام یهوه را به او رساندند . همچنین گفتند اگر تسلیم نشود که برگردد هر روز ۱۰۰ نفر از فرزندان او را خواهند کشت تا عاقبت تسلیم شود و برگردد .
لیلیت پاسخ داد که این سرنوشت بهتر از بازگشتن و تسلیم در برابر آدم است و در برابر تهدید فرشته ها او نیز تهدیدی کرد . گفت : به ازای درد و رنجی که بر او تحمیل میکند ؛ او نیز به هنگام زایمان ؛ به فرزندان آدم و مادرهایشان حمله میکند . دخترها تا ۲۰ روز و پسرها تا هشت روز پس از بدنیا آمدن در معرض خشم اویند . و شب هنگام به خواب مردان حمله خواهد کرد و منی آنها را خواهد دزدید و از آنها فرزندانی جایگزین فرزندان کشته شده خود خواهد آفرید . البته گفت اگر بر بدن کسی نام ۳ فرشته را ببیند او را امان دهد .
بعدها که آدم و حوا با خوردن میوه ممنوع از بهشت رانده شدند و به زمین آمدند ؛ لیلیت به قول خود وفا کرد . و از آنجا که میوه ممنوع را نخورده بود و فرق بین شر و نیک را نمیدانست از آتش جهنم دور ماند . همچنین از حکم مرگی که خدا بر آدم و حوا صادر کرد در امان ماند و همچنان زنده است .
تفسیر عوام
مشخصا اسطوره لیلیت به عنوان شیطان شب یا همان آل که مادران را سر زایمان میبرد بسیار جدی است و همگان آن را باور داشته اند . حتی طلسمهایی نیز در اینباره وجود دارد که در موزه های فرانسه و انگلیس یافت میشود . اما چیزی که به این وبلاگ مربوط میشود و مذهبی نیز باید باشد این است که عوام مردم به خصوص پیروان ادیان یهود ( و مختصرا مسیحیت ) بر این باورند که لیلیت همسر اول آدم بوده است . به این ترتیب و بر این فرضیه داستان آفرینش انسان به کلی زیر سوال میرود که در آن آدم و حوا را اولین انسانها از جنس خاک برشمرده است در صورتیکه همانگونه که اشاره شد لیلیت نیز همانند آدم از جنس خاک و همسر اول آدم است .
تفسیر مذهبی
در سنت مسیحی ؛ روایت لیلیت افزوده هایی نیز دارد که بیشتر به هبوط آدم و حوا مربوط میشود . شاید مشهورترین نسخه لیلیت در مسیحیت ؛ نقاشی های میکل آنژ در صومعه سیستین باشد . در این نقاشی ها ؛ این زن به عنوان یک مار - زن نمایش داده شده و او را همان ماری میدانند که منجر به اغوای حوا و اخراج او و آدم از باغ عدن شد . ظاهرا نفرین لیلیت برای تسکین او کافی نیست و بنابراین تصمیم میگیرد از راه زن جدید آدم ؛ به او ضربه بزند .
البته در مسیحیت مار اغواگر را خود شیطان میدانند . اما نیز میگویند که لیلیت پس از آدم ؛ همسر شیطان شد ( یا شمائیل عبری ) . اغوای حوا ؛ حاصل تلاش مشترک این دو نفر بود . لیلیت به شکل مار در آمد و شمائیل به جای مار حرف زد .
در اسطوره های حضرت سلیمان نیز گاهی به لیلیت برمیخوریم . بسیاری ؛ ملکه سبا را لیلیت میدانند . سلیمان در نهان شک کرد که مبادا این ملکه همان لیلیت باشد و بنابراین نقشه ای کشید تا مطمئن شود . او را به قصر خویش دعوت کرد و کف تالار را به شکل استخری درآورد که به نظر میرسید تا حد مچ پا آب داشته باشد . وقتی ملکه رسید ؛ دامنش را بالا برد تا پایش را در آب بگذارد و سلیمان توانست پاهای پر موی او را ببیند . یهودیان لیلیت را از کمر به بالا زنی بسیار زیبا و اغواگر و از کمر به پایین زشت و پر مو و هیولاوار میدانستند . این تصویر بسیار به تصویری که مسیحیان از شیطان میشکند یعنی تصویری که از کمر به بالا شبیه انسان و از کمر به پاییین شبیه بز است شباهت دارد .
و در آخر :
و در آخر ذکر این نکته برای این نوشته وبلاگ ضروری به نظر میرسد که شاید این روایت ؛ همانند اسطوره ها باشد و شکل داستانی داشته باشد همانند همه اسطوره های دیگر ؛ اما چیزی که مهم است این است که در دین یهود و مسیحیت همانگونه که در متن ذکر شد به این موضوع اشاره شده و حتی در یهود بر اینکه هر دو از خاک بوده اند و لیلیت و تاکیدا لیلیت همسر اول آدم بوده است و سپس حوا به جای او بر آدم آورده شده است نظریه آفرینش را که آدم و حوا نسختین انسانها و از جنس خاک بوده اند را زیر سوال میبرد و میتواند در آن شک به وجود آورد . البته باید توجه داشت که بنده این متن و فرضیه را که مورد تایید عده ای هست را نه تایید میکنم و نه زیر سوال میبرم اما شاید بتوان آن را یکی از حقایقی از دین که بر همگان پوشیده است مورد خطاب قرار داد .
در ضمن نکته جالبی را در متن میتوانیم ببینیم . و آن اینکه تبعیضی است که بین زن و مرد از ابتدای آفرینش وجود داشت . هرچند لیلیت حاضر به پذیرش این ناعادلانه بودن آفرینش نشد اما در آخر حوا مجبور شد در برابر آدم تسلیم شود . و این شاید بتواند دلیلی بر ناعادلانه بودن جهان باشد . و همچنین ضدیتی بر حرفی که انسانها و مرد و زن را برابر میداند . ( و لیلیت را از برای آدم آفرید ) یعنی زن برای مرد آفریده شد نه به عنوان همدم او !!!
نکته بعدی اینکه بعضی دوستان درباره حقایق جن پرسیده بودند که به راستی وجود دارد یا نه ! البته الان و ذکر آن در این مبحث کار جالبی نیست اما به همین بسنده میکنیم که جن در ادیان دیگر نیز وجود دارد پس مطئمنا هست که درباره آن میگویند و لیلیت را مادر جنیان میدانند .
افسانه آل نیز که جن هست نیز همان لیلیت است که موجودیت دارد .
و در پایان لیلیت ؛ میتواند مادر جنیان . همسر شیطان . مار اغواگر حوا و همسر نخستین آدم و از جنس خاک باشد و میتواند نباشد ! چیزی که مهم است این است که انسانها دین را چه چیزی انتخاب میکنند و حقایق ادیان مختلف چیست
+
نوشته شده در ساعت 19:29 توسط محمد و رامین
|
|
|
این متون ترجمه متن اصلی کتاب مقدس شیطانی (Satanic Bible) است که به عنوان یکی منابع مهم این گرایش به کار میرود. این مطلب صرفاَ برای آگاهی بیشتر خوانندگان نوشته شدهاست و هیچگونه جنبه تبلیغاتی ندارد.
زندگی، بزرگترین افراطکردن است. مرگ، بزرگترین پرهیز است. بنابراین بیشترین زندگی {از لحاظ مدت زمانی} را ایجاد کن – اینجا و حالا!
بهشتی برای درخشیدن و افتخار وجود ندارد و نه جهنمی که گناهکاران در آن کباب شوند. اینجا و اکنون روز عذاب ماست! اینجا و اکنون روز لذت ماست! اینجا و اکنون فرصت ماست! این روز را برگزین، این ساعت را، در برابر هیچ زندگی رهایی بخشی! و به قلب خودت بگو: "من نجاتدهنده و رستگار کننده خودم هستم" جلوی آنهایی که به تو جفا میکنند را بگیر. بگذار آنان که برای ضایع کردن تو تدبیر به کار میبرند، به پریشانی و رسوایی انداختهشوند. بگذار آنها قبل از گردباد، بیارزش شوند و بعد از اینکه از خوشی سبب نجات تو شوند. آنگاه {پس از مرگ} تمامی استخوانهایت با غرور خواهند گفت: " چه کسی شبیه من بودهاست؟ آیا من در برابر دشمنانم قدرتمند نبودهام؟ آیا من خودم را با ذهن و جسم خودم رستگار نکردهام؟ | |
+
نوشته شده در ساعت 19:24 توسط محمد و رامین
|
Medusa
مدوزا (Medusa) : مدوزا در ابتدا دوشیزه ای بسیار زیبا بوده است، اما پس از اینکه پوزئیدون، خدای دریا او را در معبد آتنا اغوا میکند، موجب خشم این الهه میشود و آتنا، او را به شکل کریه ترین موجود ممکن، یعنی یک گورگون در می آورد. از آنجایی که مدوزا در اصل انسان بوده است، فانی بوده و در نهایت توسط یکی از قهرمانان اساطیری به نام پرسیوس (Pereus) کشته میشود. پرسیوس که تحت حمایت آتنا به نبرد با مدوزا رفته بود، موفق میشود بت هوشمندی سر او را از بدن جدا کند. گفته میشود که در این زمان، دو تا از موجودات افسانه ای، پگاسوس (Pegasus) و کریسائور (Chrysaor) که فرزند مدوزا و پوزئیدون بوده اند، از بدن مدوزا خارج شده اند.
تایفویوس (Typhoeus) : تایفویوس، اژدهایی با نفس آتشین، صد سر و خستگی ناپذیر بوده است. گایا، در اوج نا امیدی او را به دنیا آورد تا از تایتانها در مقابل المپیان محافظت کند. او تا حد زیادی موفق میشود و تعدادی از خدایان المپ را فراری داده و زئوس را به بند میکشد. هرمس به نجات زئوس میآید و زئوس هم با استفاده از تیرهای صاعقه، تایفویوس را از بین میبرد. گفته میشود که تایفویوس زیر کوه اتنا (Etna) در سیسیل دفن شده است.
سربروس (Cerberus) : سربروس هم یکی دیگر از فرزندان تایفویوس و اکیدنا است و سگی سه سر، با ماری به جای دم است. این هیولا نگهبان جهان مردگان بوده است. او به مردگان اجازه ورود میداده و مانع خروج آنها از جهان زیر زمین میشده است. تنها چند تن از افراد زنده موق شدند به طریقی از این سد بگزرند و به دنیای مردگان رفته و بازگردند. یکی از این افراد اورفئوس (Orpheus) بود که توانست با خواندن آواز او را خواب کند و به نجات همسرش یوریدیس (Eurydice) برود. هرکول نیز، در آخرین ماموریت خود موفق شد سربروس را از جایگاه خود خارج کند و به شاه یوریستئوس (Eurystheus) پیشکش کند.
سیرن ها (Sirens) : سیرن ها خواهرانی بودند که در بخشهای پر صخره دریا میزیستند. آنها آوازی بسیار زیبا و فریبنده داشتند و دریانوردان را با آوای خود گمراه کرده و به کام صخره های مرگ آور میکشیدند. گفته میشود که این چهار خواهر، فرزندان آکلوس Achelous خدای طوفان بوده اند.
+
نوشته شده در ساعت 19:21 توسط محمد و رامین
|
Cerberus سگی با سه سر
اکیدنا (Echidna) : هیولای مونثی که نیمی پری و نیمی مار بود و در غاری زندگی میکرد. او تنها هنگام شکار غار را ترک میکرد و هر موجودی که از آن حوالی میگذشت را میخورد. این موجود فانی اما درای عمری طولانی بود و توسط آرگوس کشته شد.
هکتاتون کایرس (Hecatonchires) : هکتاتون کایرس به معنی "صد دست" است. این موجودات با 50 سر و 100 دست قدرتمند، فرزندان گایا و اورانوس بودند. این سه موجود صد دست، از پدر خود متنفر بودند و اورانوس آنها را به رحم مادرشان باز گرداند. آنها بعدها در شورشی علیه اورانوس شرکت کردند، اما کرونوس(برادرشان) باز هم آنها را به زندان انداخت و بعد توسط زئوس آزاد شدند و به نبرد با تایتانها پرداختند. آنها میتوانستند در آن واحد چندین تخته سنگ عظیم را به سمت دشمنان خود پرتاب کنند.
غولها (Giants) : غولها، موجودات عظیم الجثه ای بودند که در اثر بر زمین ریختن خون اورانوس به وجود آمده بودند. آنها به زئوس و خدایان المپ نشین حمله کردند و برای رسیدن به مقر آنها، بالای ک.هی رفته و با روی هم گذاشتن تجهیزات جنگی خود، راهی برای رسیدن به مقر خدایان ایجاد کردند. خدایان در نهایت توانستند با کمک هرکول، قهرمان اساطیری و فرزند زئوس، غولها را شکست بدهند و آنها را در زیر آتشفشانها دفن کنند.
گورگون ها (Gorgons) : در اساطیر یونان، گورگون هیولایی مونث، با بدنی پوشیده از فلسهایی نفوذ ناپذیر، موهایی از مارهای زنده، دندانهایی تیز و چهره ای چنان زشت بوده اند که هر کس به آنها نگاه میکرد به سنگ تبدیل میشد. آنها سه تن بودند که دوتا از آنها جاودان بودند و سومی که مدوزا نام داشت فانی بود. یونانیان از تصویر سر این هیولا برای آراستن سپرهای خود استفاده میکردند تا دشمنان خود را وحشت زده کرده و خود را از قدرتهای شیطانی محافظت کنند
+
نوشته شده در ساعت 19:19 توسط محمد و رامین
|
Chimaera ترکیبی از شیر ، بز و مار
آرگوس (Argus) : آرگوس، یکی از قهرمانان اساطیر یونان است که به آرگوس مشاهده گر مشهور است. علت این نام گذاری تعداد فراوان چشمان او بوده که در بعضی روایات 4 چشم و در بسیاری از داستانها و نقاشیها دارای 100 چشم بوده است که در سراسر بدن او قرار داشتند. این خاصیت، آرگوس را به یک نگهبان ایده آل مبدل کرده بود و هرا، همسر زئوس، او را برای نگهبانی زئوس و معشوقه اش ایو Io، گماشته بود. اما زئوس به هرمس، پیغامبر خدایان، دستور داد تا ایو را برباید و هرمس خود را به شکل چوپانی درآورد و با حکایتهای طولانی و آوای نی خود، آرگوس را به خواب برد و ایو را دزدید. در بعضی از داستانها، آرگوس در آخر به دست هرمس کشته میشود.
کایمرا (Chimaera) : کایمرا فرزند اژدهایی صد سر به نام تایفویوس (Typhoeus) و موجودی نیمه پری، نیمه مار به نام اکیدنا (Echidna) است و یکی از معروفترین هیولاهای اساطیر به شمار میرود. کایمرا موجودی با دو سر شیر و بز در یک سو و دمی با سر مار از سوی دیگر بوده است. بدن او هم نیمی شیر و نیمی بز بوده و از دهانش آتش میریخته است. این هیولا ، با از بین بردن گله های دامداران و حمله به مردم، موجب وحشت اهالی لیسیا Lycia بود و به دست مردی به نام بلروفون (Bellerophon) از اهالی کورینت (قرنت) کشته شد.
سایکلوپ ها (Cyclopes) : یونانیان خدایان و هیولاها را فرزندان تیتان ها- خدایان اولیه- میدانستند که بیشتر آنها فرزند گایا (Gaea) الهه مادر و اورانوس (Uranus) بودند. اورانوس خدای آسمان و فرزند گایا بود و گایا خود به تنهایی او را به وجود آورده بود. این دو با یکدیگر فرزندان بسیاری به وجود آوردند که شامل 12 تن از تایتان ها نیز هست. سایکلوپها، که غولهایی یک چشم بودند، سه نفر بودند و نماد رعد، برق و صاعقه به شمار می آمدند. این غولها، اولین آهنگران بودند و توسط تایتانی به نام کرونوس (Cronus)، زندانی شدند. زئوس، هنگام شورش بر علیه تایتانها، سایکلوپ ها را آزاد کرد و در عوض آنها اسلحه معروف او، صاعقه و تندر را به او هدیه دادند
+
نوشته شده در ساعت 19:17 توسط محمد و رامین
|
امروز بیوگرافی چارلز منسون قاتل زنجیره ای و معروف ایالت متحده براتون گذاشتم
شاید بگید این آقا اصلا چه ربطی به مرلین منسون خودمون داره الان بهتون میگم
همانطور که میدونید مرلین منسون اسم واقعی او نیست بلکه اسم اصلی او برایان وارنر هست
و مرلین منسون از اینجا اومده که الان میگم
فامیلی منسون که از چارلز منسون اومده و اسم او یعنی مرلین هم از مرلین مونوره اومده پس شخصیت مرلین منسون اینجوری به وجود اومده
حالا این بیوگرافی چارلز منسون هست
چارلز منسون در 11 نوامبر 1934 به دنیا آمد او متهم به قتل شرون تیت و چهار نفر از دوستان وی در ایالت اوهایو شد
شروع ماجرا :
در سیزده سالگی مادرش او را پرورشگاه گذاشت و توانایی ثبت نام او در مدزسه را نداشت وی به مدت یک سال از خانه فرار کرد و
دوباره پیش مادرش آمد مادری که هیچ علاقه ای نسبت به چارلز نداشت او زندگی خود را دوباره بعنوان یک گدا در کوچه ها و خیابان ها آغاز کرد
او زندگی اش را با دزدی کردن میگذراند در سال 1951 بعد از دستگیر شدن و آزاد شدن او از زندان دوباره به جرم رانندگی وحشیانه با یک اتوموبیل دزدی به زندان افتاد
در اواخر سال 1952 به 8 نفر تجاوز کرد و به زندانی دیگر منتقل شد زندانی که در آنجا یک مجرم بسیار مهم شمرده میشد با این حال او در سال 1954 آزاد شد !! او دوباره به جرم رانندگی سریع بازداشت شد
این بار او با ضمانت آزاد شد اما این قضیه تا زمانی ادامه داشت که او در جلسه دادگاه حاضر نشد و دوباره دست به فرار زد تا زمانیکه به او بخشودگی خورد یعنی سال 1958
او دوباره به جرم رساندن چک بانکی دزدیده شده به یکی از دوستانش دستگیر شد و دوباره با ضمانت آزاد شد البته قفط برای 9 ماه ( قانون آن زمان کالیفرنیا) این چنین بود
چارلز قسمت مهمی از زندگی خود را در زندان گذراند دزدی از مراکز فروش کارت اعتباری و دزدین اتومبیل های زیاد نیز جزئی کوچک از جرایم او بود او به تجاوز زنان علاقه زیادی داشت در حدی که تقریبا تبدیل به شغل وی شده بود
در سال 1967 دوباره آزاد شد او به سوی سانفرانسیسکو حرکت کرد و به جمع آوری گروهی پرداخت که این گروه را خانواده خود نامید !! سپس به سرعت به لس انجلس رفت او در اولین اقدام خودش در دره متروکه سن فرنادو مشغول به ساختن فیلم وسترن شد که آهنگ فیلم از هلتر اسکلرتر بود
(او کتابی نوشت که بسیار به عقاید مسیحیان توهین کرد ( مسیح و مرگ
در 9 اگوست 1969 چهار عضو خانواده یعنی تکس واتسون و پاتریک کرینوتنل و سوزان اتکینز و دنیس ویلسون به همراه خود چارلز منسون خانه خود را در سیلو درایو در تپه های بورلی خریدند
سپس شرون تیت همسر رومن پلانسکی را به همراه چهار نفر از یارانش به قتل رساندند لیندا کسبیان شاهد قتل ها بود و خود او هم مجرم بود ولی بخاطر لو دادن گروه منسون بخشودگی خورد
روز بعد آنها تصمیم به قتل رز رایمز و لنو بابیانکا که از یکی از زوج های ثروتمند لس انجلس بودند گرفتند خانواده منسون به خاطر کشتن گری هینمن خواننده مشهور آمریکایی میان بعضی ها طرفدار پیدا کردند
منسون آلبومی را در 6 مارس 1970 باعنوان " دروغ " در شهر نیویورک منتشر کرد این آلبوم که شامل 10 آهنگ بود توسط شرکت ای اس پی پشتیبانی شد این البوم هم اکنون در امریکا غیر مجاز میباشد در همین سال بود که دنیس ویلسون از گروه منسون ( خانواده منسون ) جدا شد
چارلز منسون در قتل ها حضور پیدا نمیکرد ولی به جرم کشیدن نقشه های قتل ها به زندان میافتاد او به خاطر قتل های 25 ژانویه 1971 و 29 مارس به اعدام محکوم شد ولی حکم منسون درست هنگامی صادر شد که قانون اعدام در ایالت کالیفرنیا و بسیاری از دیگر ایالات لغو شد و او به حبس ابد محکوم شد در 5 سپتامبر 1975 یکی دیگر از اعضای خانواده منسون به تنهایی تصمیم به قتل گرالد فورد رئیس جمهور آن موقع ایالت متحده گرفت که در این کار موفق نشد وبه زندان افتاد دیگر اعضای خانواده هم فعالیت خود را به اتمام رساندند منسون هم اکنون طبق شواهد در زندان بلارینز کالیفرنیا بسر میبرد البته برخی هم معتقد هستند که توسط یکی از هم سلولی هایش به قتل رسیده است
+
نوشته شده در ساعت 21:2 توسط محمد و رامین
|
این باربیوگرافی کوتاهی از Gorgoroth براتون آماده کردم .اعضا فعلی :
Gaahl خواننده.Infernus گیتار . King باس .Frost درامGorgoroth در سال 1992 بدست Infernus در برگن تشکیل شد و در میان شنود و آوازه خشونت جهانی بلک متال سری در سرهای گروه های نروژی در آورد .سبک گروه بر پایه عقاید ضدمسحیت بوده و اشعارگروه بر پایه Satanism و Death . گروه Gorgoroth در دوره سختی ها و تغییرات در موسیقی نروژ کار خود را شروع کرد و فقط با اراده قوی اعضا توانستند در آن شرایط سخت,ممنوعیت ها ,در گیری ها به کار خود ادامه دهند . در این بین گروه یکبار توقیف شد و پلیس نروژاعضای گروه را به زندان انداخته بود که پس از یک دوره کوتاه دوباره کار خود را شروع کردند .
گروه با اینکه با فروش کم دو دموی اول خود رو به رو شده بود و توانست آلبوم هایی مثل Pentagram وAntichrist و Under the Sign of Hell را درسال های متوالی آماده و به بازار عرضه کند و با اینکه استارت اولیه قدرتمندی نداشتند اما توانستند در مراحل بعدی کار خیلی قدرتمند تر عمل کنند . اعضا گروه در این سال ها تغییر کردند , خواننده دوم , باسیست ودرامر از گروه جدا شدند و اعضا جدید جایگزین شدند .

در سال های بعد Gorgoroth پیشرفت بسزایی کرد با افرادی بزرگی همکاری کرد افرادی که در کار گروه تاثیر زیادی داشتند (Frost از گروهSatyricon و Grim از Immortal و Ares از Aeternus و افراد دیگر) . بعداز آلبوم Incipit Satan تعداد اجرا های زنده گروه بالا رفت ,محل کنسرتها از ییلاقها و تپه جنگل های نروژ به کشور های اروپایی هم کشید,لهستان و سوئد اولین محل های بر گزاری کنسرت این گروه بودند . بعد ازاتمام تور گروه حدود سه ماه گروه از هم جدا شد ولی به وسیله Infernusکه بعنوان رئیس گروه شناخته شده اعضا دوباره کار را برای آلبوم جدید
شروع کردند و در آخر هم در اواسط سال 2003 آلبوم wilight of the Idols به بازار عرضه شد .

آلبوم بعدی گروه که بعد از سه سال پخش شد به نامAdMajoremSathanas Gloriam که امسال به بازار آمد و استقبال خوبی هم داشته است . بعد ازاتمام آلبوم گروه Gorgoroth دوباره با گروه 1349 تور بزرگی را در کشورهای اروپا د که حدود بیست کنسرت به همراه گروه های مختلف کشور های میزبان اجرا میشود .
+
نوشته شده در ساعت 20:57 توسط محمد و رامین
|
گروه ماردوک در سال 1990 به وسيله morgan hakansson در کشور سوئد و با گرايشات شديد شيطان پرستي تشکيل شد . گروه در سال 1991 اولين شاهکار خود را به نام fuck me jesus به صورت نوار کاست ضبط کرد . دومين آلبوم گروه dark endless نام دارد که در سال 92 ضبط و پخش شد . در سال 1993 گروه با شرکت فرانسوي osmose براي پخش آثارش قرار داد بست و سومين آلبوم خود را به نام those of the unlight در سال 1994 به وسيله اين شرکت پخش کرد .


بعد از اين آلبوم براي اولين بار گروه در خارج از سوئد و در فستيوال بلک متال در نروژ شرکت کرد . و در مي 1994 با ساپورت گروه ايمورتال در تور اروپا son of the northen darkness شرکت کرد و در پاييز همان سال هم گروه به استوديو رفت تا آلبوم بعدي خود را ضبط کند . opus nocturne نام اثر بعدي ماردوک بود . در فوريه 1995 و بعد از شرکت در تور the winter war گروه آلبوم fuck me jesus را به صورت mcd ضبط مجدد کرد که فروش اين آلبوم هنوز در هفت کشور اروپا ممنوع است.
در ژوئن 1995 گروه در توري در مکزيک شرکت کرد و بلا فاصله آماده ضبط آلبوم بعدي شد اين آلبوم که heaven shall burn … when we are gathered نام دارد در فوريه 1996 ضبط و در ژوئن همان سال پخش شد . بعد از اين آلبوم گروه مجددا در تور اروپا شرکت کرد و بعد از آن هم ميني البوم glorification را ضبط کرد که شامل يک آهنگ ضبط مجدد و سه آهنگ کاور شده از گروههاي bathory، philedrive و destruction بود.
در اکتبر 1997 گروه آلبوم heres no peace را ضبط کرد و در نوامبر گروه براي ضبط يکي ديگر از شاهکار هايش به نام nightwing آماده شد که در مارس 1998 اين آلبوم که از دوقسمت تشکيل شده آماده شد . در اواخر همين سال هم گروه آلبوم panzer division marduk را که یکی از بهترین آلبومهایش بود را ضبط کرد و بعد از آن هم در فستيوال هاي مختلف شرکت کرد .
اولين اثر استوديويي گروه در قرن بيست و يکم هم ميني سي دي obedience بود که در مارچ 2000 پخش شد و بعد از اين آلبوم هم گروه با گروههاي deicide و cannibal corpse در تور اروپا شرکت کرد.
آلبوم بعدي گروه infernal eternal است که گلچيني از بهترين اجراهاي زنده گروه است . اين آلبوم هم در اواخر سال 2000 پخش شد . la grand dance macabre آلبوم 2001 گروه است که فوق العاده زيباست . آخرين آلبوم گروه تا الان هم world funeral نام دارد که محصول سال 2003 است .
که اين آلبوم نهايت موسيقي بلک متال است و آلبومي بي نظير نسبت به تمام آلبوم هاست که حتي خود ماردوک هم فکر نکنم بتواند همچين البومي را دوباره بسازد . بعد از تور اين البوم متاسفانه خواننده گروه legion از گروه جدا شد و تا آخرين خبري که من از گروه دارم هنوز کسي به عنوان جانشين براي او انتخاب نشده است .

اعضاي گروه ماردوک از ابتدا تا الان :
Morgan hakansson : از سال 1990 تا الان گيتاريست گروه است و سابقه فعاليت در گروههاي abrubtum و devils whore house را دارد .
B war : با نام واقعي roger svenson از سال 1992 تا الان بيسيست گروه بوده و در گروههاي allegiance و devils whore house فعاليت داشته .
Emil dragutinovic : از سال 2002 تا الان درامر گروه بوده و در گروههاي legion وnominon فعاليت داشته .
Andreas axelsson : از سال 1990 تا 1993 خواننده گروه بوده و در گروههاي edge of sanity و infestdead فعاليت داشته است .
Legion : با نام واقعي erik hagsted از سال 1995 تا 2003 خواننده گروه بوده و در گروههاي ophtalamia و dissection فعاليت داشته است .
Magnus andersson : از سال 1992 تا 1994 گيتاريست گروه بوده و در گروههاي cardinal sin و ... کار کرده است .
Joakim gothberg : از سال 1990 تا 1995 درامر گروه بوده .

+
نوشته شده در ساعت 20:56 توسط محمد و رامین
|
گروه Dark Throne در سال 1986 توسط Gylve Nagell ( درامر و شاعر ) Skejllum ( گيتار و آواز ) ، ivar enger ( گيتار ) ، Dag Nielsen ( بيس ) در نروژ پا به عرصه موسیقی BlackMetal گذاشت .قبل از ضبط آلبوم Soulside Journey اعضا نامهاي خود را به Fenriz ، Nocturno culto و Zephyrous تغيردادند.
گروه براي شروع کار سه دمو به نامهاي Land Of Forest ، Thulcandra ، Cromlech و يک نوار به نام a New dimension ضبط کردند تا درسال 1991آماده ضبط اولين آلبوم خود به نام Soulside Journey شود که اولین البوم گروه تلقی می شد. گروه براي ضبط آلبوم بعدی در همان سال 1991 راهي شرکت DsP که متعلق به Euronymus گيتاريست گروه ميهم که توسط کنت گريشناخ به قتل رسيد شد . و آلبوم
a blaze in the northern skay را ضبط کردند .
گروه در البوم a blaze in the northern skay خشونت را به معناي واقعي خود تعريف کرد و آهنگهاي اين آلبوم همه ازگروههايي مثل Bathory ، Hell hammer و Celtic Frost الهام گرفته شده بود .
در هنگامي که اعضا براي ضبط آلبوم بعدي آماده مي شدند Dag Nielsen از گروه جدا شد . گروه در سال 1993 آلبوم Under a Funeral Moon را ضبط کردند و بلافاصله چند ماه بعد و در سال 1994 يکي از زيباترين و در عين حال خشن ترين آثار تاريخ خود را به نام Transilvanian Hunger ضبط کردند اين آلبوم با اشعاري فوق العاده شيطاني و ريف هاي سريع گيتار آلبومي تاريخي و ماندگار در کلکسيون آثار Dark Throne قرار گرفت به همراه اين آلبوم گروه Panzerfast را در سال 1995 ضبط کرد ولي قبل از ضبط اين آلبوم گروه با شرکت Moonfog که متعلق به Satyr خواننده گروه Satyricon بود قرارداد بست .
در سال 1995همZephyrous از گروه جدا شد و جالب است که بدانيد به علت اعتياد سختي که داشت نتوانست در هيچ گروهي کار کند و در يکي دو سال بعد در خيابان هاي اسلو گدائي می کرد بعد از جدا شدن او Dark Throne عملا به يک گروه دو نفره تبديل شد و همچنان هم دو نفره باقي مانده است

اعضاي گروه Dark Throne :
Fenriz : با نام واقعي Gylve nagell از سال 1986 تا بحال درامر گروه بوده و سابقه همکاري با گروههاي Aura noir ، Dhg ، Eibon ، isengard ، Satyricon ، Storm ، Ulver را دارد
Nocturno culto : با نام واقعي Ted Skjellum از سال 1986 تا بحال گيتاريست و خواننده گروه بوده او در سال 1996 و آلبوم nemesis divina براي گروه satyricon به نام kevendolv گيتار زده .
Zyphrous: با نام واقعي ivar enger از سال 1986 تا 1995 براي گروه گيتار زده .
Dag nilsen : از سال 1986 تا 1991 براي گروه بيس زده .
Count grishnackh : با نام واقعي Varg Vikerness تا آلبوم Transilvanian hunger براي گروه شعر گفته است . او سابقه همکاري با گروههاي Burzum ، Mayhem ، Old funeral و Satanel را دارد .

+
نوشته شده در ساعت 20:52 توسط محمد و رامین
|
گروه emperor در سال 1991۰ به وسیله samoth ( درامر و خواننده ) ، ihsahn ( گیتار ) و mortiis ( بیسیست ) تشکیل شد . گروه خیلی سریع اولین دموی خود را به نام wrath of the tyrant ضبط کرد که این دمو توجه شرکت candle light را به سوی خود جلب کرد . و باعث شد که این شرکت با emperor قرار داد ببندد .
بعد از بستن این قرار داد faust برای نواختن درام به گروه پیوست و samoth که در آن موقع درامر گروه بود شد گیتاریست گروه و وظیفه خواندن را هم ihsahn به عهده گرفت .
در اواخر همان سال گروه به استودیو رفت تا مینی سی دی emperor / enslaved را ضبط کند و کار ضبط و پخش این دمو در اوایل سال بعد به پایان رسید .بعد از پخش این دمو mortiis از گروه جدا شد و گروه انفرادی خود را تشکیل داد و tchort به جای او به گروه پیوست . در تابستان سال 1993 گروه اولین آلبوم
خود را به نام in the nightside eclipse ضبط کرد و این آلبوم در سال 1994 پخش شد و باعث شهرت این گروه شد و نام emperor را به عنوان گروهی مهم در ژانر بلک متال مطرح کرد .
در پاییز 1993 گروه samoth و faust را به علت محاکمه و زندانی شدن از دست داد ( دلایل آن را در نامه تاریخچه بلک متال 1 و 2 توضیح داده ام ). و در این زمان alver به گروه پیوست ولی به هر حال ضربه وارد بر گروه بسیار زیاد بود .
به زودی samoth به قید ضمانت آزاد شد و trym هم به عنوان درامر به گروه پیوست و این ترکیب از emperor گروهی بسیار قدرتمند ساخت .
در سال 1996 گروه پس از تمرینات سخت و شبانه روزی به استودیو رفت و یک EP به نام reverence را ضبط کرد و در اوایل سال 1997 هم یکی از شاهکار های تاریخ بلک متال را به نام anthem to the welkin at dusk را ضبط و پخش کرد .
Anthem to … آلبومی فوق العاده خشن و وحشیانه که ترکیبی از زیبایی و خشونت بود که در همان سال کاندیدای دریافت جایزه بهترین آلبوم بلک متال سال شد و این آلبوم در آمریکا به وسیله شرکت metal maniacs و در انگلیس به وسیله شرکت terrorizer پخش شد .
گروه بلافاصله بعد از پخش این آلبوم در فستیوال dynamo و metal fest شرکت کرد.
بعد از این جشنواره ها alver هم دستگیر شد و به زندان افتاد و نتیجه آن چنین شد که در آلبوم بعدی به نام ix equlibirium خود ihsahn نوازنده بیس گروه بود .
Ix iqulibirium هم شاهکار دیگری بود که در سال 1999 ضبط شد که ادامه دهنده راه آلبوم anthem to … بود . آخرین اثر گروه هم تا به حال promethus the discipline of fire & demise نام دارد که در سال 2001 ضبط و پخش شده .
نهایتا در سال 2001 و پس از پخش این آلبوم گروه emperor اعلام انحلال کرد و منحل شد و اعضای گروه هم هرکدام مشغول به انجام پروژه های دیگر خود شدند .

اعضای گروه emperor :
Samoth : با نام واقعی tomas thormodsaeter haugen از سال 1991 تا 2001 گیتاریست گروه بوده و سابقه همکاری با گروههای arcturus ، burzum ، gorgoroth ، satyricon ، hagalaz ، runedance ، ildjarn ، Sirius ، ulver ، zyklon ، suffer ، zyklon B و ... را دارد .

Ihsahn : با نام واقعی vegard sverre tveitan از سال 1991 تا 2001 گیتاریست و خواننده گروه بوده و سابقه فعالیت در گروههای arcturus ، ildjarn ، peccatum ، thou shalt suffer ، ulver و ... را دارد .

Trym : با نام واقعی kai johny mosaker از سال 1995 تا 2001 درامر گروه بوده و سابقه فعالیت در گروههای ceremony ، enslaved ، imperium ، old mans child ، zyklon را دارد .
Alver : با نام واقعی jonas alver از سال 1995 تا 1998 بیسیت گروه بوده .
Faust : با نام واقعی bard g eithum از سال 1992 تا 1993 درامر گروه بوده و سابقه همکاری با گروههای thorns و ulver را دارد .
Tchort : با نام واقعی terje vik she از سال 1992 تا 1994 بیسیست گروه بوده و سابقه فعالیت در گروههای einherjer ، capathian forest ، green carnation را دارد .
Mortiis : با نام واقعی haavard elefsen از سال 1991 تا 1993 بیسیست گروه بوده و سابقه فعالیت در گروههای mortiis و fata morgana را دارد .
Tyr : با نام واقعی jan erik torgerson در سال 1998 بیسیست گروه بوده و سابقه فعالیت در گروههای borknagar ، satyricon و ... را دارد
+
نوشته شده در ساعت 20:51 توسط محمد و رامین
|