موسیقی الكترونیكی نه تنها در موسیقی پاپ كه در همه آثاری كه اخیراً خلق شدهاند، بهنوعی شنیده میشود. هنوز هم كسانی معتقدند كه الكترونیك، خلاقیت را در موسیقی از بین میبرد، اما واقعیت این است كه آهنگسازان قدیمی تا اركستری قطعه آنها را نمینواخت، نمیتوانستند سمفونی خود را بشنوند، درحالیكه امروز بهلطف سینتیسایزر(synthesizer)ها، سكوتنسر(Sequencer)ها و كامپیوتر(Computer)ها، آنها میتوانند قبل از آنكه آثارشان را بهگوش شنوندگانشان برسانند، خودشان آنها را بشنوند، به این ترتیب خلاقیت موسیقایی آهنگسازان، جهش حیرتانگیزی داشته است.
امروزه آهنگساز میتواند بدون واسطه خستهكننده علائم و نتها كه دانش اصلی موسیقی محسوب میشوند، اثر خود را خلق كند. همچنین او میتواند همه سازهایی را كه در اثرش ضرورت دارند، بنوازد و آنها را بهشكل موردنظر خود طراحی كند. دیگر ضرورتی ندارد كه او خود را به نوشتن نت محدود كند، بلكه میتواند صداهای جدیدی را بیافریند.
او حتی میتواند با كیبورد(Keyboard)، صداهای انسان، همسرایان، باران، باد، پرنده و انواع صداهایی را كه در طبیعت وجود دارند، به لطف نمونههای ضبطشده، تولید و اجرا كند. اینك كنترل آهنگساز بر صداها، مطلق است.
او می تواند هر چه را كه به ذهنش میرسد، بیان كند. تاریخچه موسیقی الكترونیكی در فاصله سالهای 1940 و 1950، عدهای از پژوهشگران، بیآنكه كسی از آنها حمایت كند، بر این نكته پافشاری میكردند كه به كشف نوعی موسیقی جهانی نائل شدهاند. برخی از این افراد عبارت بودند از:
جان كیج(John Cage)، پییر شافر(Pierre schaeffer)، پییرهنری(Pierre Henry) و میلتون بابیت( Milton Babbitt )، انتهای راه بسیاری از قطعات موسیقی الكترونیكی، بازارهای تجاری بود و بههمین دلیل تولیدكنندگان نوارهای موسیقی در تعیین نوع آن دخالت اساسی داشتند.
ضبط انواع صداها، تركیب كردن آنها، دوبارهسازی آنها با سرعتهای متفات و تحریف و از شكل انداختن اصوات، رواج یافت. ارگهای الكترونیكی بهسرعت در موسیقی باب شدند و دستگاههای جدید الكترونیكی به آهنگسازها امكان تولید صداهای غیرزمینی و آسمانی را داد.
گیتار برقی نیز در همین ایام پدید آمد. هرچند گیتار برقی امكان تجربه صوتی در عمق را نمیدهد، اما جهشی را در موسیقی پدید آورد كه تا آن زمان وجود نداشت. این جهش، موسیقی راك بود. بدون اختراع گیتار برقی، موسیقی راك وجود نداشت و یا دست كم شبیه به چیزی كه ما امروز بهعنوان موسیقی الكترونیكی میشناسیم، نبود. در سالهای 50، نخستین سینتی سایزرها ساخته شدند.
این ساز از هر ساز غیر آكوستیك دیگری كه قبلاً ساخته شده بود، پیشرفتهتر بود. فقط اشكالی كه داشت حجم غولآسای آن بود كه بهراحتی یك اتاق را پر میكرد. با ساخت سینتی سایزر مارك دوم از شركت RCA، نوع دیجیتالی و شگفتانگیز سینتیسایزر پدید آمد.
در همین دوران هم در روسیه، سینتی سایزری توسط اوژن مورزین(Eugene Murzin) ساخته شد. پیشگامان موسیقی الكترونیكی در اوایل دهة 70، موسیقی الكترونیكی بهنوعی به سفرهای ناشی از مصرف ال.اس. دی و اوهام و خیالات سربازان ویتنام نسبت داده میشد، ولی هنگامی كه در موسیقیهای راك و پاپ از سینتی سایزرها استفاده فراوان شد، این تصور بهتدریج از بین رفت.
یس(Yes)، جنسیس(Gensis) و یان هامر(Jan Hammer) در این زمینه زحمات فراوانی كشیدند. از همه گروهها معتبرتر، گروه تانجرین دریم(Tangerine Dream) بود كه در سال 1972 بهوجود آمد. در این سال استیون شرویدر(Steven Schroyder) گروه را ترك میكند و ادگار فروئز(Edgar Froese) با پیتر باومن(Peter Baumann)، نوازنده كیبورد كه در آن زمان در باشگاه برلین برنامه اجرا میكرد، تماس گرفت.
پیتر پذیرفت كه با گروه همكاری كند و اولین آلبوم آنها به نام Zeit منتشر شد كه كاری شلوغ بود و حال و هوایی تیره و تار داشت. كلاوس شوتز(Klaus Schultz) تكنوازی خود را با سینتیسایزری به نام سینتای اكس(Synthi Aks) آغاز میكند.
در این هنگام گروه كرافت ورك(Kraft werk) و اشراتمپل(Ashra Temple) آلبومهایی را در موسیقی الكترونیكی منتشر میكنند و پوپول ووه(Popol Vuh) موسیقی فیلم خشم خداوند را برای ورنر هرزوگ(Werner Herzog) میسازد. در روسیه، ادوارد آرتمییف(Edward Artemiev) نوآوریهای موسیقایی خود را در موزیك متن فیلم سولاریس اثر تاركوفسكی نشان میدهد.
بهرغم دیوار آهنی بین شرق و غرب، در سالهای بعدی، هنرمندان بیشماری از اروپای شرقی در سرتاسر جهان بهشهرت میرسند از جمله:
موسیقیدان لهستانی، مارك بیلینسكی(Marek Bilinsky)، هنرمند اهل یوگسلاوی لازار یستوفسكی(Laza Ristovski)، ریزاولیك(Rainer Oleak) از آلمان شرقی و هنرمندان مجاری پترهاپكا(Petr Hapka)، گابورپرسور(Gabor Pressor) و لازلونبكو(Lazlo Benko). بعدها گروههایی چون پینك فلوید(Pink Floyd) توانستند با طیف وسیعی از شنوندگان ارتباط برقرار كنند.
با آثار درخشان كسانی چون ونجلیز، ژان میشل ژار، كیتارو و بسیاری دیگر كه بررسی درباره تأثیر و آثار آنها فرصت مبسوطتری را میطلبد، این موسیقی پایگاه ویژهای یافت و بهخصوص در زمینه موسیقی فیلم توانست یكهتاز میدان شود.