تبليغاتX
.......ASIM BAND......
در صورت فیلتر شدن به ادرس جدید ما برید www.music-metal.bdl.ir
به نظر من یکی از بزرگترین تفاوتهایی که طرفدارای موسیقی راک با طرفدارای سبکهای دیگه موسیقی دارن در داشتن خصوصیتیه به اسم کل کل سر قدرت نوازنده های محبوبشون. به اعتقاد من ریشه این موضوع برمیگرده به روح سبک راک که سبک تکنیکی و قوییه و شاید بشه گفت اول موزیک و نوازندگی مطرحه بعد شعر و خوانندگی. همین موضوع باعث میشه که یه جورایی طرفدارهای گروههای مختلف هم با تعصب کامل از نوازنده های محبوبشون دفاع کنن و انواع و اقسام مقایسه و جنگ و دعوا ایجاد شه.
از کسی که 1 ماهه داره راک و متال و این چیزا گوش میده بگیر برو تا کسانی که موهاشون رو توی این راه سفید کردن!! حتی اگه دور و برتون نمونه این موارد رو هم ندیدین کافیه یه نگاهی بندازین به Forum های گروه های موسیقی تا انواع X و Y ها رو اونجا داشته باشین و پشتش هم کلی جنگ و دعوا !! گاهی فکر میکنم موسیقی راک و گروههای راک مثل تیمهای فوتبال میمونن. اصولا مذکر جماعت هم که همیشه دنبال مبارزه و رقابته (حالا به هر نوعی) و طرفداری از این گروهها هم یه جوری اونها رو در این مبارزه شرکت میده (لااقل من اینطور فکر میکنم) .به هر صورت این مقدمه رو که طولانی هم شد گفتم که هم نظرم رو بیان کرده باشم هم بیام سر موضوع اصلی حرفم یا همون "بهترین به صورت مطلق".
به نظر من چیزی به اسم بهترین به صورت مطلق اصلا وجود نداره . حالا چرا؟ اول باید دید "بهترین بودن" رو در چی میبینیم؟ عده ای معتقدن هرچقدر یک نوازنده تکنیکال تر و سنگین تر کار کنه پس کارش درستتره و در واقع فاکتور بهترین بودن رو در "تکنیکال" بودن میبینن . عده ای هم معتقدن بهترین کسیه که نوآوری داشته باشه و کارش برای نسلهای بعدی Influence ایجاد کنه و به قول Inspiring باشه. در هر دو حالت به نظر من چیزی به صورت مطلق وجود نداره. مثلا اگه بخوایم از دید تکنیک به نوازنده های گیتار (گیتار رو مثال میزنم چون یه ذره سر در میارم!) نگاه کنیم میبینیم که هر کسی در یه Field و تکنیک کارش فوق العاده است ولی جاهای دیگه ممکنه از اون بهتر کسی رو ببینیم . برای مثال توی Sweep زدن همه Yngwie Malmsteen رو بهترین میدونن . که واقعا هم جزو بهترینهاست . ولی بعید میدونم از هر 100 نفر که این حرف رو میزنن 5 نفر اسم Marcel Coenen گیتاریست Sun Caged که یه گروه هلندیه رو شنیده باشن. برین دنبالش و ببینین که توی Sweep زدن از مالمستین اگه بهتر نباشه چیزی کمتر هم نداره. یا تکنیکهای دیگه . John Petrucci یا Romeo توی Tremolo Picking کارشون وحشتناکه و سرعت واقعا بالایی دارن . زدن نت دو لاچنگ روی تمپوی 216 ضرب در دقیقه مثال بارزی برای این موضوعه . ولی همین دو نفر توی Vibrato در مقابل کسی مثل Steve Vai به حساب نمیان.یا دیوونه بازیهایی که Michael Angelo درمیاره رو من نمونه اش رو ندیدم ولی موسیقیش خسته کننده است و قابل مقایسه با کسی مثل Joe Satriani که استاد ملودیه نیست...یا از طرف دیگه کسانی رو داریم مثل David Gilmour و Bryan May که با یه Bending کار 10 تا نت رو میکنن و انتخاب نتهاشون عالیه . یا کسی مثل Marty Friedman که ملودیهای شرقی و استیل سولو زدنش منحصر بفرده ...
اینه که به نظر من تمام این رده بندیهای 100 گیتاریست اول و آخر و بهترین و اینا همشون چرته. مهمترین چیز در کار یه گیتاریست اینه که فرم اهنگسازی یا سولو نوشتنش به سبک کاری گروهش بخوره و به اصطلاح Fit باشه با کار.خیلیها تا 2 روز گیتار دستشون میگیرن شروع میکنن فحش دادن به جیمز هتفیلد و کرک همت.گیتاریستهایی که به نظر من کارهاشون لااقل تا سال 96 و قبل از آلبوم Load رودست نداره و برای هزاران نفر Influence بوده، هرچند که تکنیکالترین کار ممکنه نبوده ولی فرم ریتم و لید کاملا با هم Match و متناسب ساخته شده...
+ نوشته شده در  ساعت 19:41  توسط محمد | 
اين جدول, البته صد در صد كامل و درست نيست, اما مي تواند راهنماي خوبي براي شناخت ارتباط ميان زير گونه هاي موسيقي Metal باشد.


 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 19:23  توسط محمد | 
استايل هاي گونان در زير گونه هاي موسيقي متال


Aggressive



اصطلاح Aggressive عموما به موسيقي گروه هايي اطلاق مي گردد كه در چهارچوب سبك خود داراي آثاري به شدت سريع تر و تهاجمي تر نسبت به ساير گروه ها مي باشند. در موسيقي Metal معمولا گروه هاي Thrash, Power و Progressive اين استايل را در آثار خود به كار مي برند.

Atmospheric


اصطلاح Atmospheric براي موسيقي گروه هايي كهربرد دارد كه با استفاده از اصوات ديجيتالي و افكت هاي صوتي, فضايي رويايي و پراحساس در آثار خود خلق مي كنند. اين گروه ها تكيه بسياري بر موسيقي Dark Ambient دارند. استايل Atmospheric بيشتر با سبك هاي Black, Doom و Gothic در ارتباط است.

Avante-Garde


عده اي Avante-Garde Metal را به عنوان يك Sub Genre مي شناسند, با اين حال عده نيز آن را تنها به عنوان يك استايل پديرفته اند. موزيسين هاي اين سبك كه تقريبا همگي به زير شاخه Black Metal تعلق دارند, علاقه وافري به استفاده از اصوات و سازهاي نامعمول در موسيقي متال از خود بروز مي دهند. اين نوازندگان همچنين گرايش بسياري نيز به سبك هاي جز و آوانگارد دارند, با اين حال نبايد آن را با موسيقي Progressive كه در آن نيز گرايش به سمت جز ديده مي شود اشتباه گرفت.

Brutal


اصطلاح Brutal عموما در مورد گروه هاي Death و Grindcore كاربرد دارد. از كلمه Brutal براي متمايز ساختن گروه هايي استفاده مي گردد كه داراي موسيقي به مراتب سنگين تر و خشن تري نسبت به گروه هاي معمول در اين سبك ها مي باشند.

Dark


اصطلاح Dark بيانگر فضايي تيره و افسرده در موسيقي متال است. استيل Dark يا Dark Metal كه بيش از هر چيز با گروه هاي Doom پيوستگي دارد, بيانگر گروه هايي در اين سبك است كه به جاي فضاي غمناك, از فضايي تيره و ترسناك در آثار خود بهره مي جويند.

Electronic


اين اصطلاح طيف گسترده اي از معاني را شامل مي شود. گاه به گروه هايي اطلاق مي گردد كه در آثار خود از سبك Industrial استفاده مي كنند و گاه نيز به گروه هايي كه اصوات سازهاي اصلي موسيقي Metal مانند گيتار يا درامز را بوسيله ادوات الكترونيكي ضبط مي كنند. از سوي ديگر گروه هايي كه داراي موسيقي تجربي بوده و از اصوات الكترونيك بهره مي گيرند نيز با نام Electronic شناخته مي شوند.

Epic


اصطلاح Epic به استايل گروه هايي در موسيقي متال اشاره دارد كه فضايي حماسي و باشكوه را در موسيقي خود به نمايش مي گذارند. اين گروه ها معمولا گرايش بسياري به استفاده از كيبورد و چندين خواننده و گروه هاي كر دارند. اصطلاح Epic بيشتر در كنار سبك هاي Folk, Black, Gothic و Death ديده مي شود.

Melancholic


اصطلاح Melancholic بيانگر حالتي بسيار افراطي در ايجاد فضاي هاي افسرده و نااميدانه است. اين فضا البته تا حدود بسياري نيز حالت روانپريشانه داشته و بدين صورت بيش از هر چيز با سبك Doom و بويژه با زيرشاخه Funeral Doom در ارتباط است. البته برخي گروه هاي Symphonic Gothic و Symphonic Black نيز به اين استايل گرايش دارند. اين استايل را با نام Depressive نيز مي شناسند.

Melodic


استايل Melodic عموما به گروه هايي اطلاق مي گردد كه فضاي ملوديك تري را به نسبت گروه هاي هم سبك خود به نمايش مي گذارند. در گروه هاي Melodic تكيه بر ريف هاي سنگين كمتر ديده مي شود, در عوض ملودي ها نمود بيشتري به خود مي گيرند. اين صطلاح بيش از هم با سبك هاي Power, Death و Black داراي ارتباط مي باشد.

Operatic


اصطلاح Operatic بيانگر شيوه گروه هايي در موسيقي Metal است كه از موسيقي و آوازهايي به شيوه سنتي اپراهاي اروپايي در آثار خود بهره مي گيرند. اين استايل بيش از هرچيز با استايل گروه هاي Symphonic درايا پيوند مي باشد.

Raw


اصطلاحا به گروه هايي اطلاق مي گردد كه فضايي بسيار خشك و خشن را به مانند گروه هاي دهه هشتاد در آثار خود به نمايش مي گذارند. در موسيقي چنين گروه هايي از اصوات كيبورد و افكت هاي ديجيتالي استفاده نمي گردد. از اين اصطلاح عموما براي تمايز گروه هاي اوليه سبك Black از گروه هاي Symphonic استفاده مي كنند.

Symphonic


اصطلاح Symphonic بيانگر استايل گروه هايي است كه از اصوات سمفونيك در آثار خود استفاده مي كنند. اين اصوات معمولا بوسيله كيبورد اجرا مي شوند, با اين حال گروه هاي معدودي از سازهاي واقعي نيز در آثار خود بهره مي گيرند. گروه هاي Symphonic معمولا هارموني سنگين و حجم صداي بلايي در قياس با ساير گروه ها توليد مي كنند.

Technical


اين اصطلاح بيانگر گروه هايي است كه نوازندگان آنها داراي توانايي بسيار بالايي در اجراي ساز خود مي باشند. اصطلاح Technical را نبايد با Progressive اشتباه گرفت, با اين حال اكثر گروه هاي Technical داراي موسيقي قدرتمندي نيز از لحاظ ساختارهاي تكنيكي مي باشند. اين استايل معمولا در كنار سبك هاي Death و Thrash كاربرد دارد.
+ نوشته شده در  ساعت 19:22  توسط محمد | 
رايج ترين تكنيك هاي نوازندگي گيتار الكتريك در سبك هاي Heavy Metal

Alternate Picking

اين تكنيك عموما در شاخه هاي سرعتي موسيقي Metal كاربرد بسياري دارد. در اين روش كه تنها بوسيله Pick قابل اجرا است, نوازنده Pick را بر روي يك سيم با سرعت بسيار زياد به بالا و پايين حركت مي دهد و حالت ترمولويي با سرعت بسيار زياد را ايجاد مي كند.

Bend

در اين روش كه يكي از پركاربردترين تكنيك هاي تغيير صداي گيتار مي باشد, نوازنده سيم گيتار را بر روي فرت مورد نظر به حدي به سمت بالا يا پايين حركت مي دهد تا صداي نت از حالت طبيعي خارج گشته و به سمت نت بالاتر حركت كند. نوازندگان حرفه اي با استفاده از تكنيك Bend صداي نت را با دقت بالا تا نيم و يا يك پرده از حالت طبيعي خارج مي كنند. تكنيك Bend هم بر روي يك سيم و هم بر روي دو سيم قابل اجرا است كه اجراي اين تكنيك بر روي دو سيم در زمره دشوارترين روش ها به شمار مي آيد.

Hammer On

يكي از تكنيك هاي معمول در نوازندگي گيتار است كه در آن نوازنده بلافاصله پس از اجراي نت, انگشت خود را در پشت فرت قرار مي دهد كه باعث ايجاد تغيير در جنس صدا و كشش نت مي گردد.

Palm Mute

اين روش نيز از تكنيك هاي بسيار رايج در موسيقي Metal, بويژه در سبك هاي Thrash Metal و Death Metal است و اكثر ريف هاي سنگين و خشن در اين دو سبك با استفاده از Palm Mute ايجاد مي شوند. در اين روش نوازنده با قرار دادن دست راست خود (دست چپ براي نوازندگان چپ دست) بر روي سيم ها در نزديك ترين محل ممكن نسبت به Bridge صدايي بريده بريده و نسبتا خفه توليد مي كند.

Pick Gils

يكي از تكنك هاي رايج در شاخه هاي Hard Rock و Heavy Metal است كه در آن نوازده, لبه Pick را در دست مي گيرد و Pick را بر روي سيم ها قرار داده و آن را به سمت پايين مي لغزاد. در حين حركت سمت پايين, Pick با سرعت بالا به سمت بالا و پايين حركت داده مي شود.

Pick Scrape

در اين روش نوازنده لبه Pick را در دست گرفته و آن را در كنار سه سيم گيتار قرار مي دهد و سپس Pick را در حد فاصل اين سه سيم به سرعت بالا به حركت در مي آورد كه با حركت Pick در ميان سيم ها نت ها به سرعت يكي پس از ديگري به اجرا در مي آيند. با دور كردن Pick از Bridge يا نزديك شدن به آن جنس صداي خروجي از گيتار نيز تفاوت خواهد كرد.

Pull Off

اين تكنيك دقيقا بر خلاف Hammer On است كه در آن نوازنده گيتار پس از اجراي نت مورد نظر به سرعت انگشت خود را از روي سيم بلند مي كند و بدين وسيله صدايي مقطع و نرم ايجاد مي شود.

Slid Guitar

اين تكنيك چندان رايج نيست و ندرتا از آن استفاده مي شود. در اين روش نوازنده به جاي آنكه از انگشتان خود براي Fingering استفاده كند, لوله فلزي كوچكي را درون انگشت خود قرار مي دهد و از آن استفاده مي كند. اين روش عموما باعث ايجاد هارموني و ديستورشن بالايي در صداي گيتار مي شود.

Sweep Picking

يكي ديگر از تكنيك هاي مرسوم و نسبتا دشوار در نوازندگي گيتار الكتريك است. در اين روش نوازنده با حركتي لغزشي و جاروب مانند دست خود را بر روي سيم هاي گيتار در قسمت گردن آن به حركت در مي آورد و با دست ديگر ديگر نت ها را با سرعت بالا اجرا مي كند و كه با عث ايجاد صداي بسيار سيال مي گردد.

Tapping

از تكنيك هاي رايج در هنگام تكنوازي است و در اين روش نوازنده گيتار با استفاده از ضربه زدن بوسيله انگشتان خود بر روي سيم هاي گيتار در قسمت ‌‌Neck صداي مورد نظر را ايجاد مي كند. اين تكنيك به دو صورت انجام مي كيرد. اولي به One Handed Tapping معروف است كه تنها با يك دست انجام مي شود و دومي Two Handed Tapping كه نوازنده از انگشتان هر دو ست براي اجراي نت ها استفاده مي كند. حالت دوم باعث ايجاد هارموني قدرتمندي در طي اجراي قطعه مي گردد. برخي نوازندگان نيز از لبه پهن Pick براي ضربه زدن استفاده مي كنند كه به آن Pick Tapping نيز مي گويند.

Vibrato

يكي از تكنيك هايي است كه به وفور در نوازندگي گيتار مورد استفاده مي گيرد. Vibrato تكنيكي است كه بوسيله آن نوازنده باعث ايجاد لرزشي موجي شكل در صداي يك نت مي گردد. اين تكنيك به دو روش اجرا مي گردد. نخست بوسيله دسته ويژه اي كه بر روي بدنه گيتار قرار گرفته است و به Tremolo يا Vibrato معروف است. (برخي گيتار ها فاقد اين اين دسته هستند) روش دوم بوسيله حركات ظريف و سريع انگشت بر روي گردن گيتار در حدفاصل فرت هاي مورد نظر انجام مي گردد.

Volume Swell

يكي ديگر از تكنيك هاي نه چندان پركاربرد است كه در آن نوازنده با استفاده از انگشت كوچك خود حجم صداي خروجي را دائما تغيير مي دهد و مخصوصا در پايان صداي نت باعث ايجاد يك فرود نرم در آن مي شود.
+ نوشته شده در  ساعت 19:21  توسط محمد | 
Nu Metal

موسيقي Nu Metal كه آن را با نام Aggro Metal نيز مي شناسند, شاخه اي از موسيقي Rock است كه پيدايش آن به سال هاي آغازين دهه نود ميلادي باز مي گردد. اين موسيقي به طور عمده ريشه در سبك هاي Grunge, Alternative Rock, Hip Hop, موسيقي الكترونيك و سبك Groove Metal دارد. موفقيت عمده اين موسيقي به سال هاي پاياني دهه نود و شروع قرن بيست و يكم باز مي گردد. هرچند كه اين موفقيت با واكنش هاي منفي بسياري از طرفداران اين موسيقي روبه رو گشت وبسياري از اين طرفداران قديمي را از آن روي گردان كرد.
ريشه هاي اصلي اين موسيقي به جشنواره Lollapaluza در ابتداي دهه نود باز مي گردد. در اين جشنواره گروه هاي بسياري حضور داشتند كه موسيقي Alternative Rock را با تاثيراتي از موسيقي Metal اجرا مي كردند. گروه هايي چون Primus, Red Hot Chili Peppers, Rage Against the Machine, Fishbone, Ministry و Nine Inch Niles گروه هايي بودند كه تلفيقي از Alternative Rock, Metal و سبك هايي چون Hip Hop, Industrial يا Funk را در آثار خود ارائه مي كردند. اين گروه ها را مي توان به عنوان نمونه هاي ابتدايي سبك Nu Metal معرفي كرد.
مرگ Kurt Cobain در سال 1994 سرآغاز زوال محبوبيت سبك Alternative Rock و بويژه شاخه Grunge بود. نابودي اين موسيقي كه در آن دوران نيروي اصلي موسيقي Rock در آمريكا بود نويد بخش حضور قدرتمند سبك Nu Metal گرديد. موسيقي Grunge را مي توان به عنوان مهمترين نياي سبك Nu Metal معرفي كرد. سبك گيتارنوازي, سبك آواز و تم هاي موسيقي Grunge همگي تاثير غير قابل انكاري بر موسيقي Nu Metal گذاردند.
گروه هاي Rage Against the Machine, Faith No More, Fishbone و Helmet از جمله گروه هايي بودند كه تاثير مهمي بر پيدايش اين موسيقي داشتند. گروه هاي POD, Deftones, Korn و Limp Bizkit را مي توان به عنوان نخستين نمونه هاي اصلي سبك Nu Metal معرفي نمود. گروه Linkin Park از جمله مهمترين و موفق ترين نمونه هاي اين سبك است كه تا كنون چيزي نزديك به چهل ميليون نسخه از اثارش به فروش رفته است. در اين سبك نبايد از نقش تهيه كننده اي به نام Ross Robinson نيز به سادگي گذشت. او به دليل تلاش هاي گسترده اي كه در عرصه اين موسيقي به انجام رسانده است به Godfather of Nu Metal با پدر خوانده سبك Nu Metal معروف گشته است. گروه هاي Nu Metal در كنار تاثيراتي كه از سبك هاي مختلف داشته اند عناصر گوناگوني را نيز از سبك هاي موسيقي Metal بويژه Thrash Metal و Groove Metal برگرفته اند. اين موسيقي همچنين تا حدود بسياري نيز تحت تاثير سبك Punk قرار دارد.
از موسيقي Nu Metal به عنوان سبكي ياد مي شود كه باعث تجديد حيات تجاري موسيقي Metal گشته است. گروه هاي بسياري از اين سبك در سال هاي اخير صحنه جشنواره Ozzfest را به عنوان يكي از شناخته شده ترين جشنواره هاي موسيقي Metal به خود اختصاص داده اند. صحنه موسيقي آمريكا هميشه به دليل حضور سبك هايي چون Glam Metal يا Nu Metal مورد تمسخر قرار گرفته است. البته جشنواره Ozzfest در اين سال ها تلاش بسياري كرده است تا اين موسيقي را به عنوان صدايي جديد در ميان سبك هاي اصيل موسيقي Metal معرفي كند. برخلاف سبك هاي ديگر موسيقي Metal كه همگي ريشه در موسيقي گروه هايي چون Led Zeppelin, Deep Purple, Judas Priest و Black Sabbath دارند در Nu Metal با سبكي رو به رو هستيم كه بيشتر از اثار اخير موسيقي Metal و Rock بويژه سبك هاي Thrash Metal و Alternative Metal الهام مي گيرد.
گروه Korn نخستين آلبوم خود را در سال 1994 منتشر كرد كه با استقبال فراواني رو به رو گشت. البته اين آلبوم بيشتر اثري در سبك Alternative Metal بود. نخستين اثر اين گرو در سبك Nu Metal در سال 1998 انتشار يافت. به زودي گروه هاي بسياري به اين نوع از موسيقي روي آوردند و اين سبك به سرعت به يكي از محبوب ترين سبك هاي MTV تبديل شد.
اين جريان از طرف شبكه MTV به عنوان بازگشت دوباره موسيقي Rock معرفي شد. از جمله گروه هاي مطرح در اين ميان مي توان به Korn, Limp Bizkit, Slipknot, Godsmack, Papa Roack, Incubus, Linkin Park, Coal Chamber و Stained اشاره كرد. عبارت Nu Metal ديگر تنها براي اشاره به گروه هايي چون Korn در سبك Alternative Metal به كار نمي رفت. بلكه به گستره بسيار وسيعي از گروه هاي Rock گفته مي شد كه خشونت موسيقي Metal را با فضايي نمايشي و ريتم هاي موسيقي Rap در مي آميختند. تصوير گروه هاي Nu Metal شباهت بسياري به گروه هاي Rap دارد و معمولا به اين سبك لباس مي پوشند. اكثر نوازندگان اين سبك نيز به استفاده از Tattoo بر روي بدن خود علاقه دارند.

موفقيت هاي تجاري و انتقاد هاي وارد بر اين موسيقي

گروه هاي Nu Metal در حقيقت تصويري از موسيقي مدرن Metal در اواخر دهه نود و آغاز قرن بيست و يك هستند كه به شدت از طرف جشنواره هايي چون Ozzfest و شبكه هاي راديويي و تلويزيوني حمايت مي شوند. منتقدين بسياري از دنياي موسيقي Hip Hop بر جنبه هاي خشن و بافت به عاريت گرفته شده از موسيقي خشن Metal تاكيد دارند و اين شيوه را به باد انتقاد مي گيرند. منتقدين Rock نيز به بخش هاي مربوط به Rap و تصوير بسيار نمايشي خوانندگان اين سبك اعتراض مي كنند. طرفداران موسيقي Rap معمولا بر اين عقيده هستند كه سبك موسيقي محبوب آنها بوسيله Nu Metal به سبكي بي روح و بي مزه تبديل شده است. طرفداران موسيقي هاي اصيل Metal نيز هواداران موسيقي Nu Metal را Mallgoths, Mini Mosher يا Angester خطاب مي كنند و آنها را سارق سبك هاي محبوبشان مي دانند. بسياري اعتقاد دارند كه موسيقي Nu Metal نيز درست به مانند سبك Grunge محصول نظر عده اي تهيه كننده در چند كمپاني ضبط و فروش موسيقي است.
يكي از محوري ترين حوادث در دوران موسيقي Nu Metal جشنواره Woodstock 99 است كه تعداد بسيار زيادي از گروه هاي Nu Metal را به طرفداران Rock معرفي نمود. به هر حال علي رغم تمام انتقاداتي كه از طرف كارشناسان به اين موسيقي وارد مي شود اين سبك هنوز هم يكي از پرطرفدار ترين شاخه هاي موسيقي Rock به شمار مي آيد.

ترك موسيقي Nu Metal

از زمان به اوج رسيدن موفقيت هاي تجاري موسيقي Nu Metal گروه هاي بسياري در تلاش هستند تا خود را از حلقه اين موسيقي جدا كنند. گروه هاي بسياري به شدت اين ادعا را كه به اين سبك تعلق دارند رد مي كنند. به خصوص آنها با استفاده اين عبارت از طرف هواداران Extreme Metal و Alternative Rock در ارتباط با سبكشان بسيار مخالفت مي ورزند. موسيقي Nu Metal سبكي است كه از طرف اكثر كارشناسان مورد انتقادات بسيار شديد قرار گرفته است. بسياري از گروه هايي كه خود از پيشروان اين سبك بودند, همچون Limp Bizkit يا Coal Chamber در سال هاي بعد تا حدود بسياري سبك كاري خود را تغيير دادند. گروه هاي Nu Metal امروزه تا حدود بسياري از خشونت موسيقي خود كاسته اند و به سوي سبك ملوديك تري روي آورده اند. آنها در سال هاي اخير از موسيقي Alternative Metal روي گردان گشته و بيشتر به سمت سبك هاي Rap و Funk حركت كرده اند. گروه هايي مانند Korn از معدود نمونه هايي هستند كه هنوز هم بر سنت پيشين خود باقي مانده اند. امروزه تا حدودي از محبوبيت دوران آغازين اين موسيقي كاسته شده است و به تدريج گروه هاي Metalcore در حال اوج گيري در موسيقي Rock هستند.

+ نوشته شده در  ساعت 19:19  توسط محمد | 
Alternative Metal

Alternative Metal يكي از زيرگونه هاي موسيقي Rock از سال هاي مياني دهه نود ميلادي و دوران افول موسيقي Grunge به محبوبيت گسترده اي دست يافت. در برخي منابع اين موسيقي به عنوان تلفيقي از سبك هاي Heavy Metal و Alternative Rock معرفي مي شود. به خصوص Indie Rock دهه هشتاد را به عنوان مهمترين منبع الهام اين موسيقي مي شناسند. اين موسيقي خصوصياتي را نيز مانند برخي از ريف هاي مورد استفاده از موسيقي Metal به ارث برده است. البته اين ريف ها معمولا به همان شكل موسيقي Metal اجرا نمي شوند. فضاي اين موسيقي تا حدود بسياري تجربي است و گروه هاي مختلف, تكنيك هاي متفاوتي را در ساخت آثارشان به كار مي گيرند. اين موسيقي مجموعه بسيار گسترده اي از سبك هاي مختلف موسيقي را در كنار يكديگر گردآوري كرده است.

نگاهي كلي به موسيقي Alternative Metal


عبارت Alt Metal عبارتي بسيار كلي است كه نمي توان تعريف چندان دقيق و جامعي براي آن ارائه كرد. اين عبارت معمولا براي توصيف موسيقي هنرمنداني به كار مي رود كه يك گونه از موسيقي Metal را با شيوه ها و تكنيك سبك هاي بسيار گوناگون موسيقي اجرا مي كنند. بسيار دشوار است كه تعيين شود ايا اين موسيقي شاخه اي از Metal است يا Alternative Rock.
موسيقي Metal سبك بسيار ويژه اي است كه از اجزاي كاملا مشخصي تشكيل يافته است. موسيقي Alternative Metal از همان ابتداي پيدايش در دهه نود بيش از هر چيز مورد توجه طرفداران Alternative Rock قرار داشت و هنرمندان اين سبك بيش از هر چيزي تحت تاثير موسيقي Indie در آمريكا قرار داشتند. گروه هاي سبك Alternative Metal همچنين به شدت تحت تاثير سبك هاي Hardcore Punk, Gothic Rock, Noise Rock, Grunge, Funk, Hip Hop و Industrial Music قرار دارند. ريشه هاي بسيار متفاوت ديگري نيز در اين سبك قابل مشاهده است. اين گروه ها هيچ گاه نتوانستند به سبك كاري جامعي در ميان خود دست يابند. ريشه هاي موسيقايي اين گروه ها چنان متفاوت است كه گاه به سختي مي توان همه آنها را به عنوان يك سبك معرفي نمود.
موسيقي Grunge در اوايل دهه نود كه خود تركيبي از Hard Rock بويژه سبك Punk و موسيقي Alternative Rock بود يكي ديگر از ريشه هاي مهم موسيقي Alternative Metal است. اين گونه گروه ها معمولا همكاري گسترده اي با برخي گروه هاي سبك Metal همچون Metallica داشتند. با افول موسيقي Grunge و افزايش محبوبيت موسيقي Alternative Rock به سرعت سبك ديگري از دل اين موسيقي خارج گشت كه Alternative Metal نام گرفت و تكيه بسياري بر موسيقي گروه هايي چون NIRVANA و Soundgarden داشت. آنگونه Ian Christe يكي مورخان سبك موسيقي Heavy Metal بيان داشته است, اين موسيقي سبكي Heavy است بي آنكه الزاما Metal باشد. گروه هاي جديدي كه در عرصه اين موسيقي ظهور كرده اند ارتباط بيشتري به نسبت گروه هاي قديمي تر با موسيقي Metal برقرار كرده اند. White Zombie, Nine Inch Niles و Ministry آغازگر موج Industrial بودند و ضرب آهنگ هاي موسيقي Techno را با همراه ريف هاي سنگين گيتار به كار بردند. گروه Tool خود را غرق در سبك Progressive Rock كرد. گروه هايي چون Rage Against the Machine به شدت به سبك هاي Rap و Hip Hop گرايش دارند و برخي همچون Helmet به سمت سبك هاي Jazz و Hardcore.
در سال هاي پاياني دهه نود موسيقي Alternative Metal اندكي از بي قاعدگي سال هاي آغازين خود دور شد و اندك اندك سبك هاي ويژه اي در ميان آن پديد آمد. RATM, Korn, Nine Inch Niles و Helmet از جمله سردمداران اصلي اين سبك ها بودند. گروه Helmet با استفاده از اصواتي خشن و تهاجمي مبتكر سبكي گشت كه در سال هاي بعد Nu Metal نام گرفت.

زيرگونه هاي موسيقي Alternative Metal

عبارت Alternative Metal عموما براي اشاره به گروه هاي مختلفي به كار مي رود. اين گروه علي رغم آنكه صداي متفاوتي توليد مي كنند اما از شخصيت مشابهي برخوردار هستند. زيرگونه هاي موسيقي Alternative Metal تلاش دارد اين گروه ها را بر اساس جنس صدا و شباهت هاي زيبايي شناسانه آنها طبقه بندي كند.

Funk Metal

اين نام به گروه هايي اطلاق مي گردد كه در موسيقي خود گرايش زيادي به سمت سبك Funk دارند. اين گروه ها معمولا ريشه هاي قدرتمندي نيز در سبك هاي Hip Hop و Punk دارند. اين گروه ها تمكز بسياري بر سبك Glam Metal داشتند. موسيقي Glam Metal در اوايل دهه نود به سرعت محببيت خود را از دست داد اما اين مسئله تاثير چنداني بر گروه هاي Funk Metal نداشت و گروه هايي چون Faith No More و Red Hot Chili Pepers با همان قدرت سابق به فعاليت خود ادامه دادند.اين دسته را مي توان نخستين امواج جريان Alternative Metal ناميد. Primus از ديگر گروه هاي بسيار موفق سبك Funk Metal بود. در دهه نود گروه Rage Against the Machine به خوبي توانست خود را به اوج شهرت در اين سبك برساند و به يكي از مهمترين گروه هاي تاثير گذار بر سبك Nu Metal بدل گردد.

Industrial Metal

Industrial Metal از ديگر زيرگونه هاي موسيقي Alternative Metal است كه در دهه هشتاد پديد آمد. Ministry از جمله نخستين گروه هاي اين سبك موسيقي به شمار مي آيد. KMFDM نيز از جمله گروه هاي مهم و تاثير گذار در اين سبك است. در سال هاي بعد اين سبك با ديگر شاخه هاي موسيقي Metal نيز تلفيق گشته است. Fear Factory از جمله گروه هايي بود كه موسيقي Industrial را در كنار Thrash Metal و Death Metal قرار داد و همچون Rage Against the Machine به يكي از مهمترين گروه هاي تاثير گذار بر سبك Nu Metal تبديل گشت. اي موسيقي در آلمان نيز طرفداران بسياري يافت و گروه هايي چون Rammstein و Megaherz از مهمترين گروه هاي اين كشور هستند.

Punk Metal

اين نام به گروه هايي در سبك Punk Rock اطلاق مي گردد كه در موسيقي خود تحت تاثير سبك Heavy Metal قرار داشتند. البته ارتباط موسيقي Metal و Punk منحصر به اين سبك نيست. اين دو سبك از دهه هفتاد پيوند مشتركي را برقرار كردند كه نتيجه آن سبك هايي چون Metalcore, Thrash Metal, Death Metal, Grindcore و Speed Metal بود. البته موسيقي Punk Rock بيش از تمام سبك هاي فوق به موسيقي Punk شباهت دارد. Corrosion of Conformity, Suicidal Tndecies و Stormtroopers of Death از مهمترين نمونه هاي چنين گروه هايي بودند. اين موسيقي در سال هاي بعد تاثير بسزايي بر سبك هاي Nu Metal و Metalcore داشت.

Nu Metal

پيدايش اين موسيقي به سال هاي مياني دهه نود ميلادي و گروه هاي Korn و Deftones باز مي گردد. اين موسيقي را به سختي مي توان تلفيقي از Heavy metal و Alternative Metal ناميد. در حقيقت اين موسيقي را بايد به عنوان سبكي جداگانه و منحصر به فرد در موسيقي Rock دانست.

Rapcore

Rapcore يا Rap Metal شاخه اي ديگر از سبك Alternative Metal است كه موسيقي Hip Hop و Rap را با سبك هاي Punk و Metal تركيب نموده است.
اين موسيقي در سال هاي پاياني دهه هشتاد و در كنار سبك Funk Metal به رشد و توسعه پرداخت. فعاليت مشترك گروه هاي Run DMC و Aerosmith در نسخه اي از ترانه Walk This Way مبدا پيدايش اين جنبش است. اين ترانه شناخته شده ترين نمونه اوليه تركيب سبك هاي Heavy Metal و Rap به شمار مي آيد. گروه هاي Anthrax, Beastie Boys, Red Hot Chili Peppers, Biohazzard, Faith No More و Public Enemy نيز از ديگر گروه هاي مهم و تاثير گذار بر پيدايش اين سبك بودند. نخستين نمونه يك گروه حقيقي Rapcore گروهي ناشناخته با نام Urban Dance Squad است كه تاثيرا بسياري بر گروه Rage Against the Machine داشته است.
گروه هاي اين سبك به دو شاخه اصلي تقسيم مي گردند. يكي گروه هايي چون Rage Against the Machine, Inner Surge و يا Senser كه سبكي بسيار جدي و خشن دارند ترانه هاي مورد استفاده در اين سبك عموما داراي مضامين سياسي و اجتماعي هستند, ديگري گروه هايي چون Crazy Town, Kid Rock, Linkin Park و يا The Bloodhound Gang كه به سمت موسيقي Funk گرايش دارند. در اين گروه ها گرايش بسياري نير به موسيقي Techno و تكنيك هاي آن ديده مي شود
+ نوشته شده در  ساعت 19:18  توسط محمد | 

I don't want you and I don't need you
Don't bother to resist, I'll beat you
It's not your fault that you're always wrong
The weak ones are there to justify the strong
The beautiful people, the beautiful people
It's all relative to the size of your steeple
You can't see the forest for the trees
You can't smell your own shit on your knees
There's no time to discriminate,
Hate every motherfucker
That's in your way
[Chorus:]
Hey you, what do you see?
Something beautiful, something free?
Hey you, are you trying to be mean?
If you live with apes man, it's hard to be clean
The worms will live in every host
It's hard to pick which one they eat most
The horrible people, the horrible people
It's as anatomic as the size of your steeple
Capitalism has made it this way,
Old-fashioned fascism will take it away
[Chorus]
There's no time to discriminate,
Hate every motherfucker
That's in your way
The beautiful people
The beautiful people (aahh) [x4]
[Chorus x2]
The beautiful people [x8]

----------------------------------------------------------------------

من تو را نميخواهم و به تو احتياجي ندارم
سعي نكن مقاومت كني وگرنه تو را هم از سر راهم بر مي دارم
تقصير تو نيست كه هميشه بهت بي احترامي مي شه
افراد ضعيف براي تصديق افراد قوي به وجود آمده اند
مردم عالي ، مردم عالي
همه چيز به اندازه قدرتت بستگي دارد
درختا نمي گذارن جنگلو ببيني
تو نمي توني بوي كثافت خودتو بفهمي
وقتي براي جدا كردن مردم نيست
از هر آدم آشغالي كه جلوي راهته ، نفرت داشته باش
هي تو چي ميبيني ؟
بعضي چيزها عالي ، بعضي چيزها مفت
هي تو آيا سعي مي كني كه بد جنس باشي ؟
دوست من تو وقتي با ميمونها زندگي مي كني پاك موندنت سخته
كرمها در هر سوراخي زندگي مي كنند
معلوم نيست كداميكي بيشتر مي خورد
مردم زشت مردم زشت
اين هم به اندازه قدرتت بستگي دارد
كاپيتاليسم جامعه را اينگونه ساخته
عقايذ قديمي فاشيستي آن را به دورها خواهد برد

+ نوشته شده در  ساعت 0:0  توسط محمد | 

Your own personal jesus
Someone to hear your prayers
Someone who cares
Your own personal jesus
Someone to hear your prayers
Someone who's there
Feeling unknown
And you're all alone
Flesh and bone
By the telephone
Lift up the receiver
I'll make you a believer
Take second best
Put me to the test
Things on your chest
You need to confess
I will deliver
You know I'm a forgiver
Reach out and touch faith
Reach out and touch faith
Your own personal jesus...
Feeling unknown
And you're all alone
Flesh and bone
By the telephone
Lift up the receiver
I'll make you a believer
I will deliver
You know I'm a forgiver
Reach out and touch faith
Your own personal jesus
Reach out and touch faith
----------------------------
عيساي خصوصي تو
شخصي براي شنيدن دعاها و درخواستهاي تو
شخصي كه مراقب تو است
عيساي خصوصي تو
شخصي براي شنيدن دعاهاي و درخواستهاي تو
كسي كه هميشه آنجاست
اين يك احساسي ناشناخته است
و تو هميشه تنها هستي
جسم و استخوان
با تلفن
گيرنده را بردار
من تو را به يك با ايمان تبديل مي كنم
دومين چيز خوب را بگير
منو امتحان كن
چيز هايي تو دلته
تو احتياج داري كه اونارو اقرار كني
من رستگارت ميكنم
تو ميدوني من آمرزنده هستم
به بيرون برس و ايمانت را لمس كن
+ نوشته شده در  ساعت 23:59  توسط محمد | 
my mouth was a crib and it was growing lies
i didn't know what love was on that day
my heart's a tiny bloodclot, i picked at it
it never heals it never goes away
i burned all the good things in the eden eye
we were too dumb to run, too dead to die
this was never my world, you took the angel away
i'd kill myself to make everybody pay
this was never my world, you took the angel away
i'd kill myself to make everybody pay
i would have told her then, she was the only thing
that i could love in this dying world
but the simple word "love" itself
already died and went away
this was never my world, you took the angel away
i'd kill myself to make everybody pay
this was never my world, you took the angel away
i'd kill myself to make everybody pay
i burned all the good things in the eden eye
we were too dumb to run, too dead to die

b) the apple of discord
her heart's bloodstained egg we didn't handle with care
it's broken and bleeding and we can never repair

دهانم باز بود و دروغ ها را در خود پرورش ميداد
من در آن روز نمي دانستم عشق چيه
قلبم لخته كو چكي از خون است : من پوستش را كنده ام
قلبم هيچ وقت خوب نخواهد شد و هيچ وقت از بين نخواهد رفت
در وسط بهشت همه چيز هاي خوب را سوزاندم
ما خيلي بي هدف براي ادامه يافتن و خيلي بي حس براي مردن هستيم
اين دنيا هرگز مال من نبوده ، تو مالك آن را بيرون كردي
من مي خواهم خودم را بكشم كه انتقام ديگران را بگيرم
مي خواستم به او بگويم كه او تنها چيزيه كه من ميتونم تو اين دنياي مردني عاشقش شوم
اما همين كلمه ساده عشق خودش قبلا مرده بود و كنار رفته بود
قلب او تكه اي از خون بود ما از آن خوب مواظبت نكرديم
آن شكست و خونش جاري شد و ما نمي توانيم هرگز آن را درست كنيم
+ نوشته شده در  ساعت 23:58  توسط محمد | 

The reflecting god
your world is an ashtray
we burn and coil like cigarettes
the more you cry your ashes turn to mud
it's the nature of the leeches, the virgin's
feeling cheated
you've only spent a second of your life
my world is unaffected, there is an exit here
I say it is and then it's true,
there is a dream inside a dream,
I'm wide awake the more I sleep
you'll understand when I'm dead
I went to god just to see, and I was looking at me
saw heaven and hell were lies
when I'm god everybody dies
scar/can you feel my power?
shoot here and the world gets smaller
scar/scar/can you feel my power?
one shot and the world gets smaller
let's jump upon the sharp swords
and cut away our smiles
without the threat of death
there's no reason to live at all
my world is unaffected, there is an exit here
I say it is and then it's true,
there is a dream inside a dream,
I'm wide awake the more I sleep
you'll understand when I'm dead
"each thing i show you is a piece of my death"
shoot shoot shoot motherfucker
no salvation, no forgiveness
"this is beyond your experience"
forgiveness...
-------------------------------------------------
خداي منعكس شده
دنياي تو مثل يك زيرسيگاري است
و ما مثل سيگاري مي سوزيم و خاكستر مي شويم
و هر چه بيشتر گريه كنيم خاكسترهاي ما تبديل به لجن مي شوند
اين سرشت زالو(موجودي خونوار) است
انسانهاي پاكدامن فريب خورده اند
تو فقط قسمت دوم زندگيت را خرج مي كني
دنياي من ساده است
راه خروجي دارد
من ميگويم اين هست پس اين درست است
آنجا رويايي درون رويا است
؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من وقتي مردم شما خواهيد فهميد
من رفتم پيش خدا تا ببينمش
و من به خودم نگاه مي كردم
ديدم بهشت و جهنم دروغ بوده
زماني كه من خدا هستم همه مرده اند
اثر گناه / آيا قدرت من را حس مي كني ؟
اينجا شليك كن دنيا كوچكتر مي شود
بگذار روي شمشير تيزبپزيم
و لبخندهايمان بريده شود
بدون وجود تهديد مرگ
هيچ دليلي براي زنده بودن وجود ندارد
هر چيزي كه من به تو نشان دادم تكه ابي از مرگم بود
شليك كن
هيچ رستگاري وجود ندارد
هيچ بخششي وجود ندارد
اين فراتر از تجربه ماست
+ نوشته شده در  ساعت 23:57  توسط محمد | 
Death song
we're on a bullet and we're headed straight into god, even he'd like to end it too
we take a pill, get a face, buy our ticket and we hope that heaven's true
i saw a cop beat a priest on the tv, and they know they killed our heroes too
we sing the death song kids, because we've got no future
and we want to be just like you, we want to be just like you
let's sing the death song kids
we light a candle on an earth we made into hell, and pretend that we're in heaven
each time we do we get the blind man's ticket and we know that nothing's true
i saw priest kill a cop on the tv, and i know now they're our heroes too
we sing the death song kids, because we've got no future
and we want to be just like you, we want to be just like you
we write our prayers on a little bomb, kiss it on the face and send it to god
(chorus)
we were the world, but we've got no future
and we want to be just like you, we want to be just like you
سرود مرگ
ما روي گلوله اي هستيم
و ما مستقيم به سوي خدا نشانه رفته ايم
او هم مي خواهد كه تمامش كند
ما قرصي خورديم ، چهره اي ساختيم ، بليطهايمان را خريديم
و ما اميدواريم كه بهشت حقيقت داشته باشد
من ديروز در تلويزيون پليسي را ديدم كه كشيشي را ميزد
آنها هم مي دانستند كه قهرمان ما را كشتند
ما سرود مرگ را مي خوانيم
چون ما هيچ آينده اي نداريم
و ما فقط مي خواهيم مثل تو باشيم
ما شمعي را روي زمين روشن كرديم
و آنرا تبديل به جهنم كرديم
و اينطور وانمود كرديم كه در بهشت هستيم
ما دعاهايمان را روي يك بمب نوشتيم
و بوسه اي بر رويش زديم
و به خدا فرستاديم
ما دنيا بوديم
اما هيچ آينده اي نداريم
و ما فقط مي خواهيم مثل تو باشيم

+ نوشته شده در  ساعت 23:56  توسط محمد | 
mustis

MUSTIS

Instruments: Synthesizers/Piano, Guitar, Quenaflutes, Panflute, Violin, Drum, Harmonica.

From: Bærum-outside of Oslo.

Musical influenses: Some horror soundtracks and my one blood.

First ever bought album/got: Don't remember, but it was for shure not an metal album.

Favorite bands: In fact...I don't have any.

Favorite Dimmu album: Puritanical Euphoric Misantropia.

Favorite Dimmu song: IndoctriNation, Symphozium.

Bands: Solo (later)

Favorite drinks: Ringnes, Lapin Kulta, Coke, Pernod, most kind of whisky, Sambouka, Water

Equipment: Korg X5d, Korg Triton, Korg Trinity, Korg Z1.

Words to the fans: Ask questions to everything and be critical/reflected in both ways. And never supress youself if you don't like who you really are. Stay true to yourself. You will not find your true to life written down in a BOOK!!!!

+ نوشته شده در  ساعت 23:43  توسط محمد | 

In Sorte Diaboli

galder

GALDER

Instruments: Lead guitar

From: n/a

Musical influenses: n/a

First ever bought album/got: n/a

Favorite bands: n/a

Favorite Dimmu album: n/a

Favorite Dimmu song: n/a

Bands: Old Man's Child

Favorite drinks: n/a

Equipment: BC Rich guitars, Marshall amps and Digitech pre-amps. Shure wire-less systems. D'adario strings and Dunlop picks.

Words to the fans: n/a

+ نوشته شده در  ساعت 23:41  توسط محمد | 
silenoz

ICS VORTEX

Instruments: Bass and backing vocals

From: Oslo

Musical influences: n/a

First ever bought album/got: n/a

Favorite bands: n/a

Favorite Dimmu album: n/a

Favorite Dimmu song: n/a

Bands: Arcturus, Borknagar

Favorite drinks: n/a

Equipment: B.C.Rich Vortex Warlock Bass, Hughes and Kettner Quantum Bass Aamp 6x10 +2x10/1x15 and H&K Quantum cabinets.

Words to the fans: n/a

+ نوشته شده در  ساعت 23:40  توسط محمد | 
silenoz

SILENOZ

Role: guitars/lyricist

With the band since: The beginning 1993
Other/previous bands: Insidious Disease (2004- ), Nocturnal Breed (1996-98), Malefic (1991-93)

Use and abuse: ESP guitars, Morgan Guitars, Engl amps, Seymour Duncan, DR strings, Dunlop picks and pedals, Shure Wireless Systems, Junker Designs, Bullitt Custom Leather

Music: Metal, rock, country, electronica
Influences: Parapsychology, philosophy, history, geography/travel, wildlife, animals, H-D

Quote to the fans: "Evangeliesenteret er det samme som metadonbehandling. De erstatter heroinen med noe som bare er litt mindre skadelig."

+ نوشته شده در  ساعت 23:38  توسط محمد | 
shagrath

SHAGRATH

Instruments: Vocal, Guitar, Bassguitar, Synthezisers, Drums.

Born: Jessheim-outside of Oslo

From: Oslo-Norway.

Musical influences: Devil Doll, Rob Zombie etc

First ever bought album/got: Kiss-Creatures of the night (1982).

Favorite bands: Bathory, Devil Doll, Chris Isaak, Thorns, Wasp, Slayer, Venom, Monster Magnet, Juno Reactor, Astral Projection, Tangerine dream, Dark Throne, Immortal, U2, Johnny Winter etc

Favorite Dimmu album: Puritanical Euphoric Misanthropia.

Favorite Dimmu song: Relinquishment of spirit and flesh.

Bands: Fimbulwinter, Starkness & Chrome Division

Favorite drinks: Ringnes(beer), Vodka Russian, Coke, Sprite, Jack Daniels

Equipment: Shure Microphones (exclusively), Lexicon-effects, Art-effects, Rocktron-swichboard, Synthezisers; Korg x5, Korg Trinity, Korg-Z1

Words to the fans: Darkness has its attractions, which everyone can feel only hypocrites deny, its time to remove the blindfold of hypocrisy. Stay true to yourself...Hail Satan!

+ نوشته شده در  ساعت 23:34  توسط محمد | 

dimmu borgir video

 

+ نوشته شده در  ساعت 23:29  توسط محمد | 
 همانگونه که می دانید، در گیتارهای الکتریک، یک یا چند "پیکاپ" ارتعاش سیمها را به فرکانس صوتی تبدیل میکند و صوت حاصل توسط یک آمپلی فایر تقویت می شود.

فرکانس صوتی تولید شده توسط پیکاپ ها قابل تغییر و فیلتر شدن است. لذا با استفاده از افکت ها (مثل distortion یا fuzz یا overdrive یا پدال wah-wah) صدای خروجی از گیتار الکتریک قابل اصلاح به سلیقه نوازنده است. Distortion یا Overdrive باعث ایجاد صداهای خشن تر و به اصطلاح دندانه دار می شوند در حالی که بعضی افکت ها صدای شفاف یا Clean ‌دارند.



Guitar Hollow Body

Guitar Hollowed Body : این دسته از گیتار ها دارای بدنه تو خالی هستند و اصولا به عنوان نسل اولیه گیتارهای الکتریک به حساب می آیند. کاسه صدای این سازها معمولاً دارای دو سوراخ f‌ شکل (مثل ویولون) هستند. بهترین و معروفترین مدل های این نوع گیتار Epiphone و Gibson مدل ES هستند. این دسته از گیتارهای الکتریک در قدیم، در انواع موسیقی بکار می رفته اند، اما امروزه از این ساز، بیشتر در موسیقی جز و بلوز استفاده می شود.
صدای گیتار Guitar Hollowed Body را بشنوید

Solid Body Guitar : این دسته از گیتارها دارای بدنه تو پر هستند و در اصل کاسه تولید صدای آکوستیک ندارند. شناخته شده ترین و معروفترین انواع این گیتارها- از نظر ظاهر- به صورت زیر طبقه بندی می شوند:
Stratocaster


Stratocaster : این نوع گیتار الکتریک برای اولین بار در دهه 50 میلادی توسط "لئو فندر" ساخته شد. گیتارهای مدل استراتوکستر، معمولترین نوع گیتار الکتریک هستند و به دلیل ویژگیهای خاص خود در تمامی سبکهای موسیقی، از بلوز گرفته تا راک و حتی متال، مورد استفاده قرار می گیرند. بهترین و شناخته شده ترین سازنده این نوع گیتار، فندر است و انواع این ساز را با امضاء بزرگترین نوازندگان استراتوکستر ( از Eric Clapton، Stevie Ray Vaughan و Mark Knopfler گرفته تا Jeff Beck و Yngwie Malmsteen) عرضه می نماید.
صدای گیتار Stratocaster را بشنوید

برای اولین بار Whammy Bar (دسته ای برای شل و سفت کردن پیچ سیمها یا در حین نوازندگی برای ویبراتو) روی خرک این نوع گیتار ها نصب شد. استراتوکستر ها دارای قابلیت نوازندگی فوق العاده ای هستند و نسبت به مدلهای دیگر، بسیار سبکترند و همه این عوامل باعث محبوبیت استراتوکستر ها است. بدنه این ساز از چوب توسکا (Alder) یا چوب درخت زبان گنجشک (Ash) و دسته از جنس اقاقیا یا Rosewood (دسته های تیره) یا افرا Maple (دسته های روشن) است و دارای سه پیکاپ single coil است.

بزرگترین نوازندگان استراتوکستر عبارتند از: جیمی هندریکس، اریک کلپتون، جف بک، مارک نافلر، دیوید گیلمور، ریچی بلکمور(نوازنده گروه Deep Purple وRainbow)، ینگوی مالمستین، بادی گای و ...


Telecaster

Telecaster : این نوع گیتار الکتریک قدیمی ترین نوع از دسته گیتارهای Solid body است و اولین بار توسط فندر ساخته شد. تله کستر بسیار ساده است و قابلیت های این ساز نسبت به Stratocaster ها محدودتر است، اما صدای منحصر به فرد تله کستر ها همچنان طرفداران زیادی دارد. صدای تله کستر مقطع، شفاف و زنگ مانند است و به همین دلیل بیشتر نوازندگان کانتری و راک اند رول از آن استفاده می کنند. بدنه این ساز معمولاً از چوب توسکا (Alder) یا چوب زبان گنجشک (Ash) و دسته آن از چوب افرا (maple) است و دارای دو پیکاپ single coil است.

بزرگترین نوازندگان این ساز "پیت تاونزند" (یکی از بزرگترین گیتاریستهای حال حاضر از گروه افسانه ای The Who)، کیت ریچاردز (گیتاریست Rolling Stones)، آلبرت کالینز (یکی از متفاوت ترین نوازندگان بلوز که سبک او به ice blues معروف است و به او The ice man: master of telecaster می گفتند) و روی بوكانن هستند.
صدای گیتار Telecasterرا بشنوید


Gibson Les Pauel

Gibson Les Pauel : گیتار مدل لس پاول گیبسون یکی از مرسوم ترین گیتار های الکتریک است. این مدل گیتار در آهنگهای بلوز، راک و هارد راک استفاده می شود. مزیت این سازها بکار گیری پیکاپ های هوم باکر (Humbucker) در آنها است که باعث از بین رفتن نویز در خروجی صدای آنها می شود و در نتیجه صدای گیبسون لس پاول به نسبت، کمی تودماغی و گرمتر است.

دسته یا neck این ساز نسبت به مدلهای دیگر کمی پهن تر است و کلاً گیتار گیبسون لس پاول، نسبت به انواع دیگر بسیار سنگین تر می باشد. بدنه انواع مرغوب این ساز از چوب ماهون (mahogany) و دسته آن از چوب ماهون یا افرا (maple) بوده و دارای دو پیکاپ هوم باکر است. بزرگترین نوازندگان این ساز گیتاریست گروه لد زپلین جیمی پیج (Jimi Page) ، اسلش، پیتر گرین (گیتاریست Fleetwood mac)، گری مور و زک وایلد (گیتاریست Ozzy Osbourn) و The Edge (گیتاریست U2) هستند.
صدای گیتار Gibson Les Pauel را بشنوید


Flying V

Flying V : این نوع گیتارهای الکتریک، جزء گیتارهای با طراحی مدرن محسوب می شوند و دارای شکلی شبیه به حرف V هستند. از این ساز بیشتر در موسیقی هارد راک و متال استفاده می شود، هرچند آلبرت کینگ در دهه 70 از این ساز در موسیقی بلوز استفاده می کرده است. بدنه این ساز از چوب ماهون (mahogany) یا Korina ‌است و دسته عمدتاً از اقاقیا (Rosewood) یا آبنوس (ebony) می باشد و دارای دو پیکاپ هوم باکر است. بزرگترین نوازندگان این گیتار رادلف شنکر (گیتاریست scorpions)، رندی رودز (گیتاریست سابق Ozzy Osbourn)، جیمز هتزفیلد و کرک همت (از گروه metallica) و لنی کراویتز هستند.


Explorer : این نوع گیتار نیز مثل مدل Flying V جزء گیتارهای با طراحی مدرن به حساب می آیند. هرچند در ابتدای تولید این ساز، استقبال چندانی از آنها نشد، اما بعدها این گیتار در موسیقی هارد راک و متال مورد استفاده قرار گرفت. مشخصات ساختاری Explorer ها نیز مشابه Flying V است. از نوازندگان بزرگ این ساز می توان به مارتی فریدمن (گیتاریست Megadeath)، آلن کالینز (از گروه Lynyrd Skynyrd) ، جیمز هتزفیلد، ماتیاس جابز (گیتاریست scorpions) و جانی وینتر (Johnny Winter) اشاره کرد.
صدای گیتار Explorer را بشنوید
+ نوشته شده در  ساعت 16:57  توسط محمد | 

موسیقی الكترونیكی نه تنها در موسیقی پاپ كه در همه آثاری كه اخیراً خلق شده‌اند، به‌نوعی شنیده می‌شود. هنوز هم كسانی معتقدند كه الكترونیك، خلاقیت را در موسیقی از بین می‌برد، اما واقعیت این است كه آهنگسازان قدیمی تا اركستری قطعه آنها را نمی‌نواخت، نمی‌توانستند سمفونی خود را بشنوند، در‌حالی‌كه امروز به‌لطف سینتی‌سایزر(synthesizer)ها، سكوتنسر(Sequencer)ها و كامپیوتر(Computer)ها، آنها می‌توانند قبل از آنكه آثارشان را به‌گوش شنوندگانشان برسانند، خودشان آنها را بشنوند، به این ترتیب خلاقیت موسیقایی آهنگسازان، جهش حیرت‌انگیزی داشته است.

امروزه آهنگساز می‌تواند بدون واسطه خسته‌كننده علائم و نتها كه دانش اصلی موسیقی محسوب می‌شوند، اثر خود را خلق كند. همچنین او می‌تواند همه سازهایی را كه در اثرش ضرورت دارند، بنوازد و آنها را به‌شكل موردنظر خود طراحی كند. دیگر ضرورتی ندارد كه او خود را به نوشتن نت محدود كند، بلكه می‌تواند صداهای جدیدی را بیافریند.

او حتی می‌تواند با كی‌بورد(Keyboard)، صداهای انسان، هم‌سرایان، باران، باد، پرنده و انواع صداهایی را كه در طبیعت وجود دارند، به لطف نمونه‌های ضبط‌شده، تولید و اجرا كند. اینك كنترل آهنگساز بر صداها، مطلق است.

او می‌ تواند هر چه را كه به ذهنش می‌رسد، بیان كند. تاریخچه موسیقی الكترونیكی در فاصله سالهای 1940 و 1950، عده‌ای از پژوهشگران، بی‌آنكه كسی از آنها حمایت كند، بر این نكته پافشاری می‌كردند كه به كشف نوعی موسیقی جهانی نائل شده‌اند. برخی از این افراد عبارت بودند از:

جان كیج(John Cage)، پی‌یر شافر(Pierre schaeffer)، پی‌یرهنری(Pierre Henry) و میلتون بابیت( Milton Babbitt )، انتهای راه بسیاری از قطعات موسیقی الكترونیكی، بازارهای تجاری بود و به‌همین دلیل تولید‌كنندگان نوارهای موسیقی در تعیین نوع آن دخالت اساسی داشتند.

ضبط انواع صداها، تركیب كردن آنها، دوباره‌سازی آنها با سرعتهای متفات و تحریف و از شكل انداختن اصوات، رواج یافت. ارگهای الكترونیكی به‌سرعت در موسیقی باب شدند و دستگاههای جدید الكترونیكی به آهنگسازها امكان تولید صداهای غیرزمینی و آسمانی را داد.

گیتار برقی نیز در همین ایام پدید آمد. هرچند گیتار برقی امكان تجربه صوتی در عمق را نمی‌دهد، اما جهشی را در موسیقی پدید آورد كه تا آن زمان وجود نداشت. این جهش، موسیقی راك بود. بدون اختراع گیتار برقی، موسیقی راك وجود نداشت و یا دست كم شبیه به چیزی كه ما امروز به‌عنوان موسیقی الكترونیكی می‌شناسیم، نبود. در سالهای 50، نخستین سینتی سایزرها ساخته شدند.

این ساز از هر ساز غیر آكوستیك دیگری كه قبلاً ساخته شده بود، پیشرفته‌تر بود. فقط اشكالی كه داشت حجم غول‌آسای آن بود كه به‌راحتی یك اتاق را پر می‌كرد. با ساخت سینتی سایزر مارك دوم از شركت RCA، نوع دیجیتالی و شگفت‌انگیز سینتی‌سایزر پدید آمد.

در همین دوران هم در روسیه، سینتی سایزری توسط اوژن مورزین(Eugene Murzin) ساخته شد. پیشگامان موسیقی الكترونیكی ‌در اوایل دهة 70، موسیقی الكترونیكی به‌نوعی به سفرهای ناشی از مصرف ال.‌اس. دی و اوهام و خیالات سربازان ویتنام نسبت داده می‌شد، ولی هنگامی كه در موسیقیهای راك و پاپ از سینتی سایزرها استفاده فراوان شد، این تصور به‌تدریج از بین رفت.

یس(Yes)، جنسیس(Gensis) و یان هامر(Jan Hammer) در این زمینه زحمات فراوانی كشیدند. از همه گروهها معتبرتر، گروه تانجرین دریم(Tangerine Dream) بود كه در سال 1972 به‌وجود آمد. در این سال استیون شرویدر(Steven Schroyder) گروه را ترك می‌كند و ادگار فروئز‌(Edgar Froese) با پیتر باومن(Peter Baumann)، نوازنده كی‌بورد كه در آن زمان در باشگاه برلین برنامه اجرا می‌كرد، تماس گرفت.

پیتر پذیرفت كه با گروه همكاری كند و اولین آلبوم آنها به نام Zeit منتشر شد كه كاری شلوغ بود و حال و هوایی تیره‌ و تار داشت. كلاوس شوتز(Klaus Schultz) تك‌نوازی خود را با سینتی‌سایزری به نام سینتای اكس(Synthi Aks) آغاز می‌كند.

در این هنگام گروه كرافت ورك(Kraft werk) و اشراتمپل(Ashra Temple) آلبومهایی را در موسیقی الكترونیكی منتشر می‌كنند و پوپول ووه(Popol Vuh) موسیقی فیلم خشم خداوند را برای ورنر هرزوگ(Werner Herzog) می‌سازد. در روسیه، ادوارد آرتمی‌یف(Edward Artemiev) نوآوریهای موسیقایی خود را در موزیك متن فیلم سولاریس اثر تاركوفسكی نشان می‌دهد.

به‌رغم دیوار آهنی بین شرق و غرب، در سالهای بعدی، هنرمندان بی‌شماری از اروپای شرقی در سرتاسر جهان به‌شهرت می‌رسند از جمله:

موسیقیدان لهستانی، مارك بیلینسكی(Marek Bilinsky)، هنرمند اهل یوگسلاوی لازار یستوفسكی(Laza Ristovski)، ریزاولیك(Rainer Oleak) از آلمان شرقی و هنرمندان مجاری پترهاپكا(Petr Hapka)، گابورپرسور(Gabor Pressor) و لازلونبكو(Lazlo Benko). بعدها گروههایی چون پینك فلوید(Pink Floyd) توانستند با طیف وسیعی از شنوندگان ارتباط برقرار كنند.

با آثار درخشان كسانی چون ونجلیز، ژان میشل ژار، كیتارو و بسیاری دیگر كه بررسی درباره تأثیر و آثار آنها فرصت مبسوط‌تری را می‌طلبد، این موسیقی پایگاه ویژه‌ای یافت و به‌خصوص در زمینه موسیقی فیلم توانست یكه‌تاز میدان شود.

+ نوشته شده در  ساعت 16:53  توسط محمد | 

اگه بخواهيم از روي تاريخ جلو بريم بايد برگرديم به سال 1930 زماني كه جورج بيچامپ به دنبال راهي براي افزايش صداي گيتار افتاد چون هميشه اين مشكل نرسيدن و ضعيف بودن صداي گيتار در مراسم هايي كه تعداد شنونده ها زياد بودن وجود داشت

در اون زمان همه ميدونستن كه رد كرن سيم از يك ميدان مغناطيسي تغييري در شدت ميدان مغناطيسي ايجاد ميكند و در صورت تكرار موجب تخليه الكتريكي تغيير پذير خواهد شد.

از همين اصل در گذشته براي به كار اندازي موتورهاي الكتريكي.مولدهاو سوزن گرامافون ها استفاده ميشد 5سال قبل از ان بيچامپ سعي كرده بود با استفاده از سوزن گرامافون يك گيتار الكتريك تك سيمي توليد كنه و بر اين باور بود كه ميتوان با توسعه دادن ان دستگاه و بلند كردن ارتعاشات هر سيم و تبديل و كنترل اين ارتشاعات به صداي متناسب دستگاه مورد نظر خودشو بسازد.. به زبان ساده كار دستگاه اين بود كه صدا را تقويت كند چون صدا خود از ارتشاعات تشكيل شده در واقع اين ارتشاعات بودند كه بايد تقويت ميشدند كه امروزه به اين دستگاه ميگن -امپلی فاير- يا- تقويت كننده- بعد از چند ماه ازمايش و خطا بيچامپ و همكارش پاول بارت دستگاهي رو طراحي كردند

اين دستگاه از دو اهن رباي نعل مانند و شش قطب شامل ميشد سيم گيتار هر كدام از مركز يك قطب ميگذشتند همچنين اون ها از موتور و سيم پيچ به كار رفته در ماشين لباسشويي بارت براي سيم پيچ كردن دو سر اهنربا استفاده كردند.

بعد از اينكه اون ها كارشونو تموم كردن با هري واتسون براي ساختن و طراحي بدنه براي گيتار تماس گرفتند و بعد از چند ساعت اولين گيتار الكتريك جهان بر روي ميز اشپزخانه‌ي بارت ساخته شد..اونا بهش لقب Frying Pan ياماهي تابه دادند!

+ نوشته شده در  ساعت 16:52  توسط محمد | 
اصولا راک زماني شروع به شکل گيري کرد که جنگ جهاني دوم تمام شده بود. يعني پس از يک مدت زمان نسبتا طولاني که چيزي جز بدبختي ، آوارگي ، درماندگي و فقر در پي نداشت. زماني که انسانها بيش از هر وقت محتاج کمک بودند. کمک رواني ، کمک عاطفي و کمک روحي. در اين گير و دار موسيقي راک ظهور کرد که متفاوت از بقيه بود. نگاهي نو به قضايا داشت. حرف جديدي براي گفتن داشت. مبدا راک نيز در اروپا بود که بيشترين ضربه را از دو جنگ خورده بود ( البته وضعيت راک در آمريکا هنوز به اين شکل نبود ). پايه گذاران راک هم از بين مردم بودند. مردمي که روزگار ، چهره سياه خود را به آنان نشان داده بود. اين افراد که از دل اجتماع ستمديده بيرون آمده بودند جواناني بودند تشنه حقيقت. جواناني در جستجوي علت. جواناني در تلاش براي درک زندگي. و اين جوانان بهترين روش براي رسيدن به هدف را در استفاده از هنر يافتند. موسيقي نيز از چشم اين گروه دور نماند. اما چون اين جوانان در پي يافتن علت بودند نتوانستند با سبک قديمي همراه شوند. در نتيجه سبک جديد طرح ريزي کردند و در نتيجه تلاشهاي آنان بود که راک متولد شد. پايه گذاران راک آنرا موسيقي متفاوت مي دانستند با سازهاي متفاوت و با کلماتي متفاوت. اشعاري که در راک بکار برده ميشد کاملا جديد بود. اشعاري بسيار زيبا و خيلي هم عجيب. زيرا که بر خلاف سبکهاي ديگر موسيقي اشعار در اينجا بر يک مضمون عشق يا زيبايي و اينچنين نمي گذشت. بلکه در اينجا اجتماع بود که درباره اش گفته ميشد. فرهنگ بود که به چالش کشيده ميشد. درباره جوان و مشکلاتش صحبت بود. چيزي بود بر خلاف حرفهاي هميشگي و تکراري. و در نتيجه مردم مخصوصا جوانان به سمت موسيقي راک کشيده شدند. چونکه شور و نشاطی در آن يافته بودند که در موسيقی ديگری يافت نمی شد. چونکه در آن نگاهی نو يافتند. چونکه اصول و قواعد را زير پا گذاشت و ديدگاه نوينی ارائه کرد. چونکه متفاوت بود.
دست اندرکاران و دوستداران راک خود را از سنتها و آداب تکراری و خسته کننده رهايي بخشيدند و دوره ای جديد از تاريخ بشريت را نويد دادند که در آن موسيقی بر خلاف گذشته فقط برای بيان مسائلی نظير عشق به کار نمی رفت. بلکه موسيقی خود بدل به يک حرکت و جنبش شده بود. يک جهش ؛ از ظواهر به واقعيات و از شنيده ها به ناشنيده ها. با شروع اين جنبش بود که ديگران نيز شروع به حرکت کردند. نگاه متفاوت در همه جا و بر همه کس اثر نمود و نگرش جديد را در همه ايجاد کرد. ديگر همه مسائل به نقد گرفته می شد. از خانواده و اجتماع گرفته تا اقتصاد و سياست. از جنگ و صلح گرفته تا راست و دروغ. اين نگاه منتقدانه راک بيشترين تاثير را بر جوامع ضربه خورده از جنگ گذاشت و جايگاه راک را به عنوان يک جنبش و نه يک سبک موسيقی بيش از بيش تثبيت کرد.
اما همانطور که ذکر شد، کسانی که نسبت به ديگران علاقه بيشتری به راک پيدا کردند جوانان بودند. اين جوانان همان کودکان زمان جنگ جهانی دوم بودند. همان کودکانی که مزه بدبختی و سرگشتگی را چشيده بودند. همانهايي که از فقر و بدبختی ضربه خورده بودند. و از دولتها و حکومتها هم ناراضی بودند که چاره ای به حال آنان نمی انديشيدند. در نتيجه اولين کسانی که مجذوب راک شدند همين جوانان بودند. کما اينکه همين جوانان ، خود پايه گذاران راک بودند. شور جوانی و تلاش برای ابداع و عرضه موسيقی جديد و متفاوت نقطه عطفی را در تاريخ رقم زد. اينها همه و همه باعث شد اين دوره از تاريخ به عنوان يکی از پرباترين و پر تحرک ترين دوره ها شناخته شود.
+ نوشته شده در  ساعت 16:40  توسط محمد | 


Put your life into their hands
Die for someone else
Now you're in the real world
Where pain and death are felt

The first blood shed does not seem real
Reality is what you feel
Dropping to your knees you pray
God won't make this go away

You will not return alive - Left to die
Suffering until the end - Left to die

Time stands still as you pass away
No more tomorrow this is your last day
On this fucking earth

Bodies fall onto the ground
Blood flies through the air
Shredded victims lie in pain
Death is never fair

Legs blown off, all hope is lost
A human life is what it cost
Others follow close behind
A real adventure they will find

You will not return alive - Left to die
Suffering until the end - Left to die

اجازه بده یمیرم

بگزار زندگیت را داخل دستهای من

بمیر برای یک بار دیگر

اکنون تو هستی داخل یک جهان واقعی

کجای درد و رنج را میشود احساس کرد

اولین خون میریزد ولی به نظر نمی رسد واقعی

واقعی است آنچه احساس میکنی

رها کردن دعا کردنت

خدا آموخته ساختن رفتن به بیرون را

تو نمی خواهی برگردی به زندگی برو به سوی مردن

تحمل می کنی تا پایان برو به سوی مردن

ساعت می ایستد بی حرکت چنانچه تو رفتی به گزشته

فردایی نیست این است آخرین روزت

این است دنیای لعنتی

بدنهایمان روی زمین

خونهایمان پرواز میکنند به آسمان

کشته می شوند قربانی هایی با افتادن داخل درد و رنج

مرگ اصلا زیبا نیست

پایه های خسته همه امیدشان شکست خورده است

یک انسانی زندگی میکند به پولش

بقیه پیروی میکنند پشت سر آن

یک سر گزشت واقعی آنها می خواهند پیدا کنند

تو نمی خواهی برگردی به زندگی برو به سوی مردن

تحمل می کنی تا پایان برو به سوی مردن

+ نوشته شده در  ساعت 2:42  توسط محمد | 


Through a dark and desolate valley he walks
Pale, flickering fires light the way
Along an ice cold river lies his path
The sky is of darkest grey

A cold wind pierce through his bones
And the sharp rocks cut his feet
His clothes and skin are ripped by thorns
His eyes appear to bleed"

The land is dead and dry
The water is poisonous
Unknown creatures howling to the sky
Blood chilling and ravenous

The air is thick and dense
A smell of rotting flesh
Every breath is like one thousand knives
Cutting through his chest

Black birds of prey circle the sky
He hears the shadows moan
He sees pale faces pass him by
But he walks this path alone

Darkness fills his heart with chilling fear
A nameless fear he cannot quell
How did he ever end up here?
This place where death seems to dwell

He repeats the question in his weary mind
The riddle gives him no rest
Yet he knows the answer deep inside
He's been touched by the chill of death

Enchanting voices urge him on
Through he wants to turn around
They sing to him with soothing words
A chilling, frighting sound

A cold blue light shimmer ahead
Where a mountain reaches for the sky
Nidafiell, mountain of the dead
Terrifying it's might

He approach the gates
his heart is cold
He understands all to well
She awaits him
The truth unfolds
He's been sent to Nifelhel

کجای مرگ به نظر ساکن است


از میان یک تاریکی مخروبه گودی که او راه میرود

در میان محصور کردن جنبش آتش(آتش زدن) در راه

همراه یک رود خانه ی سرد ماندن در یک راه باریک

آسمان از خاکستر تاریکی

یک باد سرد فرو بر می دارد داخل استخوان

و قسمتی از سخره ها کنده می شوند با پا

لباس هایش پاره می شوند با خار

او چشمانش ظاهر شده از خون آمدن

ابن زمین است مرده و خشک

آب است سمی و زهر دار

آفریده ی ناشناخته فریاد می زند به آسمان

خون تند و گرسنه

هوا گل آلود و غلیظ

بوی حیوان پوسیده

هر نفس است هزاران چاقو

برشی داخل قفسه ی سینه

پرندگان سیاه از شکار قلمرو آسمان

او می شنود سایه ی ناله ای را

او میبیند صورت رنگ پریده ی او را

ولی او راه می روید در راه باریکی به تنهایی

تاریکی پر می شود با رشادت تند ترس

یک ترس بی نام و نشان او نمی تواند فرو بنشیند

چه گونه او تا پایان آنجا است

کجای این مکان به نظر می آید ساکن مرگ است

او تکرار می کند سوال را با زهن بیزار

او معما را می گیرد با نگرفتن استراحت

هنوز او می داند داخل پاسخ عمیق را

او بوده با سرمایی از مرگ

صدای دلربایی با اصرار او

داخل آنچه او می خواهد برگرشتن به زمین است

آنها آواز می خوانند با زمین

یک صدای وحشت تند

یک سرمای روشن خاموش شدن رو به جلو

کجای یک کوهستان میرسد به آسمان

کوهستانی از مرگ

او نزدیک می شود به دروازه

آنجا است منزل سرما

او می داند همه ی خوبی ها را

او راستی آشکار شد

او فرستاده شد به سوی جهنم

+ نوشته شده در  ساعت 2:40  توسط محمد | 

MUTIILATION

گروه MUTIILATION در سال 1991 در grables این گروه درفرانسه شروع به کار کرد بیشتر اشعار این گروه در غالب شیطان , سحر و شهوت سروده شده .
میهناچ (Meyhna'ch) خواننده و گیتاریست گروه , موردرد (Mordred) نوازنده بیس , کیساگرازبث (Krissagrazabeth) درامر اعضاء گروه را در سال1992 تشکیل می دادند Mutiilation به طور استثنا در بین باند های ناموفق بلک متال فرانسه توانست خود را در عرصه Black Metal مطرح کند.
MUTIILATION
اولین باند فرانسوی بود که توانست در سال1992 Sick Black Metal ( که توسط میهنا چ"Meyhna'ch" ساخته شده) بود و به شکل اصیل و ناب ارائه دهد.

در آن زمان میهناچ تحت تاثیر شاهان نروژ(Darkthrone, Mayhem, Emperor, Burzum, Immortal) بود . در همان سال درامر گروه ( Krissagrazabeth ) از گروه جدا شد سه سال بعد یعنی سال 1995 بیسیست گروه (Mordred) نیز از گروه جدا شد تا گروه عملاً به یک گروه تک عضوی تبدیل شود و فقط میهنا چ (Meyhna'ch) در گروه باقی ماند و چندین آلبوم و دمو را به تنهایی ساخت و ارائه کرد.
بیشتر و بیشترفاصله داشتن ازبلک متال نروژی و خلق آثار بلک متال منحصر به خود, باعث شد که نه از باندهای دیگر پیروی کند و نه هیچکس بتواند از آثار گروه تقلید کند در آلبوم Majestas Leprosus" می توانیم تشخیس بدیم Mutiilation در هنر و ساختار در مرحله و مقطع بالایی قرار دارد .فقط کافی است که به Destroy Your Life For Satan" و Tormenting My Nights" گوش دهید تا Mutoolation را درک کنید. Mutiilation از سال 1992 تا الان نزدیک به 20 البوم و دمو رکورد کرده که هر کدام نوعی شاهکار و اثر محصوب می شود و می توان به 1999 Remains Of A Ruined, Dead, Cursed Soul و Black Millenium (Grimly Reborn)2001 اشاره کرد.

اعضا Mutiilation

میهنا چ (Meyhna'ch) : با نام واقعی ویلی روزل (Willy Roussel) از سال 1992 تا الان در عضو گروه بوده و برای گروه گیتاریست ، بیسیست ، درامر ، خواننده ، آهنگساز و شاعر گروه بود. و در گروه ها و نهضت هایی مانند See also Gestapo 666, Hell Militia, Malicious Secrets, Satanicum Tenebrae فعالیت داشته.
موردرد (Mordred): از سال 1992 تا سال 1995 بیسیست گروه بوده .
کیساگرازبث (Krissagrazabeth): در سال 1992 درامر گروه بوده و سابقه همکاری با See also Hegemon را دارد.
جان-لوک(Jean-Luc): برای گروه درام زده و با گروه Session member همکاری داشته.


dark throne
گروه Dark Throne در سال 1986 توسط Gylve Nagell ( درامر و شاعر ) Skejllum ( گيتار و آواز ) ، ivar enger ( گيتار ) ، Dag Nielsen ( بيس ) در نروژ پا به عرصه موسیقی BlackMetal گذاشت .قبل از ضبط آلبوم Soulside Journey اعضا نامهاي خود را به Fenriz ، Nocturno culto و Zephyrous تغيردادند.

گروه براي شروع کار سه دمو به نامهاي Land Of Forest ، Thulcandra ، Cromlech و يک نوار به نام a New dimension ضبط کردند تا درسال 1991آماده ضبط اولين آلبوم خود به نام Soulside Journey شود که اولین البوم گروه تلقی می شد.
گروه براي ضبط آلبوم بعدی در همان سال 1991 راهي شرکت DsP که متعلق به Euronymus گيتاريست گروه ميهم که توسط کنت گريشناخ به قتل رسيد شد . و آلبوم a blaze in the northern skay را ضبط کردند .
گروه در البوم a blaze in the northern skay خشونت را به معناي واقعي خود تعريف کرد و آهنگهاي اين آلبوم همه ازگروههايي مثل Bathory ، Hell hammer و Celtic Frost الهام گرفته شده بود .
در هنگامي که اعضا براي ضبط آلبوم بعدي آماده مي شدند Dag Nielsen از گروه جدا شد . گروه در سال 1993 آلبوم Under a Funeral Moon را ضبط کردند و بلافاصله چند ماه بعد و در سال 1994 يکي از زيباترين و در عين حال خشن ترين آثار تاريخ خود را به نام Transilvanian Hunger ضبط کردند

اين آلبوم با اشعاري فوق العاده شيطاني و ريف هاي سريع گيتار آلبومي تاريخي و ماندگار در کلکسيون آثار Dark Throne قرار گرفت به همراه اين آلبوم گروه Panzerfast را در سال 1995 ضبط کرد ولي قبل از ضبط اين
آلبوم گروه با شرکت Moonfog که متعلق به Satyr خواننده گروه Satyricon بود قرارداد بست .
در سال 1995همZephyrous از گروه جدا شد و جالب است که بدانيد به علت اعتياد سختي که داشت نتوانست
در هيچ گروهي کار کند و در يکي دو سال بعد در خيابان هاي اسلو گدائي می کرد
بعد از جدا شدن او Dark Throne عملا به يک گروه دو نفره تبديل شد و همچنان هم دو نفره باقي مانده است
اعضاي گروه Dark Throne :
Fenriz :
با نام واقعي Gylve nagell از سال 1986 تا بحال درامر گروه بوده و سابقه
همکاري با گروههاي Aura noir ، Dhg ، Eibon ، isengard ، Satyricon ، Storm ، Ulver را دارد
Nocturno culto :
با نام واقعي Ted Skjellum از سال 1986 تا بحال گيتاريست و
خواننده گروه بوده او در سال 1996 و آلبوم nemesis divina براي گروه
.satyricon
به نام kevendolv گيتار زده

Zyphrous:
با نام واقعي ivar enger از سال 1986 تا 1995 براي گروه گيتار زده .
Dag nilsen :
از سال 1986 تا 1991 براي گروه بيس زده .
Count grishnackh :
با نام واقعي Varg Vikerness تا آلبوم Transilvanian
hunger
براي گروه شعر گفته است . او سابقه همکاري با گروههاي Burzum ،
Mayhem
، Old funeral و Satanel را دارد

+ نوشته شده در  ساعت 2:39  توسط محمد | 

 


این بیوگرافی زیاد کامل نیست

او در میان جنجالی ترین وبحث انگیزترین

موزیسین های دهه نود جایگاه ویژه ای دارد او

احتمالآ آخرین اعجوبه لیست بلند بالایی است که

به راک بازی های شوک آور معروف است او

با نام اصلی برایان وارنردرکانتون اوهایو متولد شددر18سالگی به

فلوریدا نقل مکان کرد و در

آنجابه عنوان روز نامه نگار با زمینه ی گرایش به موسیقی مشغول

به کار شد بعد از مدتی با

گیتاریستی به نام اسکات میچل دوست وتصمیم به تشکیل گروه

گرفتند اندک زمانی بعد نوازنده

کیبورد مادونا واین و نوازنده باس گجت گین به گروه ملحق

شدند کارهای اولیه گروه در حد

ضبط چند کاست ونواختن درکلوب ها وبرنامه ها بود

اساتفاده ازجلوه های بصری خاص آرایش

عجیب منسون و فضای گوتیک آثارشان به سرعت گروه

را مطرح ساخت استفاده از درام های

قدرتمند باعث شدتاصدایی سخت تر و تیز تر

به گوش شنوندگان برساند وتا سال 1992 به عامه

پسند ترین گروها در فلوریدا

به شمار میرفتند در1994با کمپانی ناتینگ ریکورد وارده مذاکره

میشوند در همین زمان

بود که نوازنده جدید باس با نام تویگی رامیرز جایگزین عضو قبلی گین

میشود از همین جا شهرت گروه شروع میشود اجرای گروه در

سالک لیک سیتی و کارهای

غیره منتظره منسون روی صحنه نمایش

از او یک شیطان مجسم ساخته بوداو باانتشاره آلبوم

children Ep likeبه یک موفقیت غیره منتظره

بدل میشود اندک زمانی بعد برگویچ هم جای

خود را به نوازنده ای به نام زیم زوم میدهد آلبوم بعدی

گروه در1996با نام آنتی کریست سوپر

استار منتشر وبین سه آلبوم مطرح سال قرار میگیرداو

در مصاحبه جنجالی خود با مجله

رولینگ استون حقایقی را تحت

عنوان عنوان جاده دورودراز خارج ازجهنم فاش میکند که

گروهای مذهبی را به این یقین میرساند که روحش را

به شیطان فروخته است حیوانات مکانیکی

عنوان آلبوم بعدی او درسال1998منتشر میشودو به دنبال این

موفقیت منجر به برگزاری یک

تور حمایتی یکساله میشود هالیوود درسال2000منتشرمیشود

وگروه دست به کنسرتی بزرگ در

سال 2001میزند در ماه می 2003 هواداران او شاهد آلبوم

دوران طلایی گروتسک میشوند که

یک هفته تمام درصدرجدول فروش قرار داشت درآوریل

2004آلبومش با نام عجیبlows

lunch Box and choklitبیرون میاید ودرپایان همین سال

مجموعه ای از بهترینهایش را تحت

عنوان بگذار فراموش کنیم را منتشر میکند۰اوپایبند به

هیچ دینی نییست و دشمنی خاص با

مسیحیت دارد تا جایی که انجیل را در یکی از آهنگهایش پاره میکند

او در رابطه با آرایش

صورتش میگه نمیخوام کسی بجزخودم از اون لذت ببره.

+ نوشته شده در  ساعت 2:33  توسط محمد | 


On your back look on to me
You'll see genocide
Face from death more than insane
Profane pleading cries
Watch you die inside watch you die

God send death end misery
Preach no love of ministry
Pray for sin a shattered faith
Down on your knees
Your screaming out to die

Death is over due
Nothing can save you
A morbid symphony
Hearing you lie there screaming
Taking life from you
Is all I wanna do
Desire so deranged
This is what lives inside me

Putrid blood flows through my veins
To thrive on demise
Voyeurs' lust watching the pain
Touching you inside
Bleed you fucking dry
Bleed on me

Death's design blood splattered wall
Face melting one vicious whore
Twisted figures flesh from bone
Down on your knees
Your screaming out
To die

Death is overdue
Nothing can save you
A morbid symphony
Hearing you lie there screaming
Taking life from you
Is all I wanna do
Desire so deranged
This is what lives inside me

Clawing at the eyes of god
You taste your death in hand
Your fingers bleed in vain
Your scream-in your grave
Clawing at the eyes of god
You pierce your throat and hands
You've gone insane with pain
Your blind screaming for your god
Pathetic god

Death's design blood splattered wall
Face melting one vicious whore
Twisted figures
Drown your mind in pain

خدا می فرستد مرگی را

در عقبت می بینی من رو

ما می خواهیم ببینیم کشتار دسته جمعی رو

صورت برای مرگ نسبت به دیوانه

دفاع کفر آمیز

نگاه کن تو مردن رو داخل آن.نگاه کن تو مردن رو

خدا می فرستد مرگی برای بدبختی

سخنرانی میکنیم نداشتن عشق را از وزات خانه

دعا می کنیم برای شکستن گناه ایمانمان

پایین تو ما زانو میزنیم

تو جیغ میزنی برای مرگ

مرگ است به حق

اصلا نمی توانی رهایی ببخشی

یک مریز همنوا

می شنویم به جیغ های دروغین

زندگیت رو ببر

این است همه چیزهای که میخواهی

آرزو داری بنابراین دیوانه شی

این است آنچه زندگی داخل من

جریان داشتن خون فاسد و متعفن داخل رگهایم

پیشرفت به سوی مردن

نگاه می کند شهوت من را با درد

دست می زند به داخلم

خون آمدنت از کردن خشکت

خون آمدن روی من

مرگهای قصد کردن خون روی دیوار

اب شدن صورت یک فاسد با فاحشه بازی

مزه می کند شکل گوشت را از استخوان

زانو زدن تو

تو جیغ می زنی

تو میمیری

مرگ است به حق

اصلا نمی توانی رهایی ببخشی

یک مریز همنوا

می شنویم به جیغ های دروغین

زندگیت رو ببر

این است همه چیزهای که میخواهی

آرزو داری بنابراین دیوانه شی

این است آنچه زندگی داخل من

چنگ می زنی به چشمهایت

تو مزه می کنی مرگت را دردستهایت

انگوشتانت خون می اید مغرورانه

تو جیغ می زنی داخل قبرت

چنگ می زنی به چشمانی از خدا

تو میشکافی گلویت را با دستهایت

تو میروی دیوانه و با رنج

تو کوری داد میزنی برای خدا

خدای تاثر آور

مرگهای قصد کردن خون روی دیوار

اب شدن صورت یک فاسد با فاحشه بازی

مزه می کند شکل گوشت را از استخوان

غرق شدن فکرت داخل درد و رنج

+ نوشته شده در  ساعت 2:27  توسط محمد | 
 

music-metal وبلاگ موزيك-متال را صفحه خانگي خود كنيد

MUCIC-METAL MUSIC-METAL MUSIC-METAL ASiM